معاد

معاد 

مقدمه:

پیامبران الهی - بدون استثناء - پس از اصل توحید، مهمترین اصلی که مردم را به آن متذکر کرده‏اند و ایمان به آن را از مردم خواسته‏اند، همین اصل است که در اصطلاح متکلمان اسلامی به نام «اصل معاد» معروف شده است.

در قرآن کریم به صدها آیه بر می‏خوریم که به نحوی از انحاء درباره عالم پس از مرگ و روز قیامت و کیفیت‏حشر اموات و میزان و حساب و ضبط اعمال و بهشت و جهنم و جاودانگی عالم آخرت و سایر مسائلی که به عالم پس از مرگ مربوط
می‏شود بحث کرده است، ولی در دوازده آیه رسما پس از ایمان به خدا از «ایمان به روز آخر» یاد کرده است.

ادامه نوشته

معجزه<براي امتحان تفسير موضوعي قرآن<خيام

معجزه كد۲ {قرآن}

آقایان مكارم شیرازی، خرمشاهی، پور جوادی، جواهری، خواجوی و الهی قمشه‏ای، «بینه‏» را در این آیه به «معجزه‏» معنا كرده‏اند.
«بینات‏»، جمع «بینه‏»، كه در آیاتی از جمله مائده:110، فاطر:25 و اسراء:101 آمده است، اشاره به معجزات حضرت عیسی و انبیای الهی _ ‏علیهم ‏السلام _ دارد كه «بینات‏» را در آیه 110 مائده آقایان دهلوی، سراج، فیض الاسلام، الهی قمشه‏ای، خواجوی، آیتی، مجتبوی و خرمشاهی به «معجزه‏» ترجمه كرده‏اند. می‏شود:


ادامه نوشته

واژه روح:

سير تطور واژه روح:
بنظر مي رسد که معني ابتدايي روح ، جريان باشد چون همانگونه که در ابتدا ذکر کرديم روح از ريح گرفته شده است وبايد بين اين دو نيز وجه اشترکي باشد و از آن جهت که ريح (باد)نامحسوس است وفقط آثار آن که به حرکت درآوردن درختان وگردوغبار است مشاهده مي گردد روح نيز داراي همين ويژگي هاست يعني هم نامحسوس است وهم تنها آثار آن يعني منشا حرکت وتفکر آن محسوس است.پس وجه اشتراک آن جريان است.
ادامه نوشته

پایگاه ها >

کتابخانه

کتابخانه انگلیسی
  • کتابخانه عربی
  • لیست موضوعی
  • لیست الفبایی
  • جستجو در متن کتاب ها
  • اخبار کتابخانه
  • ویژه های کتابخانه
  • نمایش درختی اصطلاحنامه
  • فهرست الفبایی منابع
  • کتابخانه تبیان

    کتابخانه تبیان

    برزخ

    مرده ها در برزخ چه شکلي اند؟

    برزخ

    برزخ در لغت به معناي حد واسط ميان دو چيز است، از اين رو به عالم حايل ميان دنيا و آخرت، "جهان برزخ" گفته مي شود.

    اصطلاح "برزخ" به اين معنا تنها در يک آيه از قرآن آمده است: وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يوْمِ يبْعَثُونَ

    و پشت سر آنان برزخي است تا روزي که برانگيخته شوند! (المؤمنون/100)

     

    ادامه نوشته

    اثبات نبوت

    راههاي اثبات نبوت

    مسائل اساسي درباب نبوت كه بايد بحث بشود سه مسأله است : يكي مسأله نياز بشريت به نبوت ، مسأله دوم درباره وحي و ارتباطي كه پيغمبران ادعا كرده اند كه با خداوند تبارك و تعالي داشته اند . اين ارتباط مرموز كه ديگران ندارند و آنها مدعي هستند كه داشته اند چيست يعني چگونه مي توان آن را توجيه كرد ؟ به فرض اينكه قبول كنيم مخصوص عده خاص بوده و ما كه مي خواهيم وارد بحثش بشويم از يك چنين ارتباطي بي بهره هستيم ، قهرا تفسيرش هم براي ما فوق العاده مشكل خواهد بود اگر نگوييم ناممكن است . حالا اگر گفتيم ممكن است ، بايد بگوييم چطور مي توانيم بگوييم ممكن است ؟ آيا يك نمونه اي و يك شباهتي از آن را ما مي توانيم پيدا كنيم ، يك درجه ضعيفي از آن را ، كه بعد بگوييم درجه قوي آن در پيغمبران است ؟ يا نه ، در مقابل اين جهت فقط بايد تسليم باشيم همين طوري كه عده اي گفته اند ، همين قدر بايد اقرار و اعتراف كنيم كه يك رابطه مرموزي ميان پيغمبران و خدا بوده است و آنها هم از او تعبير به " وحي " كرده اند ، و اما اينكه اين ارتباط چگونه و چه نحو است ما نمي دانيم و امكان هم ندارد كه بتوانيم بفهميم و بدانيم .

     مسأله سوم مسأله آيات و معجزات انبياء است ، به عبارت ديگر دلائل انبياء بر  صدق گفتار خودشان ، كه بشر اگر بخواهد تصديق بكند كه اينها من جانب الله هستند ، روي چه قرينه و دليلي بايد تصديق بكند ، كه قرآن كريم از آنها تعبير به " آيات " كرده است و بعدها در اصطلاح متكلمين كلمه " معجزه " اصطلاح شده است كه كلمه " معجزه " يك اصطلاح كلامي است ، علتش را هم بعد عرض مي كنيم كه چرا اين اصطلاح پيدا شده ، ولي به هر حال يك اصطلاحي است كه بعد علماء اين را به وجود آوردند . ما يك احترام خاصي براي كلمه معجزه قائل نيستيم و خودمان را هم ملزوم نمي دانيم كه حتما اين كلمه را صادق بدانيم .

     

    هاروت و ماروت در قرآن

    هاروت و ماروت در قرآن

    خداوند درآيه 102 سوره بقره با اشارتى اجمالى، داستان هاروت وماروت را اين گونه بيان فرموده است:

    (واتّبعوا ما تتلوا الشّياطين على ملك سليمان و ماكفر سليمان ولكنّ الشّياطين كفروا يعلّمون النّاس السّحر وما أنزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت وما يعلّمان من احد حتّى يقولا انّما نحن فتنة فلاتكفر فيتعلمون منهما مايفرّقون به بين المرء و زوجه وماهم بضارّي ن به من أحد الاّ باذن اللّه و يتعلّمون مايضرّهم ولاينفعهم و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الآخرة من خلاق ولبئس ماشروا به انفسهم لوكانوا يعلمون)

    قرآن
    ادامه نوشته