نتیجه بحث
نتیجه بحث : در صورتی که قصد تعلیم و تشویق جنبه تبعی و فرعی داشته باشد و هدف اصلی و اساسی تنها امتثال و اطاعت باری تعالی باشد اینگونه مقاصد به اخلاص زیانی وارد نمیکند و به دیگر سخن چنانچه امادگی انسان برای عبادت و اطاعت به گونهای باشد که اگر هیچ گونه انگیزهای جز دستور الهی در میان نباشد دست از
راجحه (از قبیل قصد تعلیم و تشویق دیگران) مانعی ندارد اما اگر این ضمایم به منزلهی جزء علت محسوب شود که با فرض نبود انه انگیزه جدی برای عبادت باقی نماند در این صورت فقه فتوا به بطلان عبادت دادهاند . به نظر نگارنده چنانچه ضمایم راجحه به کیفیت عبادت نه اصل ان مربوط باشد به هیچ وجه با قصد قربت و اخلاص منافات ندارد و موجب بطلان عمل نکمیشود . مثلا اگر کسی اصل نماز را به قصد اطاعت از امر الهی انجام میدهد و در این قصد چیز دیگری مدخلیت ندارد ولی به خاطر تعلیم و ترغیب دیگران در دیگری ذکری را بلند بگوید نمازش باطل نمیشود البته اگر تحسین صوت و تجوید قرائت به منظور خود نمایی و تظاهر باشد نه به قصد تعلیم و ترغیب دیگران این از مقادیق ریا در عبادت است و صحت عبادت در این فرض دشوار به نظر میرسد . نکته دیگر انکه انجام عبادت به قصد تحصیل ثواب و فرار از عقاب و یا به قصد براورده شدن حاجات با اخلاص منافات ندارد و به این جهت در ایات قرانیه و احادیث در مقام تشویق و ترغیب بندگان ذکر ثواب و عقاب فراوان به میان امده است و محدثان کتابها در ثواب اعمال نگاشته اند و نیز برای براورده شدن حاجات عبادات و اذکار مخصوصی وارد شده است خلاصه کلام انکه گدایی ازدرگاه خداوند و امید به رحمت و مغفرت واسعه الهی هیچ گونه تضادی با اخلاص ندارد بلکه عین اخلاص است .
وسوسه ریا :با اینکه در مسئله اخلاص در عبادت و دوری از ریا باید کمال مراقبت را مبذول داشت اما گاهی از اوقات این مراقبت از حد عادی بیرون میرود و به صورت وسوسه در میاید و بخصوص انها که در اغاز راه هستند بیشتر دچار اینگونه وسوسه ها می شوند در اینجا وظیفه ان است که به وسوسه اعتنا نکنیم و همین که از خطور این گونه تصورات و اوهام ناراحت هستیم دلیل بر ان است که ریایی در کار نیست و این شیطان است که میخواهد ما را از راه باز دارد .
از رسول خدا (ص)نقل شده است : اذا اتی الشیطان احد کم و هو فی صلوته فقال : انک مرائی فلیطل صلوته ما بداله ما لم یفته وقت فریضه و اذا کان علی شئ من امر الاخره فلیتمکث ما بداله و اذا کان علی شئ من امر الدنیا فلیبرح .....
اگر کسی در نماز باشد و شیطان او را به ریا کاری وسوسه و متهم کند تا وقت باقی است هر چه می خواهد نمازش را طولانی کند و نیز اگر مشغول یک کار اخروی است باز هم به وسوسه شیطان اعتنا نکند و به کار خود ادامه بدهد اما اگر کاری که در دست دارد مربوط به دنیا است بی درنگ ان را رها کند .....
و در حدیث دیگر امده است که راوی میگوید : عرض کردیم ای رسول خدا ! بعضی از ما در حال روزه یا مشغول نماز است و شیطان او را وسو.سه میکند و میگوید تو ریاکاری . حضرت فرمود :
فلیقل احدکم عند ذلک ان اشرک بک شیئا و ن اشرک بک و انا علم و استاغفرک لما لا اعلم.
هرگاه چنین شد بگوید : خدایا!پناه میبرم به تو از اینکه اگاهانه برای تو شریکی قرار دهم {:یعنی ریا کنم } و نسبت به انچه ناخود اگاه انجام داده ام از درگاهت امرزش میخواهم .
بخش دوم :
اسباب و عوامل خلوص :
1: سبب الاخلاص الیقین . یقین منشا اخلاص است
2:الاخلاص ثمره الیقین . اخلاص میوه یقین است
3:اخلاص العمل من قوه الیقین و صلاح النیه
اخلاص عمل از یقین قوی و نیک اندیشی سر چشمه میگیرد .
4:غلی قدر قوه الدین یکون خلوص النیه
خلوص انسان به اندازه قوت دین اوست
5: ثمره العلم اخلاص العمل اخلاص میوه علم و معرفت است
6:اول الاخلاص الیاس مما فی ایدی الناس
سر اغاز اخلاص نا امیدی از ما سوی الله است
7:قلل الامال تخلص لک الاعمال ارزوهایت را کم کن تا اعمالت خالص شود
8:الاخلاص ثمره العباده اخلاص میوه عبادت است
نتیجه ان که اخلاص محصول یقین قدرت ایمان /علم/ قطع امید از مردم/ کم کردن ارزوها و عبادت پروردگار است
اخلاص :
1:بصیرت و نورانیت دل:
رسول خدا (ص) فرمودند:
ما اخلص عبدلله عزوجل اربعین صباحا الا جرت ینا بیع الحکمه من قلبه علی لسانه
هیچ بنده ای چهل روز متوالی قدم در وادی اخلاص ننهاد جز ان که چشمه های حکمت و معرفت از قلبش بر زبان او جاری می شود .
ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُقدر دل و پایه جان یافتن جز به ریاضت نتوان یافتن
جثه خود پاکتر از جان کنی چون که چهل روز به زندان کنی
مرد به زندان شرف ارد به دست یوسف از این روی به زندان نشست
رو به پس پرده و بیدار باش خلوتی پرده اسرار باش
2:حکمت و معرفت :
حکمت و معرفت نیز یکی دیگر از اثار و فواید اخلاص است که این مطلب از روایت فوق به خوبی استفاده میشود
3:خضوع تمام ماسوی الله در برابر انسان مخلص :
ان الله عزوجل لا اطلع علی قلب عبد فاعلم منه حب الاخلاص لطاعتی ولوجهی وابتغاء مرضاتی الا تولیت تقویمه و سیایته
خداوند عزوجل فرمود:اگر بنده ی خود را دوستدار اخلاص و خدا جوی بیابم اداره ی امور او را شخصا به عهده میگیرم {و کار او را به دیگران وا گذار نمیکنم }
5:سعادت و کامیابی
....امام علی (ع) فرمود: اخلصوا اعمالکم تسغدوا
...اعمال خود را خالص کنید تا سعادتمند شوید
و فرمود
الاخلاص اعلی فوز
اخلاص بالاترین کامیابی است
6:بالا رفتن اعمال و قبولی ان :
رسول خدا (ص) فرمود :
ایها الناس اخلصوا اعمالکم لله تعالی فان الله لا یقبل الا ما خلص له
ای مردم ! اعمالتان را برای خدای متعال خالص کنید زیرا خدا عملی را می پذیردکه فقط برای او باشد .
نیکی چه کرده ایم که تا روزی نیکو دهند مزد عمل ما را
انباز ساختیم و شریکی چند پروردگار صانع یکتا را
برداشتیم مهره ی رنگین را بگذاشتیم لو لو لالا را
7: کمال عبادت :
حضرت جواد (ع) فرمودند:
افضل العباده الاخلاص برترین عبادتها اخلاص است
یعنی اصل عبادت اخلاص است وسایر اعمال در سایه اخلاص عنوان عبادت پیدا میکنند و کامل می شود
البته اثار و فواید دیگری نیز بر اخلاص مرتبت است که اهل تحقیق در این باره میتوانند به کتابهای مربوط مراجعه کنند
نتیجه و جمع بندی بحث:
از روایاتی که کذشت معلوم میشود که اسلام به کیفیت عمل بیشتر اهمیت می دهد تا به کمییت ان . به تعبیر دیگر انچه در پیشگاه خداوند ارزشمند است تنها خلوص نیت است و زیاد بودن عمل موجب تقرب نمی شود
حال که بحث به اینجا رسید مناسب است بخشی از سیره معصومین را برای شما باز گو کنم . امید است که همگان توفیق تاسی داشته باشیمک و به ان بزرگوار ان اقتدا کنیم :
نمونه ای از اخلاص امام علی (ع) :
1:انفاق در حال رکوع :
امام علی (ع) در حال رکوع انگشتری به فقیر داد و ایه نازل شد که :
انما ولیکم و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون
ولی {: سر پرست و والی } شما تنها خدا و پیامبر او و مومنانی هستند که نماز به پا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند
اگر این ایه درباره ان حضرت نازل شد فقط به این علت بود که ان بزرگوار تنها برای رضای خدا و جلب محبت او این کار را انجام داد و حتی انتظار سپاسگذاری نداشت .
2: خوابیدن در بستر پیامبر :
هنگامی که رسول خدا (ص) تصمیم گرفت ازمکه به مدینه مهاجرت کند و امام علی (ع) برای حفظ جان ان حضرت و به خاطر رضای خدا در بستر پیامب(ص) خوابیدن ایه نازل شد که :
و من الناس من یشتری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله روف بالعباد
بعضی از مردم با ایمان و فداکار { همچون علی (ع) در لیله المبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر (ص)} جان خود را در برابر جلب خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است
3: نزول سوره ی ( هل اتی)
سوره ی ( هل اتی) که درباره ی اهل بیت پیامبر (ص) نازل شده به خاطر خلوص انان است . ابن عباس در این باره می گوید : امام حسن و امام حسین (ع) بیمار شدند . پیامبر اکرم (ص) به همراه جمعی از یارانشان به عیادت امدند و گفتند : ای ابوالحسن ! چه خوب بود برای شفای فرزندانت نذری میکردی. سپس علی(ع) و فاطمه(س) و فضه که خدمتگذار انها بود نذر کردند که اگر حسنین بهبودی یابند سه روز روزه بگیرند
پس از اینکه کسالت حسنین بر طرف شد انان به نذرخود وفا کردند .حضرت علی( ع) سه من جو قرض کرد . فاطمه زهرا (س) یک سوم ان را ارد کرد و به تعداد اعضای خانواده پنج قرص نان پخت کرد هنگام افطار سائلی به در خانه امد وگفت: السلام علیک یا اهل بیت محمد ! مستمندی از مستمندان مسلیمین هستم غذایی به من بدهید تا خداوند از غذاهای بهشتی به شما پاداش دهد انان همان نانی را که برای افطار خود در سفره داشتند به مسکین دادند و او را بر خود مقدم داشتند و ان شب با اب روزه گشودند و گرسنه خوابیدند . روز دوم روزه گرفتند هنگام افطار یتیمی در خانه امد و تقاضای کمک کرد ان روز هم ایثار کردند و غذای خود را به او دادند و با اب افطار کردند در سومین روزی که روزه گرفتند هنگام غروب افتاب اسیری امد و در خواست کمک کرد انها نیز همانند دو روز قبل غذای خود را به او دادند صبگاهان حضرت علی (ع) دست حسنین را گرفت و به خدمت پیامبر اکرم (ص) اورد هنگامی که پیامبر اکرم(ص) انها را دید که از گرسنگی توان از دست داده اند فرمود : برای من سخت گران است که شما را به این حال ببینم انگاه پیامبر (ص) از جا برخاست و با انها وارد خانه فاطمه شد . دید فاطمه (س) در محراب عبادت ایستاده در حالی که از شدت گرسنگی شکمش به پشت چسبیده و چشمانش از ضعف به گودی رفته است . پیامبر (ص) نارحت شد که در این حال جبرئل نازل شد و گفت ای محمد : ای سوره را بگیر خداوند با وجود چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید سپس سره ی ( هل اتی ) را بر ان حضرت خواند و این همه برای ایثار و اخلاص انها بود که حتی تصور ان برای ما دشوار است اهمیت عمل انان را قران این گونه بیان میکند :
و یطعون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجهخ الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا
و غذای خود را با وجود علاقه و نیاز به مسکین و یتیم و اسیر می دهند { و با زبان حال می گویند} ما شما را برای خدا اطعام می کنیم و از شما انتظار هیچ گونه پاداش و سپاسی نداریم
امام هفتم (ع) در اینجا نکته دقیقی رامتذکر مشود :
.... اما ان علینا لم یقل فی موضع انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا ولکن الله علم ان فی قلبه ان ما اطعم لله فاخبره بما یعلم من قلبه من غیره ان ینطق به
.... امیر مومنان در هیج جا نگفت که ما برای خدا به شما غذا میدهیم بلکه خداوند متعال نیت قلبی ان حضرت را به دین گونه اشکار ساخت بی انکه امام علی چیزی بر زبان جاری کرده باشد
به هر حال این طعام به قدری مخلصانه بود که به گفته ی عطار نیشابوری :
گذشته زین جهان وصف سنانش گذشته زان جهان وصف سه نانش
البته تذکر این نکته لازم است که اگر انسان بخواهد به مرحله از خلوص برسد که تمام کارهای او برای خدا باشد بسیار دشوار است و رسیدن به مرحله ای از خلوص که به گفته مولوی : ( جز به باد او نجنبد میل من / نیست جز عشق احد سر خیل من ) کار هر کسی نیست و هر کس نمیتواند به راستی ادعا کند و بگوید:
تا احب لله اید نام من تا که ابغض لله اید کام من
تا که اعطا لله اید جود من تا که امسک لله اید بود من
بخل من لله عطا لله و بس جمله لله ام نیم من ان کس
و برای افرادی که هنوز مراحل نخستین را میگذرانند این گونه ادعاها لاف و گزاف است . البته باید تمرین کرد و مایوس نشد زیرا – چنانکه گذشت- خودسازی و ریاضت نفسانی همانند ریاضت و ورزش جسمانی است . همان طور که در تربیت بدن تمرین لازم است و از کم باید شروع کرد و به تدریج بالا رفت تا به مرحله قهرمانی رسید در تهذیب روح نیز باید از کم شروع کرد و ادامه داد تا به مقام کامل اخلاص رسید . و همانگونه که مربی مربی ورزش در وزنه برداری از وزنه کم شروع میکند و به تدریج بر ان می افزاید معلم و مربی اخلاق در مقام تعلیم وتربیت نیز باید از کم شروع کند تا قهرمانی در میدان عبودیت و اخلاص تربیت نماید و همانطور که ورزشکاران با تمرین و زحمت فراوان و پی گیری به قهرمانی مرسند سالکان راه عبودیت نیز باید چنین باشند
انان که به مراحلی از کمال رسیده اند بدون زحمت و رنج بدین مقام نایل نشده اند بلکه سالها زحمت کشیده اند و با هوای نفس مبارزه کرده و کوشیده اند تا نییت خود را خالص کنند و فقط برای جلب رضایت پروردگار وظایف خویش را انجام دهند و با استعانت از خداوند متعال سر انجام به مرحله عالی از کمال وفضیلت نائل امده اند ولی باید گفت :
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
انسان باید همیشه از خدا بخواهد به او توفیق دهد تا پایان کار خلوص خود را حفظ کند زیرا کسانی که در این راه بخواهند گام بردارند در خطری بس عظیم و بزرگند چرا که در میان راه به موانعی بر میخورند که گذشتن از انها و ادامه راه بسیار دشوار است مولوی میگوید:
زنک مخلص در خطر باشد مدام تا ز خود خالص نگردد او تمام
زانک در ره است و رهزن بی حد است ان رهد کاو در امان ایزد است
اینه خالص نگشت او مخلص است مرغ را نگرفته است او مقنص است
ریا:
ریا عبارت است از تظاهر و خود نمایی و اظهار عمل به انگیزه جلب توجه و ستایش مردم است
نشانهای ریا:
در ایات و اخبار برای ریاکاران خصوصیاتی دیده میشود که از تجزیه و ترکیب و جمع بندی انها میتوان علائم زیر را برداشت "
1: منافق و دو چهره هستند
2: در انظار مردم با نشاط و شوق عبادت میکنند
3: در تنهایی بی نشاط و بی حالند
4: دوست دارند مردم در تمام کارها انها را بستایند
5: هنگامی که انها را ستایش کنند بر عمل می افزایند
6: چنانچه مدح و ثناشان نگویند از عمل می کاهند
7: اهل خدغه و فریبند
8: اعمال نیک خود را به رخ دیگران میکشند
9: بر دیگران منت مینهند
10: چشم طمع بر خلق دوخته اند و بر خدا توکل ندارند
11: در ظاهر ذکر خدا میگویند ولی در دل کمتر خدا را یاد می کنند
12: خود پسند و مغرورند
13: تن پرور و رفاه طلبند
اما ایات:
یا ایها الذین امنوا لا تبطلوا صئقاتکم بالمن و الادی کالذی ینفق ماله رئاء الناس و لا یومن بالله و الیوم الاخر ......
ای مومنان ! صدقات و کمکهای خود را با منت و ازار باطل مسازید مانند کسی که مالش را برای خودنمایی انفاق میکنند و در دل به خدا و روز رستاخیز ایمان ندارند
ان المنافقین یخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الی الصلوه قاموا کسالی یراون الناس و لا یذکرون الله الا قلیلا
منافقان در مقابل خدا با خدعه و نیرنگرفتار میکنند در حالی که خداوند نقشه های انان را نقش بر اب می سازند انها هنگامی که به نماز بر می خیزند از روی کسالت و بی حالی به عبادت می ایستند در برابر مردم تظاهر و خود نمایی میکنند ولی در باطن کمتر به یاد خدا هستند
فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون الذین هم یراعون و یمنعون الماعون
وای بر نمازگزارانی که از یاد خدا غافل اند انان که در عبادت جز ریا و خود نمایی انگیزه ای ندارند
و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئا ء الناس .......
شما ای مومنین – همانند منافقین نباشید که انان نه برای جهاد در راه خدا بلکه از روی غرور و خود نمایی بیرون امدند و در پنهان مردم را از راه خدا باز میدارند
اینک حدیث :
پیامبر اکرم (ص) :
...اما علامه المرائی فاربعه : یحرص فی العمل لله اذا کان عنده احد و یکسل اذا وحده و یحرص فی کل امره علی المحمده و یحسن سمته بجهده
... در تنهایی کسل و بی حال است و در انظار مردم با نشاط و فعال و در همه کارهایش به مدح و ثنای دیگران حسطاس و ازمند است و تمام کوشش او بر این است که میان مردم وجه ای زیبا و نیکو داشته باشد
امام علی ( ع) :
ثلاث عملات للمرائی : اذا رای الناس و یکسل اذا وحده و یحب ان یحمد فی جمیع اموره
ریا کار سه نشانه دارد : در انظار مردم با حال و با نشاط است و در تنهایی کسل و بی حال و دوست می دارد که مردم تمام کارهای او را بستایند
ریا و بطلان عمل :
ریا اعمال انسان را نابود و تباه میسازد چنانکه در ایه 263 سوره بقره که قبلا متذکر شدیم خداوند انفاق ریایی را شبه انفاق توام با ازار و منت باطل میشمارد و فقها و بزگان سیرو سلوک هیچ جیز را در تباهی و خسران بدتر از ریا و تظاهر نمی دانند ریا مانند میکروب جذام ( خوره) از درون عمل را می پوساند و ان را بی محتوا می سازد اعمال ریایی مانند درخت بی ریشه ای است که با یک باد از بیخ و بن کنده میشود خدا را خدا را که از ریا بپرهیزید و در این مورد همواره به خدا پناه ببرید و با اشک دیده و توسل خود را از لغزش مصون بدارد و همیشه با این فقرات از صحیفه سجادیه خدای را بخواند : ... ثم خلص ذلک کله من رئاء المرائن و سمعه المسمعین لا نشرک فیه احدا دونک و لا نبتغی فیه مرادا سواک
.. خدایا عبادت ما را از لکه ریا و تظاهر و خود نمایی پاکیزه دار تا در عبادتت کسی را شریک نگیریم و جز ذات اقدست مراد و مقصودی نجوییم
کی دعای تو مستجاب شود تا به یک روی دردو محرابی
امام صادق ( ع) فرمود :
کل البر مقبول الا ما کان رئاء تمام کارهای نیک مورد قبول خداست جز عملی که از روی ریا باشد
در روایت دیگر از ان حضرت نقل شده است که فرمودند :
قال الله عزوجل انا خیر شریک من اشرک معی غیری فی عمل عمله لم اقبله الا ما کان لی خالصا
خدای عزوجل میفرماید : من بهترین شریکم < پس ای بنده من! دیگری را در عبادت من شریک مساز زیرا > هر کسی در عملی که انجام میدهد دیگری را شریک سازد تمام اعمال او را نمپذیرم جز عملی که خالص برای من باشد
و نیز فرمود :
کل رئا شرک انه من عمل للناس کان ثوابه علی الناس و من عمل لله کان ثوابه علی الله
هر گونه ریای شرک است هر کس برای مردم کار کند پاداشش به عهده ی مردم است و هر کس برای خدا کار کند ثوابش برای خداست
محمد بن عرفه میگوید امام رضا ( ع) به من فرمود :
و یحک یا ابن عرفه : اعملوا لغیر رئاء و لا سمعه فانه من عمل لغیر الله و کله الله الی ما عمل ....
وای بر تو ای پسر عرفه ! کار کنید نه به منظور ریا و به گوش مردم رسیدن زیرا هر کس برای غیر خدا کار کند خدا او را به کاری که انجام داده وا می گذارد ....
در حدیثی از پیامبر اکرم ( ص) میخوانیم : ان الملک لیصعد بعمل العبد مبتهجا به فاذا صعد بحسناته یقول الله عزوجل اجعلوا فی سجین انه لیس ایای ارادبها
فرشته عمل بنده ای را بالا میبرد و از ان خوشحال و مسرور است و لی چون ان عمل به صورت کارهای نیک است بالا می برد خدای عزوجل می فرماید : ان اعمال را در سجین { : دیوان اعمال گنهکاران } بگذارید زیرا این اعمال را به خاطر من انجام نداده بلکه برای ریا و خود نمایی بوده است
ریا پس از عمل :
فقهای بزگوار در باب نیت فرموده اند : که ریا پس از عمل موجب بطلان ان نم شود و این مطلب به مقتضای قواد اشکالی ندارد زیرا عمل در جای خود صحیح و کامل انجام شده و ریای بعدی وضع ان را در ضرف وجودی اش تغییر نمی دهد اما از بعضی احادیث بر می اید که بازگو کردن اعمال و اظهارش برای دیگران مو جب ثواب ان می شود و در صورت تکرار حکم ریا به خود میگیرد و عمل را فاسد می کند بنا بر این باید بسیار مواظب بود که با کوچکترین لغزش زحمات گذشته از میان نرود
از امام باقر ( ع) امده است که فرمود : ابقای عمل و نگه داشتن ان سخت تر از خود ان است سوال شد که ابقای عمل چیست ؟ فرمود : انسان برای خدای یگانه خاصا و مخلصا انفاق می کند و این عمل به عنوان یک حسنه پنهانی برای او ثبت می شود پس در اثر بازگو کردن ان به عنوان عمل اشکار ثبت می گردد و در مرتبه دیگر که ان را بازگو می کند به طور کلی از نامه عملش محو می شود و به عنوان ریا در نامه عمل او نوشته می شود
و در حدیث دیگر در ذیل ایه شریفه ی }... فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی } از امام صادق ( ع) نقل شده است که : تزکیه نفس و خود ستایی عبارت است از انکه انسان نماز و روزه و سایر عبادات و کارهای نیک خود را برای دیگران اظهار کند سپس فرمود : برخی از مومنان در حضور حضرت علی ( ع) از نماز و روزه و عبادات خو سخن می گفتند حضرت فرمود : اما من ( که علی ) هستم شب و روز می خوابم وچنانچه در ابن میان وقت می داشتم باز هم می خوابیدم این سخن از ان حضرت به صورت کنایه و به قصد نصیحت صدور یافته که انسان مخلص نباید در مقام خود ستایی بر اید و عبادات و اعمال نیک خود را به رخ دیگران بکشد . از این رو فرموده اند که بهتر است عبادات و صدقات و تبر عات در نهان انجام شود زیرا مستحبات بیشتر از واجبات در معرض ریا و وساوس شیطانی قرار می گیرد
ریا از گناهان کبیره است :
ریا علاوه بر انکه عمل را فاسد می کند خود نیز از گناهان بزگ است زیرا ریا به منزله شرک است و شرک از گناهان کبیره محسوب می شود . در حدیثی از پیامبر ( ص) که فرمود : ان اخاف علیکم الشرک الا صغر قالوا و ما الشرک الا صغر یل رسول الله ؟ قال الرئا یقول الله عزوجل یوم ااقیمه اذا جازی العباد با عمالهم : اذهبوا الی الذین کنتم تراون فی الدنیا هل تجدون عندهم ثواب اعمالکم
بی تردید مخوف ترین چیزی که از ان بر شما بیمناکم شرک اصغر است پرسیدن ای رسول خدا : شرک اصغر کدام است ؟ فرمود : ریا . خداوند عزوجل در روز رستاخیز هنگامی که جزای بندگانش را می دهد به ریا کاران می گوید بروید نزد انان که برای انها عبادت می کردید و ببینید پاداش اعمال خود را نزد انان می یابید یا خیر ؟ و در روایت دیگر پامبر اکرم ( ص) فرمود : من صلی صلوه یرائی بها فقد اشرک و من صام صیاما یرائی به فقد اشرک
کسی که برای خود نمایی نمازبخواند و روزه بگیرد مشرک است
تو را تا در نظر اغیار است اگر در مسجدی ان عین دیر است
چه ذاتت پاک گردد از همه شین نمازت گردد انگه قره العین
و در حدیثی دیگر از پیامبر ( ص) امده است که فرمود :ان النار یعجون من اهل الرئاء فقیل یا رسول الله و کیف تعج النار قاال صلی الله علیه و اله : من حر النار التی یعذبون بها . به راستی که اتش دوزخ ودوزخیان ازدست ریا کاران ناله و فریاد می کنند پرسیدند یا رسول الله : چگونه اتش دوزخ ناله می کند ؟ فرمود از شدت گرمی اتشی که ریا کاران به ان معذب می شوند ( شاید مقصود ان است که شدت گرمی اتش ریا کاران باعث خروش ان می شود )
و نیز از ان حضرت اورده اند :
... یقال لاهل الرئاء صمتم و صلیتم و تصدقتم و جاهدتم و قراتم لیقال ذلک فقد قیل ثم قال : ان هولااول من تسعیر بهم النار
... روز قیامت به کسانی که اعمال خود را از روی تظاهر و ریا انجام داده اند گفته می شود شما نمازخوانده اید و روزه گرفته اید و صدقه داده اید و جهاد کردید و قران خواندید برای اینکه کارهای شما در میان مردم بازگو شود مردم هم کارهای شما را بازگو کردند سپس فرمود : اینها اولین کسانی هستند که اتش دوزخ بر انها شعله ور می شود
در حدیثی از امیر مومنان ( ع) امده است که :
الرئاء شرک ریا شرک به خداوند است
خلاصه بحث :
از مباحثی که گذشت به این نتیجه می رسیم که اساس و شالوده و زیر بنای سعادت انسان بندگی خالصانه و مخلصانه است و اگر کسی عملی را انجام دهدکه بوی ریا و تظاهر از ان به مشام برسد ذره ای اثر ندارد و در پیشگاه خداوند متعال پذیرفته نمی شود و روز قیامت با دست تهی وارد صحرای محشر می شود چون در دنیا برای خدا کاری انجام نداده که در سرای دیگر اجر وپاداش ان را از خدا بخواهد بنا بر این لنسان باید بکوشد هر عملی که انجام می دهد برای خدا باشد نه برای مردم اگر کسی برای خدا کاری را انجام دهد خداوند در دنیا نیز ذکر خیر او را بر زبانها جاری خواهد ساخت چنانچه فرمود : علیک ستره و علی اظهاره
تو وظیفه داری کار نیک خود را از مردم پنهان داری و بر من است که ان را اظهار کنم
خطبه سيّد الشّهداء راجع به معرفت خدا و امام