و در جای دیگر آن بزرگوار از زبان به عنوان اسب سرکش و چموش تعبیر کرده و می فرماید:

... ولیخزن الرجل لسان فانی هذا اللسان جموح بصاحبه والله ما اری عبدا یتقی تقوی تنفعه حتی یخزن لسانه....

... و مردباید زبانش را حفظ کند زیرا این زبان سرکش صاحبش را به هلاکت می اندازد. به خدا سوگند، باور نمی کنم بنده ای که زبانش را حفظ نکند تقوایی به دست آورد که به او سود بخشد{یعنی هیچ کس بدون مهار کردن زبان نمی تواند در حد مطلوب تقوا داشته باشد.}

ودر مورد دیگر ، امیر مومنان علیه السلام سرانجام کنترول نکردن زبان را آتش دوزخ دانسته و می فرماید:

من کثر کلامه کثر خطوه و من کثر خطوه قل خیاوه و من قل حیاوه قل ورغه و من قل ورغه مات قلبه دخل النار...

آن کس که زیاد سخن می گوید زیاد اشتباه می کند و آن کس که زیاد اشتباه کند حیایش کم می شود و کسی حیایش کم شد پارسایی اش نقصان می گیرد وکسی که پارسایی اش نقصان گیرد قلبش می میرد و کسی که قلبش بمیرد داخل دوزخ می شود.....

غیبت

یکی از آفاق زیانبار زبان که از گناهان بزرگ به شمار می رود غیبت است.«غیبت » به کسر غین بروزن زینت یعنی پشت سر دیگران بد گویی کردن و سخن نا خوشایند گفتن.

این تعریف با شمول و عمومی که دارا است شامل انواع غیبت، بهتان، تهمت ، افک، فحش و حتی ذکرعیوب  آشکار می شود و حال آنکه هر یک از اینها در اصطلاح تعریف خاصی داشته و از نظر شرعی دارای احکام ویژه ای است و همه آنها از مصادیق غیبت مصطلح به شمار نمی آید. بنابراین، مفهوم غیبت در لغت مفهومی است اعم از غیبت مصطلح و در احادیث نیز گاهی به همین معنی (مفهوم عام) اطلاق شده است.

غیبت در عبارات فقها

فقها در تعریف غیبت تعبیرهای گوناگونی دارند که در نگاه نخست ممکن است دلیل بر اختلاف آنها در تعریف غیبت شمرده شود، ولی با دقت و بررسی بیشتر معلوم می شود که اختلاف در تعبیر نه به دلیل اختلاف در مفهوم بلکه به منظور تعیین موضوع و تمیز آن از مفاهیم مشابه است. به عبارت دیگر، فقها در مقام تحدید و تعریف منطقی برای غیبت نبوده اند تا کم وزیاد شدن یک قید موجب تغییر ماهوی گردد بلکه فقها با ذکر این قیود می خواستندبه عنوان یک تعریف لفظی مصادیق غیبت را از موارد مشابه مانند تهمت، افک، فحش، عیب جویی، مسخره کردن ، توهین و تخقیر، ایذاء و آزار زبانی، اشاعه فاحشه و.... که احیاناً با آنها تداخل مصداقی پیدا می کند جدا سازند تا هر یک از عناوین مذکور از حکم خاص و آثار شرعی و حقوقی مخصوص به خود برخوردار شود توضیح آنکه هر یک از عناوین مذکور از گناهان کبیره محسوب می شود، لکن حرام بودن آنها مربوط به عنوان و خصوصیات خود انها است نه به عنوان غیبت، و هر کدام در درجه خاصی از گناه قرار گرفته و بازیهای متناسبی دارد و کفاره و جبران هر یک نیز حسب مورد متفاوت است. مثلاً اگر کسی در مقام عیب جویی عیب آشکار مومنی را بازگو کند یا گناه آشکار وی را بگوید مرتکب گناه شده است، ولی نه به عنوان غیبت که به عنوان عیب جویی و اشاعه فحشاء. مثال دیگر: چنانچه شخصی پشت سر دیگری صفتی را که در او نیست به او نسبت دهد یا به او دشنام و ناسزا بگوید، به خاطر تهمت و ناسزاگویی گناهکار است نه به عنوان غیبت . گاهی نیز ممکن است یک نفر با یک عمل مرتکب چندین گناه شود؛ یعنی غیبت ، تهمت ، عیب جویی، دشنام و توهین را یکجا و در یک گفتار جمع کند و قهراً جرمش سنگین تر و گناهش بزرگتر است . بنا براین، فقها هر یک با ذکر یک یا چند قید محدوده حکم غیبت را مشخص کرده اند و چنانکه اشاره شد منظور آن نبوده که یک تعریف کامل منطقی بیاورند تا با افزودن و یا کاستن یک قید، تعریف را از سایر تعاریف ممتاز سازند.

بنابراین، می توان گفت که غیبت دارای مفهوم واحدی است  که همان مفهوم لغوی باشد و فقها با عناوین و شرایط خاصی به همان مفهوم اشاره دارند. لکن باید دانست که در مسئله حرمت غیبت، فقها در تمام مصادیق آن دارای نظر واحد نیستند و بعضی از آنها در حرمت آن قیدی را اضافه و بعضی قیدی را کم کرده اند. خلاصه این قیود از شرایط حکم است نه شرط تحقق موضوع؛ یعنی آنها که این قیود را اضافه کرده اند معتقدند که حرمت غیبت تنها در صورت تحقق این قید محقق است و در غیر آن، بر فرض که غیبت صادق باشد، حرمت محقق نمی شودو چنانچه از جهت دیگر مانند تهمت یا فحش و ایذاء حرام باشد، ربطی به غیبت ندارد. در هر حال، شرایط و قیودی که فقها آورده اند عبارت است از:

الف: غیبت جنبه کشف سر و افشاگری داشته باشد. بنابراین، باز گو کردن عیبها و گناهان آشکار غیبت نیست و گناه غیبت بر آن بار نمی شود، هر چند ممکن است از لحاظ توهین و تحقیر یا اشاعه فحشاء ممنوع و حرام بوده و کیفر و عقوبتش با درجه این گناه تناسب نداشته باشد.

ب: عیب مذکور دروغ نباشد، یعنی در شخص مورد غیبت وجود داشته باشد. پس، اگر واقعیت نداشته باشد تهمت است و گوینده آن به عنوان مفتری تحت کیفر قرار می گیرد و گناهش از غیبت مصطلح بیشتر و شدیدتر است.

ج: انگیزه عیب جویی در میان باشد. بنابراین، اگر ذکر عیوب دیگران برای حفظ مصلحت آنان باشد شرعاً اشکالی ندارد، هر چند طرف مقابل راضی نباشد. مثلاً بازگو کردن خصوصیات بیمارنزد پزشک از این قبیل است که مصلحت بیمار در افشای آن است، هر چند ممکن است بیمار در بدو امر از اظهار آن ناراحت شود. همچنین ذکر محاسن اشخاص به عنوان تعریف و تمجید آنها غیبت نیست، هر چند آنها از افشای محاسن خود ناراحت شوند. البته در صورتی که افشای محاسن موجب اذیت و آزار شخص شود کار خوبی نیست لکن نه به عنوان ایذاء برادر مومن، که برای خود حکم جدا گانه ای دارد.

د. شخص مورد غیبت مشخص باشد چه با ذکر نام و سایر مشخصات یا با اشاره و کنایه، بطوریکه شنونده طرف را بشناسد. پس ، اگر کلی و نامعلوم باشد و یا آنکه شنونده او را نشناسد غیبت محسوب نمی شود.

ه. شخص مورد غیبت مسلمان و برادر دینی انسان باشد. بنابراین، غیبت کافران و مشرکان و ملحدان اشکالی دارد.

و. شخص مورد غیبت متجاهر به فسق نباشد. پس ، اگر کسی آشکارا مرتکب گناه می شود غیبت او جایز است، زیرا چنین شخصی از گناه کردن و گناهکار بودن باکی ندارد و از اینکه مردم رفتار ناشایسته او را بفهمند هراسی به دل راه نمی دهد.

این بود مجموع قیود و شروطی که در عبارات فقها و علمای اخلاق و حتی برخی از اهل لغت دیده می شود که به تبعیت از شرایط شرعی ذکر کرده اند.

هر چند بعضی از این شروط در تحقق معنای لغوی دخالت ندارد ولی، با توجه به شرایطی که در احادیث و منابع فقهی آمده است، باید آن را در ترتب احکام شرعی دخیل دانست . حال، توجه شما را به آیات و روایات وارده جلب می کنیم.

غیبت از نظر قرآن

شکی نیست که غیبت از گناه کبیره استو مرتکب کبیره مستحق دوزخ است، چنانکه در ذیل آیه شریفه «ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیاتکم وندخلکم مدخلا کریماً» امام صادق علیه السلام فرمود:

الکبائر التی اوجب الله عزوجل علیها النار.

گناه کبیره گناهانی است که خداوند مجازات آتش برای مقرر داشته است.

قرآن کریم در چند مورد شدیداً از غیبت نکوهش نموده و از آن نهی کرده است، از جمله :

وبل لکل همزه لمره.

وای بر عیب جویان هرزه گوی.

... ولا یغتب بعضکم بعضاً ایحب احد کم ان یا کل لحم اخبه میتا فکر هتموه...

هیچ یک از شما از دیگری غیبت نکند .آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت مردار برادر خود را بخورد؟{به یقین} همه شما از این کار کراهت دارید{پس بدانید که غیبت کردن مانند خوردن گوشت مرده برادر دینی است،ازآن سخت بپرهیزید....}

از این دو آیه استفاده می شود که در غیبت انگیزه عیب جویی شرط است، زیرا در آیه اول غیبت به عنوان عیب جویی و هرزه گویی مذمت شده و در آیه دوم غیبت را با خوردن گوشت مردار برادر دینی تنظیر نموده و این تنظیر به خاطر آن است که غیبت ترور شخصیت دیگران است؛ گویی غیبت کننده به وسیله غیبت شخصیت آنها را له کرده و از صحنه بیرونشان می کند.

در اینجا غیبت کننده با غیبت دو کار انجام می دهد: یکی آنکه دیگری را بی آبرو می کند؛ دوم آنکه بدین وسیله برای کسب وجاهت و آبروی خویش دست و پا می کند و در حقیقت ترور شخصیت دیگران رامایه حفظ آبروی خود می پندارد و به اصلاح شخصیت خود را در گرو مردن دیگران و پایمال کردن آنها می بیند.

نکته دیگری که از این آیه استفاده می شود این است که غیبت تنها در مورد مسلمین حرام است زیرا دو عبارت«بعضکم بعضا» و«لحم اخیه» اشاره به مومنان است و غیر مومنان را شامل نمی شود.

سومین نکته ای که ممکن است از آیه شریفه برداشت شود آن است که غیبت در صورتی موضوعیت پیدا می کند که طرف مقابل حضور نداشته باشد، زیرا علاوه بر آنکه لغت غیبت نشانه عدم حضور است کلمه «میتا» نیز به این معنی اشاره دارد، چون در آیه شخص مغتاب (غیبت شونده) ماننده مرده فرض شده است؛ پس همان گونه که شخص مرده غایب ات و نمی تواند از خود دفاع کند او نیز در اثر عدم حضور قادر به دفاع از آبرو و حیثیت خویش نیست.

نکته چهارم آنکه همان طور که مرده دیگر زنده نمی شود آبروی از دست رفته نیز قابل برگشت نیست. والله علم. چه بسیار از افرادی که آزرده خاطر از دنیا رفتند ودیدارها به قیامت افتاد و آنگاه در پیشگاه خداوند متعال به محاکمه و دادخواهی بر خواهند خاست . نغوذ بالله من شر الشیطان و من غضب الرحمن.

لایحب الله الجهر بالسوه من القول الا من ظلم و کان الله سمیعاً علیما.

خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود بدیها را اظهار کند مگر آن کسی که مورد ستم واقع شده باشد. و خداوند شنوا و دانا است.

از این آیات استفاده می شود که خداوند دوست ندارد بدیهای دیگران آشکار شود و عیوب آنان فاش گردد و آبروی مردم از بین برود.

غیبت از نظر روایات

 در روایات اسلامی نیز به طور جدی از غیبت کردن نهی شده و آثار سوئی برای آن بیان گردیده است که در این باره به طور مشروح به بحث می پردازیم، زیرا مردم کمتر به حرمت و گناه غیبت توجه دارند، و همان گونه که مرحوم شهید ثانی می فرماید: بیشتر مردم برای ادامه نماز، روزه و بسیاری از عبادات و آنچه وسیله قرب مقام در نزد پروردگار می شود می کوشد و بسیاری از محرمات از قبیل زنا، شرب خمر و ..... را مرتکب نمی شوند و با این همه، بیشتر اوقات خود را در مجالس لهو و خوشگذرانی و سخنان بیهوده و.... تلف می کنند و آبروی برادران دینی خود را می برند و آن را جزو گناهان به حساب نمی آورند؛ گویی از مواخذه خداوند متعال در ارتکاب این گونه اعمال بیمی ندارند.

خلاصه اینکه بسیاری از مردم مرتکب غیبت می شوند و گویا آن را گناه نمی دانند و از این نکته غافلند که کارهای دیگری که انجام می دهند و حسناتی که کسب می کنند با یک غیبت تمام آنها را ازبین می برند.

هتک آبروی مسلمان بدتر از ربا خواری است

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

ان اللدرهم یصیبه الرجل من الربا اعظم عند الله فی الخطیئه من ست و ثلاثین زنیه، یزنیها الرجل و اربی با عرض الرجل المسلم.

درهمی که انسان از ربا به دست می آورد گناهش نزد خدا از سی و شش زنا بزگتر است و بالاترین ربا معامله کردن با آبروی مسلمان است.

غیبت از زنا بدتر است

جابر بن عبدالله و ابی سعید خدری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که فرمود:

ایا کم والغیبه فان الغیبه اشد من الزنا ان الرجل قد یزنی فیتوب فیتوب الله علیه و ان صاحب الغیبه لایغفرله حتی یغفر له صاحبه .

از غیبت بپرهیزید که غیبت از زنا بدتر است، زیرازنا کاری ممکن است توبه کند و خدا توبه او را بپذیرد اما غیبت کننده مورد عفو قرار نخواهد گرفت مگر اینکه طرف از او راضی شود.

غیبت به منزله خوردن گوشت مرده است

همان گونه که رياقرآن مجید غیبت کردن را ماننند خوردن گوشت برادر مومن می داند در روایات نیز به این مطلب اشاره و تاکید شده است:

پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

سباب المومن فسوق و قناله کفرو اکل لحمه معصیه و حرمه ماله کحرمه دمه.

دشنام دادن به مومن گناه و جنگیدن با او کفر و خوردن گوشت او{ به وسیله غیبت} معصیت است، و احترام مال مومن مانند احترام خون اوست.

اینکه قرآن مجید و روایات از غیبت تعبیر به خوردن گوشت انسان مرده می کنند بر شدت و بزرگی گناه گواهی می دهد و این گونه تعبیر فقط درباره غیبت وارده شده است. کسی که غیبت شخص دیگری را می کند چون طرف (غیبت شونده) حضور ندارد که از خود دفاع کند و در نتیجه آبرویش از بین می رود و شخصیتش در میان مردم له می شود،تشبیه به مرده شده است. زیرا اگر آبروی کسی درمیان اجتماع بریزد هیچ چیز نمی تواند آن را جبران کند و در میان مردم برای همیشه سر افکنده است. از این رو، کسی که غیبت می کند مانند این است که گوشت برادر مسلمان خود را با اینکه مرده است می خورد تا برای خود کسب حیثیت کند.

مرحوم طبرسی در شان نزول  آیه شریفه«ولا یغتب بعضکم بعضا» می نویسد: نزل فی رجلین من الصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله  وسلم اغتابا رفیقهما و هو سلمان بعثاه الی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لیاتی لهما بطعام فبعثه الی اسامه بن زید و کان خازن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ، علی رحه فقال ما عندی شی ء فعاد الیهما فقالا بخل اسامه و قالاا لسمان لو بعثناه  الی بئر سمیحه لغارماوها ثم انطلقا یتجسان عند اسامه ما لهما به رسوا الله فقال لهما رسول الله صلی الله علیه و آله مالی اری خضره الحم فی افواهکما قالا یا رسول الله ما تنا ولنا یومنا هذا لحما قال ظللتم تاکلون لحم سلمان و اسامه فنزلت الایه.

این آیه درباره دو تن از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده است که از رفیق خود سلمان غیبت کردند. چون او را خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرستاند تا برایشان غذا بیاورد، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم او را نزد اسامه بتن زید که مسئول {بیت المال} بود فرستاد تا غذا بگیرد.. اسامه گفت چیزی ندارم که به تو بدهم. هنگامی که سلمان نزد آندو برگشت گفتند چرا غذا نیاوری؟ گفت خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رسیدم، ایشان مرا نزد اسامه فرستاد و او گفت الان چیزی ندارم، به این جهت نتوانستم چیزی تهیه کنم. آن دو نفر گفتند: اسامل بخل ورزید و غذا نداد، و درباره سلمان گفتند: اگر او را به سراغ چاه سمیحه بفرستیم آب فروکش خواهد کرد و خشک خواهد شد. آنگاه این دو نفر راه افتادند تا نزد اسامه بیایند و بررسی کنندکه چرا اسامه به سلمان غذایی نداده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: من آثار خوردن گوشت در دهان شما می بینم . گفتند: ما امروز گوشت نخورده ایم . فرمود:» گوشت سلمان و اسامه را می خورید{: غیبت ایندو را می کردید}. سپس این آیه نازل شد.

روایات دیگری نیز رسیده که غیبت به منزله خوردن گوشت مسلمان مرده است.

به هر حال، این تشبیه بی سابقه در قرآن و نیز تاکید روایات در توضیح مطلب، بیان کننده زشتی این عمل است که بدترین ظلم و ستم نسبت به برادر دینی است و در ننگین بودن این عمل همین بس که گرگ نسبت به گرگ این کار را انجام نمی دهد:

ولیس الذئب یا کل لحم ذئب   و یا کل بعضنا بعضا عیانا

گرگ {با آن درندگی} گوشت گرگ را نمی خورد،

ولی بعضی از ما به طور علنی {گوشت } بعضی دیگر را {به وسیله غیبت} می خورد.

از بین رفتن اعمال نیک

غیبت سبب می شود اعمال نیکی که انسان انجام می دهد تباه گردد و از بین برود.

امام صادق علیه السلام فرمود:

الغیبه حرام علی کل مسلم و انها لتا کل الحسنات کما تاکل النار الحطب.

غیبت کردن برای هر مسلمانی حرام است و همان گونه که آتش هیزم را می خورد، غیبت نیز کارها ینیم انسان را می خورد واز بین می برد.

گاهی انسان به خاطر ارتکاب غیبت تمامی کارهای نیکی را که انجام داده است از بین می برد و ثواب اعمالش در نامه کسی که غیبت او را کرده است نوشته می شود، که در این مورد توجه شما را به یک حدیث جلب می کنیم:

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم: یوتی احد کم یوتی احد کم یوم القیامه فیوقف بین یدی الله تعالی و یدفع الیه کتابه، فلایری حسناته فیقول : الهی لیس هذا کتابی فانی لا اری فیه طاعتی. فیقول له: ان ربک لا یضل و لا ینسی و ذهب عملک باغتیاب الناس ثم یوتی با خرویدفع الیه کتابه فیری فیه طاعات کثیره، فیقول : الهی ما هذا کتابی فانی ما عملت هذه الطاعات ، فیقول له: ان فلانا اغتابک فدفعت حسناته الیک.

پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: در روز قیامت یکی از شما را در صحرا محشر برا ی رسیدگی به اعمالش حاضر می کنند ونامه عملش را به دستش می دهند و هنگامی که به آن نگاه می کند از کارهای نیکی که انجام داده است چیزی در آن نمی بیند. عرض می کند: پروردگارا؟ این نامه عمل من نیست زیرا ار طاعات و عباداتی که در دنیا انجام داده امن چیزی در آن نمی بینم . به او گفته می شود پروردگار تو خطا و نسیان نمی کند و این نامه عمل ازآن تو است اما به خاطر اینکه غیبت کردی کارهای نیک تو در نامه عمل کسی نوشته شده است که از او بد گویی کردی. سپس شخص دیگری را برای حساب می آورند و نامه عمالش را به او می دهند. به نامه نگاه می کند ولی خطلاف انتظارش طاعات و عبادات زیادی را درآن می بیند و از روی تعجب عرض می کند : خدایا ! این نامه عمل من نیست، من در دنیا کارهای نیکی در اینجا نوشته شده است انجام نداده ام. به او گفته می شود: چون فلان شخص از تو بد گویی کرده کارهای نیک او در نامه عمل تو نوشته شده است.

غیبت کننده از ولایت خدا بیرون است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

من روی علی مومن روایه یرید بها شینه و هدم مروته لیسقطه من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الی ولایه  الشیطان فلا یقبله الشیطان.

هر کس به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مومنی سخنی علیه او بگوید تا او را از چشم مردم بیندازد خداوند چنین کسی را از ولایت خودش بیرون می کندو به سوی ولایت شیطان او را نمی پذیرد.

غیبت دین انسان را از بین می برد

پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

الغیبه اسرع فی دین الرجل المسلم من الا کله فی جوفه.

تاثیر غیبت در دین مسلمان از خوره در جسم او سریع تر است.

و نیز فرمود:

الغیبه والنمیمه یحتان الایمان کما یعضد الراعی الشجره.

همان گونه که شبان برگ درختان را می ریزد و سخن چینی نیز ایمان انسان را بی شاخ و برگ می کند.

کیفر غیبت

بی شک،کسی که مرتکب غیبت گردد در قیامت به غذاب سختی گرفتار خواهذ شد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

من اکل لحم اخیه فی الدنیا قرب الیه یوم القیامه فیقال له کله میتا کما اکلته حیا فیا کله و یکلح و یضج.

کسی که در دنیا گوشت برادر خود را بخورد و غیبتش را بکند روز قیامت که می شود او را پیش کسی که غیبتش را کرده است می برند و به او می گویند همان گونه که در دنیا گوشت او را درحالی که زنده بود خوردی اکنون که مرده است نیز گوشت او را بخور. پس از گوشت مرده او می خورد و از ناراحتی روی در هم کشد وفریاد می زند.

و نیز از آن بزرگوار نقل شده است که فرمود:

مررت لیله اسری بی علی قوم یخمشون و جوههم با ظافیرهم ،فقلت یا جبرئیل من هولاء؟ قال هولاء الذین یغتابون الناس و یقعون فی اعراضهم.

در شب معراج بر قومی گذشتک که صورتهای خود را با ناخنهای خویش می خراشیدند. از جبرئیل پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟ گفت : کسانی که پشت سر مردم بد گویی می کنند و حیثیت و آبروی آنان را از بین می برند.

غیبت و کاهش ارزش عبادات

در حدیث دیگری آمده است کسی که مرتکب غیبت شود ارزش عبادات او کم می شود.

رسولخدا صلی الله علیه وآله فرمود:

الجلوس فی المسجد انتظارا للصلوه عباده ما لم یحدث ، قیل یا رسوالله صلی الله علیه وآله و ما یحدث قال الاغتیاب.

نشستن در مسجد و انتظار کشیدن برای رسیدن وقت نماز عبادت است تا زمانی که حدثی از انسان سر نزند . سوال شد: حدث چیست ؟ فرمود: غیبت.

غیبت مانع قبولی اعمال

رسولخدا صلی الله علیه و آله در ضمن حدیثی فرمود: مامورانی که مراقب اعمال انسان هستند عمل بنده ای را که مانند شعاع خورشید می درخشد به آسمان بالا می برند ولی فرشته ای که باید اعمال را قبول کند و بالا ببرد می گوید:

... اضربوا هذا العمل وجه صاحبه انا صاحب الغیبه امرنی ربی ان لا ادع عمل من یغتاب الناس یتجاوزنی الی ربی.

... این عمل را به صورت صاحبش بزنید زیرا من از طرف پروردگارم ماموریت یافته ام که نگذارم عمل نیک غیبت کنندگان از من بگذرد و به سوی پروردگارم برود