منبع امتحان درس تفسیر موضوعی قرآندو بخش است 1 _ سیمای سوره حمد 2 _درآمدی بر شناخت قرآن
سیمای سوره حمد
سوره حمد که نام دیگرش «فاتحـة الکتاب» است،هفت آیه دارد و تنها سوره ای است که بر هر مسلمان واجب است حداقل ده بار آن را در نمازهای شبانه روزی بخواند.پیامبر اکرم (ص) فرمودند:«لا صلاة الا بفاتحة الکتاب؛ بدون فاتحة الکتاب، نمازی نیست.»
بنا به روایت جابربن عبدالله انصاری از رسول اکرم(ص): این سوره بهترین سوره های قرآن است. و به نقل ابن عباس، سوره حمد اساس قرآن است. در روایتی آمده است: اگر هفتاد مرتبه این سوره را برمرده خواندید و زنده شد، تعجب نکنید.
از نامگذاری این سوره به فاتحة الکتاب، دانسته می شود که قرآن در زمان رسول خدا(ص) به صورت مکتوب جمع آوری شده و به امر ایشان، این سوره درآغاز کتاب قرار گرفته است.
آیات سوره حمد،اشاراتی درباره خداوند و صفات او، مسئله معاد، درخواست رهروی درراه حق و پذیرش حاکمیت و ربوبیت خداوند دارد. همچنین در آن، به ادامه راه اولیای خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضب شدگان اعلام بیزاری و انزجار شده است.
سوره حمد، همانندکل قرآن، مایه شفاست،شفای دردهای جسمانی و بیماری های روحی .
بسم اللهِ ٱلرحمن ٱلرحیم﴿ ۱﴾
به نام خداوند بخشنده مهربان
نکته ها
◙ درمیان اقوام و ملل مختلف، رسم است که کارهای مهم و باارزش را به نام بزرگی از بزرگان خویش که مورد احترام و علاقه آنهاست،آغاز می کنند تا آن کار میمون و مبارک گردد و به انجام نیک رسد. مشرکان به نام بت ها و طاغوت ها، و مؤمنان با نام خدا و به دست اولیای خدا، کار را آغاز می کنند. چنان که در جنگ خندق، نخستین کلنگ را رسول خدا(ص) بر زمین زد.
◙ ﴿ بسم الله الرﱠحمن الرﱠحیم ﴾ سر آغاز کتاب الاهی است.﴿ بسم الله ﴾ نه تنها در ابتدای قرآن، بلکه در آغاز تمام کتاب های آسمانی بوده است و در سرلوحه کار و عمل همه انبيا قرار داشت. هنگامی که کشتی نوح (ع) در ﻤيان امواج طوفان به راه افتاد، نوح (ع) به ياران خود گفت: سوار شويد که﴿ بسم الله مجريٰها و مرسيٰها ﴾ حرکت و توقف اين کشتی با نام خداست. سليمان (ع) نيز چون ملکه سبا را به ايمان فراخواند، دعوتنامه خود را با جمله ﴿ بسم الله الرحمن الرحيم ﴾آغاز کرد.
◙ امير مؤمنان،علی(ع) فرمود:«بسم الله»، مايه برکت کارها و ترک آن موجب نافرمانی است. همچنين آن حضرت به شخصی که «بسم الله» را می نوشت،فرمود:«جوﱢدها؛ آن را نيکو بنويس.» در حديثی ديگر آمده است:«بسم الله» را فراموش نکن، حتی در نوشتن يک بيت شعر.
◙ بر زبان آوردن نام خدا در آغاز هر کاری سفارش شده است؛ در خوردن و خوابیدن و نوشتن، سوار شدن بر مرکب و مسافرت،و بسیاری کارهای ديگر. حتی اگر حیوانی بدون نام خدا ذبح شود، مصرف گوشت آن حرام است و این رمز آن است که خوراک انسان موحد نیز باید جهت الاهی داشته باشد.
◙﴿ بسم الله ﴾ نشان فرد مسلمان است که بايد همه کارهای او رنگ الاهی داشته باشد؛ چنان که محصولات و کالاهای ساخت يک کارخانه، همگی نشان و علامت آن کارخانه را دارد؛ آن کشور افراشته است؛ هم بر فراز کشتی های آن کشور در درياها، و هم بر روی ميز اداری کارمندان.
◙ امام رضا(ع) فرمود:«بسم الله» يعنی نشان بندگی خدا را بر خود می نهم.
سيمای بسم الله
﴿ بسم الله ﴾ نشانگر رنگ و صيغه الاهی و بيانگر جهت گيری توحيدی ماست.
﴿ بسم الله ﴾ رمز توحيد است. ذکر نام ديگران به جای نام خدا رمز کفر، و قرين کردن نام خدا با نام ديگران، نشانه شرک است. نه در کنار نام خدا و نه جای نام او، نام ديگری را نبريم.
﴿ بسم الله ﴾ رمز بقا و دوام است؛ زيرا هرچه رنگ خدايی نداشته باشد، فانی است.
﴿ بسم الله ﴾ رمز عشق به خدا توکل به اوست. به کسی که رحمان و رحيم است عشق می ورزيم و کارمان را با توکل آغاز می کنيم، که بردن نام او سبب جلب رحمت است.
﴿ بسم الله ﴾ رمز اظهار نياز به در گاه الاهی است.
﴿ بسم الله ﴾ نخستين گام در مسير بندگی و عبوديت است.
﴿ بسم الله ﴾ مايه فرار شيطان است. کسی که به خدا تمسک می جويد، شيطان در او کارگر نمی افتد.
﴿ بسم الله ﴾ عامل بيمه شدن کارهاست.
﴿ بسم الله ﴾ ذکر خداست،يعنی خدايا من تورا فراموش نکرده ام.
﴿ بسم الله ﴾ بيانگر انگيزه ماست،يعنی خدايا هدفم تو هستی نه مردم،نه جلوه ها و نه هوس ها.
﴿ بسم الله ﴾ کلامی است که سخن خدا با مردم و سخن مردم با خدا، با آن آغاز می شود.
پيام ها
۱. آغاز کتاب با نام خدا، يعنی هدايت با استعانت از او محقق می شود: ﴿ بسم الله ﴾؛
۲.رحمت الاهی همچون ذات او ابدی و هميشگی است:﴿ الله الرحمن الرحيم﴾؛
۳. بيان رحمت الاهی در قالب های «رحمان» و «رحيم»، نشان از رحمت گسترده الاهی در دنيا و آخرت دارد:﴿ الرحمن الرحيم﴾؛
۴. رحمان و رحيم در آغاز کتاب، نشان این است که قرآن جلوه ای از رحمت الاهی است: ﴿الرحمن الرحيم﴾.
الحمدلله رب العالمِن﴿۲﴾
سپاس و ستايش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانيان است.
نکته ها
◙ افزون بر سوره حمد، چهار سوره أنعام، کهف، سباٴ،و فاطر نيزبا﴿ الحمدلله ﴾ آغاز شده اند.
◙ مفهوم «حمد»،ترکيبی از مفهوم مدح و شکر است. انسان در برابرجمال و کمال و زيبايی ديگران، زبان به ستايش آنان، و در برابر نعمت و خدمت و احسان ديگران،زبان به سپاس از آنان می گشايد. خداوند متعال به دليل کمال و جمالش، شايسته ستايش و به دليل احسان ها و نعمت هايش، لايق شکرگزاری است.
◙ «ﹶرب» به کسی گفته می شود که هم مالک و صاحب چيزی است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد. خداوند،هم صاحب حقيقی عالم است و هم مدبر و پروردگار آن؛ بنابراين هستی در مسيری که خداوند معين کرده، هدايت می شود.
◙ خداوند، نه تنها پروردگار انسان ها، بلکه پروردگار همه جهانيان است. چنان که موسی(ع) درمقام معرفی خداوند فرمود:﴿ ربنا الذی اعطی کل شئ خلقه ثم هدی﴾؛ پروردگار ما همه موجودات را نعمت وجود بخشيده و سپس به راه کمالش هدايت نموده است.
◙ تمام هستی، تنها يک پروردگار دارد و آنچه در جاهليت و در ميان بعضی از ملت ها رايج بوده و اعتقاد داشتند که برای هر نوع از پديده ها خدايی است و آن را مدبر و رب النوع آن می پنداشتند، باطل است.
پيام ها
۱. سپاس و ستايش از ديگران، ما رااز ياد او غافل نکند که سپاس و ستايش واقعی از آن اوست:﴿ الحمدلله ﴾؛
۲. همه هستی زيباست و تدبير هستی نيکوست.(حمد برای زيبايی و نيکويی به کار می رود): ﴿ الحمدلله ﴾؛
۳. دليل ستايش ما، پروردگاری اوست:﴿ الحمدلله ر ب العالمين ﴾؛
۴. رابطه خداوند با مخلوقات، رابطه دايمی و تنگاتنگ است ( نقاش و بنا هنر خود را عرضه می کنند و می روند، ولی مربی باید هر لحظه نظارت داشته باشد):﴿ رب العالمين ﴾؛
۵. همه هستی، تحت تربيت يک خداوند است:﴿ رب العالمين ﴾؛
۶. هستی، رشد دارد، نه آنکه ساکن و راکد باشد:﴿ رب العالمين ﴾؛
۷. خداوند، انسان ها را با راهنمايِی انبيا تربيت مي کند (تربيت شرعی) و جمادات و نباتات و حِوانات را رشد و پرورش مي دهد (تربيت تکوينی):﴿ رب العالمين﴾.
الرﱠحمن الرﱠحيم﴿۳﴾
(خدايی که) بخشنده و مهربان است.
نکته ها
◙ «رحمان»و«رحيم»، هردو از ريشه«رحمت»هستند، اما اولی بيانگر رحمت عام الاهی به همه موجودات و دومی بيانگر رحمت ويژه الاهی به انسان است.
◙ خداوند، نزول رحمت را برخود واجب کرده است:﴿ کتب ربکم علی نفسه الرحمة﴾ ورحمت او بر همه چيز سايه گسترده است:﴿ رحمتی وسعت کل شئ ﴾. پيامبران و کتاب های آسمانی او مايه رحمت اند:﴿ رحمة للعالمين ﴾ و آفرينش و پرورش او بر اساس رحمت است و اگر عقوبت می کند از روی لطف است.بخشيدن گناهان و پذيرش توبه بندگان و پوشيدن عيب های آنان و دادن فرصت برای جبران خطاها،همه مظاهر رحمت اوست.
پیام ها
۱. ربوبيت الاهی و تدبير امور بندگان، همراه محبت و بر اساس رحمت است:﴿ رب العالمين.الرّحمن الرّحيم﴾؛
۲. همچنان که آموزش نيازمند رحم و مهربانی است:﴿ الرحمن علّم القرآن﴾، تربيت نيز بايد بر اساس رحم و مهربانی باشد:﴿ رب العالمين.الرّحمن الرّحيم﴾؛
۳. رحمانيّت خداوند، دليل ستايش اوست:﴿ الحمدلله...الرّحمن الرّحيم﴾.
مٰالک يوم الدّين﴿۴﴾
(خدايی که) مالک روز جزاست.
نکته ها
◙ مالکيت خداوند، حقيقی است و همراه احاطه و سلطه دايمی است؛ ولی مالکيت بشر، امری اعتباری و قراردادی است و به قيامت منتقل نمی شود.
◙ با آنکه خداوند مالک دنيا و آخرت است، ولی مالکيت او در قيامت جلوه ديگری دارد:
* در آن روز تمام واسطه ها و اسباب دنيوی قطع می شود:﴿ تقطّعت بهم الاسباب﴾؛
* نسبت ها و خویشاوندی ها از بين می رود:﴿ فلا انساب بينهم﴾؛
* مال و ثروت و فرزندان، ثمری ندارد:﴿ لاينفع مال و لابنون﴾؛
* بستگان و نزديکان نيز فايده ای نمی رسانند:﴿ لن تنفعکم ارحامکم﴾؛
* نه زبان،اجازه عذر تراشی داردو نه فکر، فرصت تدبير. تنها راه چاره، لطف خداوند است که صاحب اختيار آن روز است.
◙ لفظ«دين» در قرآن به دو معنا به کار رفته است:
الف) کيش و آيين:﴿ انّ الدّين عندالله الاسلام﴾؛
ب) حساب و جزا:﴿ مالک يوم الدّين﴾.
◙ مراد از یوم الدّين، روز قيامت است که روز کيفر و پاداش مي باشد.﴿ يسئلون ايّان يوم الدّين﴾؛ می پرسند روز قيامت چه وقت است؟ قرآن در مقام معرفي اين روز، چنين می فرمايد:﴿ ثم ما ادريک ما يوم الدّين .يوم لاتملک نفس شيئاً و الامر يومئذ لله﴾؛ (ایپيامبر) نمی دانی روز جزا چه روزی است؟ روزی که هيچ کس برای کسی کارآيی ندارد و در آن روز حکم و فرمان تنها از آن خداست.
◙ ﴿ مالک يوم الدّين﴾ در کنار ﴿الرّحمن الرّحيم﴾ بيانگر آن است که بشارت و انذار بايد در کنار هم باشند. نظير آيه شريف ديگر که می فرمايد:﴿نبّئ عبادی انّی الغفور الرّحيم.و انّ عذابی هو العذاب الاليم﴾؛ به بندگانم خبر ده که من بسيار مهربان و آمرزنده ام، ولي عذاب و مجازات من نيز دردناک است. چنان که در آيه ای ديگر نيز چنين می فرمايد:﴿ قابل التّوب شديدالعقاب﴾؛ خداوند، پذيرنده توبه مردمان و عقوبت کننده شديد گناهکاران است.
پيام ها
۱. قيامت، پرتوی از ربوبيت الاهی است:﴿ ربّ العالمين...مالک يوم الدّين﴾؛
۲. قيامت، جلوه ای از رحمت خداوند است:﴿ الرّحمن الرّحيم. مالک يوم الدّين﴾؛
۳. قيامت، روز حساب است نه عمل؛ روز برداشت است نه کاشت:﴿ يوم الدّين﴾.
ايّاک نعبد و ايّاک نستعين﴿۵﴾
(خدايا!)تنها تو را می پرستيم و تنها از تو ياری می جوييم.
نکته ها
◙ انسان بايد به حکم عقل، تنها خداوند را اطاعت کند و تنها از او ياری بجويد. انسان عاشق کمال است و نيازمند رشد و تربيت، و خداوند جامع تمام کمالات و ربّ همه موجودات است. اگر به مهر و محبت نيازمنديم، او رحمان و رحيم است و اگر از آينده نگرانيم، او صاحب اختيار و مالک آن روز است. چرا به سوی ديگران برويم؟ بنده خدا باشيم، نه بنده هوا و هوس خويش و نه بنده زر و زور ديگران.
◙ درنماز، گويا نمازگزار به نمايندگي از تمام خداپرستان مي گويد: خدايا، نه فقط من که همه ما بنده توييم، و نه تنها من که همه ما محتاج و نيازمند لطف توييم.
◙ ﴿ نعبد﴾ و﴿ نستعين﴾، که به صورت جمع آمده است،هم اشاره به اين دارد که نماز به جماعت خوانده شود و هم بيانگر آن است که مسلمانان همگِی برادر و در يک خط هستند.
◙ ﴿ ايّاک نعبد و ايّاک نستعين ﴾ بيانگر آن است که در نظام خلقت، نه جبر است و نه تفويض؛ چون می گوييم:﴿ نعبد ﴾ پس دارای اختيار هستيم و نه مجبور، و چون می گوييم: ﴿ نستعين﴾ پس نياز به او داريم و همه امور به ما تفويض نشده است.
پيام ها
۱. بندگی، تنها در برابر خداوند رواست نه دیگران :﴿ایّاک﴾؛
۲. شناخت خداوند صفات او، مقدمۀ توحید عبادی وعملی است:﴿ربّ العالمین . الرّحمن الرّحیم . مالک یوم الدّین. ایّاک نعبد﴾ ؛
۳. چون خداوند بیشترین لطف را به ما کرده است ،ما بهترین تذلّل را به درگاهش ببریم : ﴿الرحّمن الّرحیم ...ایّاک نعبد﴾؛
۴. گرچه عبادت از ماست ، ولی در عبادت نیز نیازمند کمک او هستیم :﴿ایّاک نعبد وایّاک نستعین﴾؛
۵. عبادت، مقدمه و وسیلۀ استمداد است. نخست عبادت، آن گاه استمداد: ﴿ایّاک نعبد وایّاک نستعین﴾؛
۶. در نظام خلقت ، از اسباب و وسایل بهره مند می شویم ، اما می دانیم تأثیر یاعدم تأثیر هر سبب و وسیله ای ،به دست اوست. او سبب ساز است وسبب سوز:﴿ایّاک نستعین﴾.
اهدنا الصّراط المستقیم﴿۶﴾
(خداوندا!) مارا به راه راست هدایت فرما.
نکته ها
◙ در قرآن دو نوع هدایت مطرح شده است:
الف) هدایت تکوینی ،همانند هدایت زنبورعسل که چگونه از شهد گلها بمکد وچگونه کندو بسازد، وهدایت و راهنمایی پرندگان درمهاجرت های زمستانی وتابستانی. آنجا که قرآن می فرماید:﴿ربّنا الّذی اعطی کلّ شئ خلقه ثم هدی﴾ بیانگر این نوع از هدایت است؛
ب) هدایت تشریعی که همان فرستادن انبیای الاهی وکتاب های آسمانی برای هدایت بشراست.
◙ راه های گوناگون وپرشماری در برابر انسان قرار دارد که او باید یکی را برگزیند :
٭ راه خواسته ها وهوس های خود؛
* راه انتظارات و خواسته های مردم؛
* راه وسوسه های شیطان ؛
راه طاغوت ها وابرقدرت ها؛ *
راه نیاکان وپیشینیان ؛*
راه خدا واولیای خدا.*
انسان مؤمن ، راه خداوند و اولیای او را بر می گزیند که بردیگر راهها امتیازاتی دارد:
الف) ثابت است، برخلاف دیگر راه ها که هر روز تغییر می کند؛
ب) یک راه بیشتر نیست ، درحالی که راه های دیگر متعدد وپراکنده اند؛
ج) در پیمودن آن ،انسان به مسیر و مقصد مطمئن است؛
د) در پیمودن آن، شکست و باخت وجود ندارد.
◙ «صراط» به معنای راه روشن و وسیع است که انسان را به مقصد رساند.
◙ راه مستقیم، راه خداست:﴿ انّ ربّی علی صراطٍ مستقيم﴾؛
راه مستقيم، راه انبياست:﴿انّک لمن المرسلين علی صراطٍ مستقيم﴾؛
راه مستقِيم، راه بندگی خداست:﴿ و ان اعبدونی هذا صراط مستقِيم﴾؛
راه مستقيم، در گرو توکل و تکيه بر خداست:﴿من يعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقيم﴾.
◙ در راه مستقِيم بودن، تنها خواسته ای است که هر مسلمان، حتی رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) در هر نماز از خداوند برای ماندن در راه مستقِيم طلب می کنند.
◙ انسان بايد در هر کاری، اعم از انتخاب شغل، دوست، رشته تحصيلی و همسر، راه مستقيم را از خدا بخواهد ؛ زﯿرا چه بسا در عقايد ، درست فکرکند، ولی در عمل دچار لغزش شود ويا برعکس . پس هر لحظه، خواستن راه مستقيم از خدا، ضروری است.
◙ راه مستقيم ، راه ميانه و وسط است که علی عليه السلام می فرمايد: «الیمین والشمال مضلًة والطریق الوسطی هی الجادة ؛ انحراف به چپ و راست ، مایۀ گمراهی ، و راه وسط ، جادۀ هدایت است.»
◙ راه مستقیم ، یعنی میانه روی واعتدال در همۀ امور واحتراز از هر نوع افراط وتفریط ، در عقیده یا عمل . یکی درعقاید از راه خارج می شود و دیگری در عمل واخلاق . یکی همۀ کارها را به خدا نسبت می دهد ، گویی انسان هیچ نقشی در سرنوشت خویش ندارد ودیگری خود را همه کاره وفعّال مایشاء دانسته ودست خدا را بسته می داند . یکی رهبران آسمانی را همچون مردم عادی وگاهی ساحر ومجنون می داند ودیگری آن بزرگواران را در اندازۀ خدایی بالا می برد. یکی زیارت امامان معصوم شهدا را بدعت می داند ودیگری حتی به درخت ودیوار ، متوسل شده وریسمان می بندد. یکی اقتصاد را زیر بنا می داند ودیگری ، دنیا وامورات آن را نادیده می انگارد. درعمل نیز یکی بخل می ورزد ودیگری بی حساب خرج می کند .یکی از خلق جدا می شود ودیگری حق را فدای خلق می کند. این گونه رفتارها وکردارها، انحراف ازمسیر مستقیم هدایت است. خداوند، دین استوار خود را ، بر راه مستقیم معرفی می کند. چنان که امامان معصوم علیه السلام می فرمودند : راه مستقیم ، راه ماست. یعنی نمونۀ عینی وعملی راه مستقیم واسوه والگو برای قدم برداشتن در راه مستقیم ، رهبران آسمانی هستند. آنان در تمام امور زندگی از قبیل کار، تفریح ، تحصیل ، تغذیه ، انفاق ، انتقاد، قهر، صلح وعلاقه به فرزند و... ما را به اعتدال میانه روی سفارش کرده اند .
◙ در قرآن وروایات ، نمونه های بسیاری آمده که درآنها به جنبۀ اعتدال ، تأکید واز افراط وتفریط نهی شده است. به موارد ذیل توجه کنید:
*﴿ کلوا واشربوا ولاتسرفوا﴾ بخورید وبیاشامید ، ولی اسراف نکنید.
*﴿لا تجعل یدک مغلولة الی عنقک ولا تبسطها کل البسط﴾ در انفاق ، نه دست بسته باش ونه گشاده دست که خود محتاج شوی .
*﴿الذّّین اذا أنفقوا لم یقتروا وکان بین ذلک قواماً﴾ ومؤمنان ، به هنگام انفاق نه اهل اسراف اند ونه اهل بخل ، بلکه میانه رو هستند.
*﴿لاتجهر بصلوتک ولاتخافت بها وابتغ بین ذلک سبیلاً ﴾ نماز را نه بلند بخوان ونه آهسته ، بلکه به شیوه ای میانه برگزین .
*﴿ وبا لوالدین احساناً ﴾؛ ﴿ ان جاهداک علی أن تشرک بی... فلاتطعهما ﴾ به والدین احسان کن ؛ اما اگر تورا از راه خدا بازداشتند، اطاعت ازآنها لازم نیست.
* اسلام، نماز را سفاش می کند که ارتباط با خالق است: ﴿اقیموا الصلوة وهم زکات را که ارتباط با مردم است: ﴿ اتوا الزکاة﴾.
* نه محبت ها شما را ازگواهی حق منحرف سازد: ﴿ شهداء للّه ولو علی انفسکم ﴾ ونه دشمنی ها شما را ازعدالت دور کند : ﴿ ولایجرمنکّم شنئان قوم علی الّا تعدلوا ﴾.
مؤمنان ، هم دافعه دارند: ﴿ أشدّاء علی الکفار﴾ وهم جاذبه : ﴿رحماء بینهم ﴾ .
آری، اسلام دین یک بعدی نیست که به جنبه ای توجه کند وجوانب دیگر را فراموش کند، بلکه در هر کاری اعتدال ومیانه روی را سفارش می کند.
پیام ها
۱. هستی ، درمسیری است که خداوند اراده کرده است . از خدا بخواهیم ما را نیز در راهی که خود دوست دارد قراردهد: ﴿ اهدنا الصراط المستقیم﴾ ؛
۲. در خواست هدایت به راه مستقیم وپایداری برآن ، مهم ترین خواستۀ یکتاپرستان است: ﴿ایّاک نعبد... اهدنا الصراط المستقیم ﴾ ؛
۳. نخست حمد وسپاس خدا، آن گاه استمداد ودعا:﴿ الحمد ﷲ... اهدنا﴾ ؛
۴. بهترین نمونۀ استعانت از خدا ، درخواست راه مستقیم است:﴿ ایّاک نستعین .اهدنا الصراط المستقیم﴾ .
صراط الذّين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم ولاالضّالّين﴿۷﴾
راه کسانی که آنها را مشمول نعمت خود ساختی ، نه غضب شدگان ونه گمراهان!
نکته ها
◙ این آیه راه مستقیم را، راه کسانی معرفی می کند که نعمت ویژۀ الاهی شامل آنان شده است که عبارت اند از: پیامبران ،صدّیقین ، شهدا وصالحان. توجه به راه این بزرگواران و آرزوی پیمودن راه آنان . ما را از خطر کجروی و قرار گرفتن در خطوط انحرافی باز می دارد . البتّه همواره این خطر وجود دارد که انسان دست از هدایت بردارد و گرفتارغضب شود؛ چنان که بنی اسرائیل به گفتۀ قرآن ، مورد نعمت قرار گرفتند، ولی در اثرناسپاسی ولجاجت گرفتار خشم الاهی شدند.
◙ مراد از نعمت در﴿ انعمت علیهم ﴾ ، نعمت هدایت است ؛ زیرا درآیۀ پیشین سخن ازهدایت به راه مستقیم بود. افزون برآنکه کفّار ومنحرفان از نعمت های مادی برخوردارند، ولی مورد غضب هستند.
مغضوبین در قرآن
◙ در قرآن ، افرادی همانند فرعون وقارون و ابولهب وامّت هایی همچون قوم عاد وثمود وبنی اسرائیل ، به عنوان غضب شدگان معرفی شده اند.
◙ بنی اسرائیل که داستان زندگی وتمدن آنها در قرآن بیان شده است ، زمانی بر مردم روزگار خویش برتری داشتند:﴿ فضّلتکم علی العالمین ﴾ لکن به دلیل کردار ورفتار بدشان ، دچارقهر وغضب خداوند شدند:﴿ وباؤوا بغضب من اﷲ ﴾ . این تغییرسرنوشت ، به سبب تغییر در رفتار وکردار آنان بود. دانشمندان یهود ، دستورات وقوانین آسمانی تورات را تحریف کردند:﴿ یحرّفون الکلم ﴾ ، تجّار وثروتمندان آنان به ربا وحرام خواری روی آوردند: ﴿ اخذهم الرّبا ﴾ ، عامۀ مردم نیز در برابر دعوت به جهاد ومبارزه ، از روی تن پروری وترس ، ازرفتن به جبهۀ نبرد و ورود به سرزمین مقدس ، سرباز زدند و به موسی علیه السلام گفتند: ﴿ فاذهب انت وربّک فقاتلا انّا هیهنا قاعدون﴾؛ تو وپروردگارت بروید وبجنگید که ما اینجا نشسته ایم . به سبب این انحرافات ،خدا آنان
را از اوج عزّت وفضیلت ،به نهایت ذلّت و سرافکندگی مبتلا ساخت.
ما در هر نماز ، از خداوند می خواهیم که مانند غضب شدگان نباشیم ؛ یعنی اهل تحریف آیات و گرفتن ربا و فرار ازجهاد نباشیم ، وهمچنین از گمراهان که حق را رها کرده و به سراغ باطل می روند ویا در دین الاهی غلوّ وافراط کرده ویا ازهوا وهوس خود ودیگران پیروی می کنند ،نباشیم .
◙ انسان در سورۀ حمد، تولّای خود را به انبیا وشهدا وصالحان وراه آنان ، ابراز داشته واز مغضوبان وگمراهان ،برائت ودوری می جوید واین مصداق بارز تولّا وتبرّا است.
ضالین در قرآن
◙ واژۀ« ضلالت » که نزدیک به ۲٠٠ مرتبه با مشتقاتش در قرآن آمده است ، گاهی دربارۀ تحیّر به کار می رود :﴿ ووجدک ضالاً ﴾ وگاهی به معنای ضایع شدن است : ﴿ اضلّ اعمالهم ﴾ ؛ولی بیشتر به معنای گمراهی ، وهمراه با تعبیرات گوناگونی نظیر: ﴿ ضلال مبين﴾ ،﴿ ضلال بعيد﴾ ، ﴿ ضلال قديم﴾ به کار رفته است.
◙ در قرآن ، افراد وگروه هايي به عنوان گمراه معرفی شده اند؛ از جمله: کسانی که ايمان خود را به کفرتبديل کنند، مشرکان ، کفار ، عصيان گران ، مسلمانانی که کفار را سرپرست و دوست خود می گيرند، کسانی که مردم را از راه خدا باز می دارند ، کسانی که به خدا یا رسول او توهین می کنند ، آنان که حق را کتمان می کنند وکسانی که از رحمت خدا مأیوس اند.
◙ در قرآن ، نام برخی افراد و گروه ها به عنوان گمراه کنندگان جامعه آمده است؛ ازقبیل :ابلیس ، فرعون ، سامری، دوستان بد ، طاغوت ها ونیاکان منحرف.
◙ گمراهان ، خود بستر وزمینۀ انحراف را فراهم وگمراه کنندگان ازاین بسترها وشرایط آماده ، سوء استفاده می کنند. بسترهای انحراف در قرآن عبارت اند از: هوا وهوس ، شرک ورزی ، گناه، پذیرش ولایت باطل ، جهل ونادانی.
پیام ها
۱. انسان در تربیت ، نیازمند الگوست. انبیاء ، شهدا، صدیقین وصالحان ، الگوهای زیبای انسانیت اند:﴿ صراط الّذين انعمت عليهم﴾؛
۲. آنچه ازخداوند به انسان می رسد ، نعمت است. قهر وغضب را خود به می آوریم : ﴿ انعمت﴾، ﴿ المغضوب عليهم﴾ ( دربارۀ نعمت﴿ انعمت﴾ به کار رفته ، ولی دربارۀ عذاب « غضبت» به کار نرفته است)؛
۳. ابراز تنفر از مغضوبان وگمراهان ، جامعۀ اسلامی را در برابر پذیرش سلطه وحکومت آنان ، مقاوم وپایدار می کند: ﴿ غير المغضوب عليهم ولاالضّالّين﴾ .
درسهاي تربیتی سورۀ حمد
در پایان ، درسهاي این سوره را به اجمال مرور می کنیم :
۱. انسان با گفتن ﴿ بسم اﷲ﴾ از غير خدا قطع اميد می کند.
۲. با﴿ ربّ العالمين﴾ و ﴿ مالک يوم الدين﴾ احساس می کند که مربوب ومملوک است وخود خواهی وغرور را کنار می گذارد.
۳. با کلمۀ ﴿ عالمين﴾ ميان خود وتمام هستی ارتباط برقرار می کند.
۴. با﴿ الرّحمن الرّحيم﴾ خود را در سايه لطف او می داند.
۵. با﴿ مالک يوم الدِين﴾ غفلتش از آينده زدوده می شود.
۶. با گفتن ﴿ ايِّاک نعبد﴾ ريا وشهرت طلبی را زايل می کند.
۷. با ﴿ ايّاک نستعين ﴾ از ابرقدرت ها نمی هراسد.
۸. از ﴿ انعمت﴾ می فهمد که نعمت ها به دست اوست.
۹. با﴿اهدنا﴾ رهسپاری در راه حق وطريق مستقيم را درخواست می کند.
۱٠. در ﴿ صراط الّذين انعمت عليهم ﴾ همبستگی خود را با پيروان حق اعلام می کند.
۱۱. با ﴿غیر المغضوب عليهم ولاالضّالين﴾ بيزاری وبرائت از باطل واهل را ابراز می دارد.
خطبه سيّد الشّهداء راجع به معرفت خدا و امام