سیمای خردمندان در قرآن
یکی از برنامه های قرآن و روایات ، معرفی فرهنگ صحیح اسلامی و جلوگیری از برداشت های نادرست در زمینه های فرهنگی و عقیدتی است ؛ از این روی در متون دینی چنین می خوانیم :
شجاع کسی نیست که بر دیگران غلبه کند ، شجاع کسی است که نفس خودرا مهار کند .  نیکی آن نیست که به هنگام نماز به سوی مشرق یا مغرب بایستید ، نیکی واقعی ، ایمان و عقیده راسخ و انجام عمل صالح است . 
یتیم کسی نیست که پدر یا مادر از دست داده باشد . یتیم کسی است که علم و ادب نداشته باشد .
پیوند واقعی ، پیوند فرزند با والدین نیست ، بلکه پیوند فکری و اعتقادی است . خداوند به نوح (علیه السلام ) می گوید : پسر تو از تو نیست : "انه لیس من اهلک"   ، ولی پیامبر اسلام (علیه السلام) درباره سلمان می گوید : " سلمان منا اهل البیت ؛  سلمان از ماست ."
در جامعه افرادی را عاقل ، زرنگ و زیرک می دانند که بتوانند برای خود مال و مقام و رفاهی به دست آورند ، ولی در روایات می خوانیم : زیرک کسی است که هر روزش از روز قبل بهتر باشد . کمالات خود را زنده و بدی های خود را محو کند .  
با بیان مقدمه به سراغ این آیه برویم که در مقام معرفی اولوالالباب است تا ببینیم قرآن چه کسانی را عاقل و صاحب خرد و اندیشه می شمرد .

 

 

 


حق گرایی و پند پذیری
أفمن یعلَمُ أنّما أُنزِلُ مِن رَّبِّکَ الحقُّ کَمَن هُوَ أَعمی إنَّما یَتَذَکَّرُ أولُوا الأَلبَابِ (19)
آیا کسی که می داند آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ، حقّ است ، مانند کسی است که نابیناست ؟ همانا تنها صاحبان خرد پند می گیرند .

نکته ها
 « ألباب » جمع « لُبّ » به معنای معنای مغز است و « اولو الالباب » یعنی صاحبان مغز و خرد .
 هر یک از فطرت و عقل در انسان ، مغز و لبّی دارد که گاه به واسطه عادات ، رسوم ، خرافات و غرائز ، روی آنها پوشیده می شود . خردمندان همواره متوجه هسته و مغز  آنها هستند . 

سیمای خردمندان در قرآن
 « اولوا الالباب » شانزده مرتبه در قرآن آمده و هر مرتبه همراه با یک کمال و وصفی معرفی شده اند ؛ از جمله :
• احکام الاهی را مایه حیات فرد و جامعه می دانند : « و لکم فی القصاص حیاة یا اولی الالباب » . 
• آینده نگر هستند : « تزودّوا فانّ خیر الزّاد التقوی واتقون یا اولی الالباب » .
• دنیا را گذرگاه می دانند نه توقّفگاه : « لاولی الالباب الّذین . . . یتفّکرون فی خلق السموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلا » ؛
• از تاریخ ، درس عبرت می گیرند : « لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب »؛
• بهترین و برترین منطق را می پذیرند : « الّذین یستمعون القول فیتبعون احسنه . . . اولئک هم اولوا الالباب » ؛
• اهل تهجد و عبادت اند : « امّن هو قانت آناء اللیل . . . انما یتذکّر اولو الالباب ».


پیام ها
1. قرآن ، انسان بی خبر از حق را نابینا می شمرد . به جای «کمن هو لا یعلم» فرموده است : « کمن هو اعمی » ؛
2. دین ، مطابق فطرت انسان هاست ، تنها تذکر لازم است تا غفلت زدایی شود : « انما یتذکّر  . . . » ؛
3. عقلی که انسان را به حقانیت کتاب آسمانی نرساند ، عقل نیست : « انّما یتذکّر اولوا الالباب » ؛
4. علم مفید ، محصول تعقل و تذکر است : « من یعلم ، یتذکّر اولوا الالباب » ؛
5.  برای رسیدن به عقل سلیم ، باید غفلت را از خود دور کرد : « انما یتذکّر اولوا الالباب ».

وفا به عهد و پیمان
ألّذینَ یُوفُونَ بِعَهدِ اللّهِ وَ لَا یَنقُصُونَ المیِثَاقَ (20)
(خردمندان ) کسانی هستند که به پیمان الهی وفا می کنند و عهد (او را ) نمی شکنند .
نکته ها
 « عهد اللّه » ، شامل موارد زیر می شود :
• پیمان های فطری ، از قبیل عشق ورزی به حق و عدالت ؛
• پیمان های عقلی ، مثل درک حقایق عالم هستی و مبدا و معاد ؛
• پیمان های شرعی ، همچون عمل به واجبات و ترک محرمات ؛
• پیمان های اجتماعی که انسان ها با یکدیگر می بندند و خداوند مراعات آنها را واجب فرموده است . 
 یکی از مهم ترین پیمان های الهی ، پیروی از رهبران آسمانی است . پس از آنکه حضرت ابراهیم ( علیه السلام )با پشت سر گذاشتن آزمایش های متعدد به مقام امامت رسید ، از خداوند خواست تا فرزندان اونیز به این مقام نائل شوند . خداوند برای روشن شدن جایگاه امامت ، به جای آنکه بفرماید : مقام امامت به افراد ظالم نمی رسد ، فرمود : « لا ینال عهدی الظالمین » ؛  عهد من به ستمگران نمی رسد . پس ، امامت « عهد اللّه» است .
 « میثاق » به امری گفته می شود که موجب وثوق و اطمینان انسان گردد و از آنجا که وجود یک رهبر الاهی ، دل و جان انسان را آرام و مطمئن می سازد ، بنابراین از مصادیق میثاق شمرده شده است .
 وفای به عهد ، همچون احترام به والدین و رد امانت ، تنها از حقوق اسلامی نیست ، بلکه از حقوق انسانی است ؛ از این روی هر خردمند و عاقلی باید آن را مراعات کند .

پیام ها
1. عقل سلیم و سالم ، انسان را به دین الاهی وفادار می سازد : « اولوا الالباب ، الّذین یوفون بعهد اللّه » ؛
2. وفای به عهد از آثار خرد و عقل است : « اولوا الالباب – یوفون بعهد اللّه » ؛
 احترام به پیمان ها و  قراردهای اجتماعی ، از ویژگی های انسان مؤمن عاقل است : « لا ینقضون المیثاق » .

حفظ پیوندها و روابط خانوادگی
وَ الّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اَللّهُ بِهِ أَن یوصَلَ وَ یَخشَونَ رَبَّهُم وَ یَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ«21»
و کسانی که آنچه را خداوند به وصل آن فرمان داده پیوند می دهند و در برابر پروردگارشان خشیت دارند و از سختی حساب می ترسند .
نکته ها
 در روایات، آنچه را که خداوندبه وصل آن فرمان داده ،صله رحم، یعنی حفظ پیوند های خانوادگی و خویشاوندی و همچنین حفظ پیوندهای مکتبی بارهبران آسمانی معرفی شده است.
با نگاهی ساده وگذرا به جهان در عصر حاضر می بینیم به رغم آنکه مسلمانان ، بهترین و بیشترین سرمایه ، یعنی نفت را در زیر پای، و بهترین نقطه وحدت بیش از یک میلیارد مسلمان  ،  یعنی کعبه را در پیش روی دارند ، واز بهترین مکتب ومنطق بر خوردارند ، اما به دلیل قطع ارتباط با رهبری الاهی ، همچنان تحت انواع فشار های  ابر قدرت ها به سر می برند .مشابه این آیه ، درسوره ی بقره آیه 27 آمده ، ولی پس ازجمله ی «و یقطعون ما امر اللّه به ان یوصل » عبارت « و یفسدون فی الارض » آمده است .بدیهی است که قطع رحم به تنهایی سبب فساد بر روی زمین نمی شوند ، بلکه این قطع رابطه با رهبری الاهی است که گرفتار شدن در چنگال طاغوت وگسترش ونشر فساد و تباهی را به دنبال می آورد.
 ارتباطاتی راکه خداوند به آن امر فرموده، متنوع ومتعدد است ؛از جمله:
الف) ارتباط فر هنگی با دانشمندان: « فَسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون » ؛
ب) ارتباط ا جتماعی با مردم: « اصبروا و صابروا و رابطوا »؛
ج) ارتباط عاطفی با والدین: « و بالوالدین احساناً »؛
د) ارتباط مالی با نیازمندان: « من ذا الّذی یقرض اللّه قرضاً حسناً »؛
ه) ارتباط فکری با مسئولان جامعه: « و شاورهم فی الامر »؛
و) ارتباط همه جانبه با مومنان: « انّما المومنون اخوة »؛
ز) ارتباط معنوی با اولیای خدا : « لقد کان لکم فی رسول اللّه اسوة حسنه »؛
 صله رحم ، تنها به دیدن و ملاقات کردن نیست،کمک های مالی نیز از مصادیق صله رحم به شمار می رود .امام صادق(ع) فرمودند:در اموال انسان غیر از زکات ، حقوق دیگری نیز واجب است و آنگاه این آیه را تلاوت فرمودند .
 ارحام ، منحصر به خانواده و بستگان نسبی نیست،  بلکه جامعه بزرگ اسلامی را که همه با هم برادرند: «انما المؤمنون اخوة »  وپدرشان پیامبراسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلم ) وحضرت علی (علیه السلام ) است ، در بر می گیرد . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم ) فرمودند: « اَنا و علیّ اَبوَا هذه الامة  ».
 امام صادق (علیه السلام) در آستانه رحلت از دنیا ، وصیت کردند تا به بستگانی که نسبت به آن حضرت جسارت کرده بودند هدیه ای دهند .وقتی مورد اعتراض قرار گرفتند، آیه فوق را تلاوت فرمودند.  آری،شرط صله رحم، علاقه و رابطه آنها با ما نیست.
 « خشیت » و « خوف » در بعضی موارد در معنای مترادف به کار می روند ، اما میان آن دو تفاوت وجود دارد ؛ خشیت ، عبارت از آن خوف و تاثر قلبی است که به دلیل عظمت کسی در دل انسان پیدا می شود ؛ اما خوف عامل هرگونه ترس و اضطراب است . به عبارت دیگر ، هیچ گاه کسی نمی گوید : من از دزد خشیت دارم ، ولی می گوید : من از دزد خوف دارم . از آنجا که خشیت انسان در برابر پروردگار ، بر مبنای علم به عظمت اوست ، می توان گفت که خشیت مخصوص افراد عالم است . چنان که قرآن می فرماید : « انما یخشی اللّه من عباده العلماء  » ؛ تنها دانشمندان از خدا خشیت دارند .
پیام ها
1. حفظ پیوند های مکتبی والاهی ، نشانه عقل صحیح است « اولو الالباب...الّذین یصلون »؛
2. ما باید برای اجرای فرمان خدا با ستمگران ارتباط بر قرار کنیم ، خواه دیگران به دنبال ارتباط با ما باشند یا نباشند« امر الّله به اَن یوصل » ؛
3. در دید و بازدید ها و صله رحم ها ، خدا را در نظر بگیریم ، نه امور مادی و دنیوی را: «یصلون ... یخشون ربّهم »؛
4.  هم از عظمت الاهی پروا کنیم :« یخشون »، وهم از مجازات او بترسیم:« یخافون سوء الحساب »؛
5. قطع رحم ، سبب سختی حساب در قیامت است: « یصلون ... یخافون سوء الحساب ».


پایداری و نیکوکاری

وَالَّذینَ صَبروا ابتِغاءَ وَجهِ رَبّهِم وَ اَقامُوا الصَّلَوةَ وَ اَنفَقُوا مِمّا رَزَقناهُم سِرّا وَ عَلانِیَة وَ یَِدرَءُونَ بِالحَسَنَةِ وَالسَیِئَةَ اُولئِکَ لَهُم عُقبَی الدّارِ.
(خردمندان)کسانی هستند که برای جلب توجه پروردگارشان صبر پیشه کرده ونماز به
پا داشتند واز آنچه روزیشان کردیم پنهانی و آشکارا انفاق کردند و بدی را
بانیکی پاسخ می دهند. آنان اند که سرای آخرت مخصوص آنهاست.


نکته ها
 «صبر» ، فقط به معنای تحمل مشکلات نیست ، بلکه شامل پایداری درعبادت، مقابله با معصیت ، بردباری در معصیت ، تسلیم در اطاعت و عدم غرور و مستی در نعمت نیز می شود .
 «وجه ربهم» به معنای جلب توجه ، عنایت و رضایت پروردگار است.
 اقامه نماز یکی از مصادیق پیمان های الاهی است ، که در آیات سابق آمده بود: «یوفون بعهد الّله». چنان که در روایات نیز آمده است:«الصلوة عهد الّله»
 صبر و صلاة ، موجب  پیوند با خالق ، وانفاق و حسنه ، شیوه ارتباط مومن با مردم است.

 انفاق دارای درجاتی است:
گام اول ، بخشش از فضل داده های الاهی :«انفقو ا مما رزقناکم »؛
گام دوم ، بخشش از دسترنج خود:«انفقو ا من طیبات ما کسبتم  »؛
گام سوم ، بخشش ازآنچه دوست داریم:« لن تنالو ا البرّ حتیّ تنفقو ا مما تحبّون »؛
گام چهارم ، بخشش از آنچه خود به آن نیاز داریم ، یعنی ایثار:«ویؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه »؛
 معنای اینکه بدی را با خوبی دفع کنیم ، این است که اگر کسی از مومنان ، کار ناشایستی در رابطه با ما انجام داد اغماض کنیم، نه اینکه با ظالمان و مفسدان چنین رفتاری داشته باشیم ؛ زیرا درباره آنها باید مقابله به مثل کرد .اسلام دین رحمت و محبت است ، ولی در مورد متجاوز به حقوق جامعه می فرماید«لا تأخذکم بهما رأفة» ؛ نسبت به آنان رافت به خرج ندهید.
 اسلام، مکتب جامع و اولو االالباب ، افراد کامل هستند . جملاتی چون : «یوفون»، «یصلون»،«یخشون»،«یخافون»،«صبروا»،«اقاموا»،«انفقوا»و«یدرءون» نشانه آن است که انسان های کامل،هم به پیمان های خود متعهد هستند ، هم ارتباطات خود را حفظ می کنند ، هم تقوای والایی دارند و هم به جای انزوا ، در همه میدان ها حاضر و فعال هستند.

پیام ها
1. صبر واستقامتی ارزش دارد که برای خداوند ودر راه او باشد ،نه هر تعصب و لجاجت و یکدندگی : «صبرو اابتغاء وجه ربّهم »؛
2. نماز باید اقامه شود ، نه آنکه فقط خوانده شود ؛ یعنی باید آداب ، شرایط ، حدود و دستورات آن مراعات گردد: «اقاموا الصلوة»
3. رابطه با خدا بدون رابطه با محرومان مقبولیتی ندارد ، گرچه کمک به آنها هم تنها کمک مالی نیست: «اقاموا الصلوة و انفقوا»؛
4. به انفاق خود مغرور نشویم ، بدانیم آنچه می دهیم از اوست: «انفقوا ممّا رزقناهم»؛
5. وقتی نیت کار وجه رب ،یعنی رضایت پروردگار شد ، دیگر پنهان وآشکار عمل مهم نیست :«سراً و علانیةً»؛
6. حکمت اقتضا می کند که بعضی کمک ها علنی و  بعضی دیگر مخفی باشد: «سراً و علانیةً»؛
7. گناه را با توبه ،منکر را با معروف ،  ظلم را با عفو ، ناسزا را با سلام ، عذاب را با صدقه ، جفا را با صله ، استبداد را با مشورت دفع کنیم   :« یدءرون با لحسنة السّیّئة»؛
8. خوش عاقبتی در دنیا وآخرت،از آن صاحبان خرد است :«اولو االالباب ... اولئک لهم عقبی الدار»؛

 

 

 

 


فرجام نیک در سرای ابدی
جَنّاتُ عَدن یَدخُلُونَهَا وَ مِن صَلَحَ مِن ءَابَائِهِم وَ اَزوَاجِهِم وَِ ذُرّیَّاتِهِم وَالمَلائِکَةُ یَدخُلُونَ عَلَیهِم مِّن کُلِ بَاب.
(سرای آخرت)باغ های جاودانی که آنان و هر کس از پدران و همسران وفرزندانشان
که صالح بوده اند بدان داخل شون و فرشتگان (برای تبریک و تهنیت )
از هر دری بر آنان وارد گردند.

نکته ها
 واژه های «جنّات » و « جنّت » ، 137 مرتبه در قرآن آمده است ، ولی تنها 11 مورد از آن وصف «جنّات عدن» دارد که طبق حدیثی از درّالمنثور  ، بهشت مخصوص اولیا است .  رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلم ) فرمودند: هر کس می خواهد زندگی و مرگش همچون زندگی و مرگ من باشد و به «جنّات عدن»  که بهشت من است وارد شود ، علی بن ابی طالب (علیه السلام ) و ذریه او را ، امام خود قرار دهد که آنها در علم و عمل ، برترین انسان ها و هادی مردم به سوی هدایت اند. 
 بر اساس این آیه و برخی آیات دیگر قرآن ، افراد صالح یک خانواده ، در بهشت نیز در کنار هم خواهند بود و از مصاحبت یکدیگر لذت خواهند برد . البته ذکر عنوان بعضی از افراد خانواده مثل پدر ، همسر و فرزند در این آیه شریف ، دلالت بر خصوصیتی ندارد و شامل همه افراد صالح خانواده ، اعم از افراد مذکور و مادر ، خواهر و برادر نیز می شود .
 از آیات الاهی بدست می آید که فرشتگان ، در همه احوال در دنیا و آخرت (برزخ و قیامت) با مومن ارتباط دارند ، گاهی بر او درود و صلوات می فرستند :« یصلی علیکم و ملائکته»،  گاهی برای او استغفار و طلب بخشش می کنند : «و یستغفرون للذین آمنوا»،  و زمانی هم برای او دست به دعا برمیدارند : « ربّنا وادخلهم جنّات عدن »   و به هنگام مرگ با تلقین « ألّا تخافوا و لا تحزنوا »   و با جمله "سلام علیکم " جان آنها را می گیرند : «الّذین تتوفّاهم الملائکة طیّبین یقولون سلام علیکم »  ،و در آخرت نیز از هر سو بر آنان سلام می کنند : « سلام علیکم بما صبرتم ».
 برای بهشت هشت در ذکر شده که با تعداد اوصافی که برای اولو االالباب  در آیات اخیر شمرده شده ، مطابقت دارد . گویا هر کدام از این صفت های هشت گانه ، دری از درهای بهشت و راهی به سوی سعادت ابدی را به روی انسان باز می گشاید .
 هر پدر و فرزندی و هر زن و شوهری در بهشت به یکدیگر ملحق نمی شوند و در کنار هم قرار نمی گیرند ؛ زیرا در روز قیامت ، انساب و اسباب ، کارساز نیست : « فلا انساب بینهم »   و آن روز هر کس در گرو اعمال خویش است : « کلّ نفس بما کسبت رهینه »  و جز سعی و تلاش ، چیز دیگری موثر نیست : « لیس للانسان الّا ما سعی » .  بنابراین ورود بعضی از بستگان بر بعضی دیگر در قیامت ، به دلیل لیاقت و صلاحیت فردی خود آنهاست . مشابه این آیه را می توان در سوره های غافر ، آیه 7 و طور ، آیه 21 نیز مشاهده کرد .

پیام ها
1. خردمندان ، تنها به فکر خویشتن نیستند ، بلکه به فکر اصلاح خانواده خویش نیز هستند تا آنان را به بهشت وارد سازند : « جنّات عدن یدخلونها و مَن صلح من آبائهم و . . . » ؛
2. شرط ورود به بهشت ، صالح بودن است : « من صلح »؛
3. خانواده بهشتی ، خانواده ای است که بین اعضای آن همبستگی و صمیمیّت در مسیر حق باشد :« مَن صَلَح من آبائهم . . . » ؛
4. توجه به عواطف در اسلام یک اصل است . زندگی در بهترین مکان ها همچون بهشت ، ولی به دور از خانواده ، صفایی ندارد : « یدخلونها و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذرّیاتهم » ؛
5. بهشتیان ، فرشتگان را می بینند و حضور آنان را درک می کنند :  « و الملائکة یدخلون علیهم من کلّ باب » .

سَلاَمٌ عَلَیکُم بِمَا صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَی الدَّارِ (24)
(فرشتگان ، هنگام دیدار بهشتیان می گویند :) بر شما درود باد به خاطر صبر و پایداری تان . پس چه نیکوست سرای آخرت .
نکته ها
 «سلام علیکم » جمله ای کوتاه و آسان ، اما پر محتوا و رساست و خداوند به انبیای گذشته همچون ابراهیم ، نوح وموسی (علیه السلام ) چنین درود می فرستد: «سلام علی فی العالمین »  ،« سلام علی موسی و هارون »
  سلام ، یکی از نام های خداوند ، تهنیت خدا بر پیامبران ،تبریک الاهی بر بهشتیان ، زمزمه فرشتگان ، کلام بین المللی مسلمانان ، شعار بهشتیان در این جهان و آن جهان ، ندای وقت ورود و خروج ، آغاز هر سخن ونوشته است که پاسخ آن در هر حال واجب است .
 پیام سلام ، ادای احترام و تواضع ، دعا برای سلامتی و تهنیت از سوی خداوند است : «سلامٌ قولا من ربّ رحیم ».
 در پایان هر نماز که می گوییم :« السلام علینا و علی عباد اللّه الصالحین» ،تمام مرز های نژادی و امتیازات پوچ سنی ، جنسی ، مالی ، مقامی ، زبانی و زمانی را در هم می شکنیم و با همه ی بندگان صالح خدا ارتباط برقرار می کنیم و بر آنان درود می فرستیم .
 در روایات آمده است : گروهی از مردم پیش از رسیدگی به حساب ، به بهشت می روند ؛ وقتی فرشتگان علت را سؤال می کنند ، پاسخ می شنوند که ما در دنیا بر اطاعت خداوند و بر مشکلات و مصایب صبر می کردیم و اهل شکیبایی بودیم . فرشتگان با«سلام علیکم ...» از آنان استقبال می کنند  .
نکاتی درباره صبر  
1. صبر را از خداوند بدانیم و آن را از خداوند بدانیم : «و ما صبرک الا اللّه» ؛
2. هدف از صبر رضایت الاهی قرار دهیم ، نه خود شناسی و نه هیچ چیز دیگر : «و لربّک فاصبر» ؛
3. صبر از صفات انبیاست : «کلّ من الصاّبرین» ؛
4. صبر کلید بهشت است : «ام حسبتم ان تدخلو الجنة و لمّا یأتکم...» ؛
5. صبر در بلا ها ، داه شناخت مجاهدان وصابران است : «و لنبلونّکم حتّی نعلکم المجاهدین منکم والصابرین» ؛
6. صبر ، راه دریافت صلوات خداوند است : «فبشّر الصابرین ... اولئک علیهم صلوات من ربّهم » .شاید یکی از علل صلوات بر پیامبر و اهل بیت این است که آنها صابر ترین مردم بودند ؛
7. جایگاه صبر نسبت به ایمان ، به منزله سر برای بدن است . پیامبر فرمودند: «الصبر من الایمان کالرأس من البدن» ؛
8. صبر ، میزان درجات بهشتیان است:« سلام علیکم بما صبرتم» ، « اولئک یجزون الغرفة بما صبروا» ،«وجزاهم بما صبروا جنة و حریرا»  ؛
9. در سراسر قرآن ، فقط درباره صابران، اجر بی حساب مطرح شده است: «انّما یوفیّ الصابرون اجر هم بغیر حساب» ؛
10. قرآن مجید در کنار صبر ، شکر را نیز مطرح فرموده است . این اشاره به این است که در مشکلات هم باید شاکر بود:«لکّل صبّار شکور».
پیام ها
1. سر چشمه ی همه کمالات ، صبر است : «بما صبرتم»؛ در پایان هشت  ویژگی اولواالالباب ، صبر بیان شده و فرشتگان نیز به دلیل صبر ، بر صابران درود می فرستند.
2. سلام کردن بهنگام ورود ، شیوه فرشتگان است : «یدخلون علیهم ، سلام علیکم»؛
3. بهشت دارالسلام است : «لهم دارالسلام عند ربّهم»  چون فرشته هااز هر سو بر بهشتیان سلام می کنند:«من کّل باب سلام علیکم»؛
4. به کسانی که پایداری و پشتکار دارند ، احترام بگذاریم و با درود و سلام ، آنان را تشویق و تقویت کنیم :«سلام علیکم بما صبرتم»؛
5. در نظام الاهی ،درود و تهنیت بر اساس تلاش و تحمل است ، نه تملق و گزافه : «سلام علیکم بما صبرتم»؛
6. به فکر آسایش در سرای باقی باشیم که سرای دنیا فانی است:«فنعم عقبی الدار».