مقدمه:

آنچه مسلّم است و از كتاب هاي موجود پيداست حجاب در قبل از اسلام در بين ملّت هاي يهود ، ايران باستان و هند وجود داشته است . و اين قانون حجاب از قانون حجاب اسلامي بسي سخت تر بوده است .

ويل دورانت مي گويد : [1]( اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت مثلا بدون آنكه چيزي بر سر داشته باشد به ميان مردم مي رفت و يا در خانه آنقدر بلند صحبت مي كرد كه همسايگانش صدايش را مي شنيدند شوهر حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد .)

و همچنين در جاي ديگر مي گويد : [2](در زمان زرتشت زنان با منزلتي عالي به ميان مردم مي رفتند .)

و بعد از آن مي گويد : (مقام زن در زمان داريوش تنزّل پيدا كرد و در زمان وي زنان  پادشاهان حق نداشتند از حرمسرا ها خارج شوند و در مواقعي زنان از محارم خويش نيز محروم  بوده اند. و زنان حائض در اتاق هايي محبوس مي شده اند و اين امر خود مبناي پرده پوشي ميان مسلمانان به شمار مي رود .)

آيا اين جمله ويل دورانت كه مي گويد : ( و اين امر خود مبناي پرده پوشي ميان مسلمانان به شمار مي رود ) درست است ؟

 طبيعتا خير. زيرا در اسلام زنان حائض از برخي عبادات مانند: نماز و روزه معاف مي باشند ولي آنها مي توانند در هر موقعي با ديگران معاشرت كنند و در رابطه با اينكه به عقيده ويل دورانت حجاب از ايرانيان قبل از اسلام به مسلمانان بعد از اسلام سرايت كرده صحيح نمي باشد ، چون قرآن قبل از اسلام آوردن ايرانيان ، آيات حجاب را تبيين كرده بود . ويل دورانت در قسمت ديگري مي گويد : [3]( بعد از هجرت ، پيامبرزنان را از پوشيدن جامه گشاد نهي مي كرد امّا بعضي از عرب ها با وضع بسيار زيبا و دلربايي از خانه هايشان خارج مي شده اند .)

اين سخن ويل دورانت غلط است زيرا عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش مي كرد:

( مرحبا بر زنان انصار كه بعد از نزول آيات سوره ي نور[4]  ديگر ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايند و سر خود را با روسري هاي سياه پوشاندند .)

مفهوم و ابعاد حجاب

مفهوم حجاب چيست واز نظر قرآن و حديث , حجاب و پوشش اسلامي داراي چه ابعاد و اقسامي است ؟

حجاب در لغت به معناي مانع , پرده و پوشش است .[5]   استعمال اين كلمه بيشتر به معناي پرده است .[6]

اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده , وسيله ي پوشش است , ولي هر پوششي حجاب نيست بلكه آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد .[7] 

دراين نوشتارمرادماازحجاب پوشش اسلامي است ومرادازپوشش اسلامي زن به عنوان يكي ازاحكام وجوبي اسلام ,اين است كه زن هنگام معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند وبه جلوه گري وخودنمايي نپردازد .

بنابر اين حجاب به معناي پوشش اسلامي بانوان , داراي دو بعد است . بعد ايجابي آن , وجوب پوشش بدن  و بعد سلبي آن , حرام بودن خودنمايي به نامحرم است ; و اين دو بعد بايد در كنار يكديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود ; گاهي ممكن است بعد اول باشد ولي بعد دوم نباشد  در اين صورت نمي توان گفت كه حجاب اسلامي محقق شده است .

گاهي مشاهده مي كنيم كه بسياري از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ هاي شاد و زيبا و تحريك برانگيز استفاده مي كنند كه به اندامشان زيبايي خاص مي بخشد و درعين پوشيده بودن  بدن زن زيبايي اش آشكار است;[8] واين دورازروح حجاب است.  اگر به معناي عام هرنوع پوشش ومانع ازوصول به گناه را حجاب بناميم , حجاب مي تواند اقسام وانواع متفاوتي داشته باشد.

يك نوع آن حجاب ذهني , فكري و روحي است . مثلا اعتقاد به معارف اسلامي مانند: توحيد و نبوت, از مصاديق حجاب ذهني, فكري و روحي است كه مي تواند ازلغزش ها و گناه هاي روحي و فكري مثل : كفرو شرك جلوگيري نمايد .

هدف و فلسفه حجاب

هدف از تشريع حجاب اسلامي  و فلسفه حجاب و پوشش چيست ؟

هدف اصلي تشريع احكام در اسلام , قرب به خداوند است كه به وسيله ي تزكيه نفس و تقوا به دست مي آيد :

" ان اكرمكم عند الله اثقاكم [9]: بزرگوار و با افتخار ترين شما نزد خدا با تقوا ترين شماست . "

از قرآن كريم استفاده مي شود كه هدف از تشريع حكم اللهي , وجوب حجاب اسلامي , دست يابي به تزكيه نفس , طهارت ,  عفت و پاكدامني است . آياتي همچون :

قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفضوا فروجهم ذلك ازكي لهم:اي رسول مامردان مومن را بگوتا چشم هاازنگاه ناروا بپوشندوفروج واندامشان را محفوظ دارند, كه اين برپاكيزگي جسم وجان ايشان اصلح است .

"يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء الومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين و كان الله غفورا رحيما [10]" : اي پيغمبربا زنان ودختران خود و زنان مومنان بگوكه خويشتن را به چادرهاي خود فرو پوشند كه ا ين كاربراي اين كه آنها به عفت و حريت شناخته شوند تا از تعرض وجسا رت( هوس رانان ) آزار نكشند بر آنان بسيار بهتر است و خدا در حق خلق , آمرزنده و مهربان است . چون نگاه به نامحرم توسط مردان , باعث تحريك و تهييج جنسي آنان و در نتيجه منجر به فساد مي شود , خداوند در كنار دستور حجاب و پوشش بدن بانوان به مردان نيز دستور به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر آنان حرام كرده است , چنان كه از امام رضا (ع) نقل شده است :

حرم النظر الي شعور النساء المحجوبات بالازواج و غير هن من النساء لما فيه من تهييج الرجال و ما

يدعوا التهييج الي الفساد و الدخول فيما لا يحل و لا يجمل[11]: نگاه به موهاي زنان با حجاب ازدواج كرده و بانوان ديگر از آن جهت حرام شده است كه نگاه مردان را بر مي انگيزد و آنان را به فساد فرا مي خواند در آنچه كه ورود در آن ته حلال است و نه شايسته .

از مجموع آيات و احاديث فوق به خوبي استفاده مي شود كه هدف و فلسفه ي وجوب حجاب اسلامي , ايجاد تزكيه نفس , طهارت و عفت و پاكدامني در بين افراد جامعه , و ايجاد صلح و پيش گيري از فساد است .

كنكاشى در فلسفه حجاب

در خصوص مساله حجاب به ويژه بحث چادر و يا به تعبيرى چادرمشكى اين بحث مطرح است كه آيا اصولاً حجاب ويا شكل خاصى از آن مثل چادر و يا رنگى خاص از آن ضرورت دارد يا نه؟ به ويژه سيرتاريخى بحث حجاب نيزبسيار مورد توجه است. در اين ميزگرد حجج الاسلام غروى، شيرازى و مهدى زاده كه درباره حجاب مطالعات و ياتاليفاتى داشته اند حضور دارند و به سوالات پاسخ مى  دهند.                                

 آيا حجاب و يا به تعبير شهيد مطهرى پوشش يا رسته، از مختصات مذهبى اسلام است؟ يعنى آيا اين مساله در شريعت اسلام طرح شده است و قبل از آن رواج نداشته و يا بوده ولى اسلام نوع خاصى از آن را در حد لزوم و وجوب آورده است ؟                                                                                                     

غروى: ازنظرتاريخى، اين كه مساله حجاب دراسلام وجوب ولزوم داشته را نمى شودمنكرشد. درآيات سوره نورمساله حجاب بيان شده است كه شان نزول آن مربوط به ماريه قبطيه- همسرپيامبر - وزمان آن هم بعدازعمرةالقضاى رسول اكرم وبازگشت ازمكه بوده است؛ حجى بين عمرة القضا وحجةالوداع كه مورد اختلاف است.

البته بايد در نظر گرفت كه بسيارى ازمفسرين، اين مساله را دو مرحله اى مى دانند؛ يعنى آيات حجاب در سوره احزاب را واجب بر بانوان پيامبروآيات سوره نوررا وجوب بركل زنان مومنين مى دانند؛ البته در تعابير وروايات تاريخى دارد كه پيش از وجوب، حجاب برزنان پيغمبر واجب بوده و يا قبل ازوجوب حجاب كلى؟ و اين مطابق با اصل حكم نزول تدريجى احكام است مثل مساله تحريم شرب خمر كه در اسلام تاريخ مشخصى دارد ولى هيچ كس نمى تواند ازوجود تاريخ حرمت شرب خمراين برداشت را بكند كه براى اولين باردرسلسله اديان الهى خمردرفلان مناسبت و فلان تاريخ تحريم شده است . در اين كه خمردراصل درتمام اديان الهى حرام بوده، جاى بحثى نيست وادله آن را بسيارى ازعلما درضمن تحريم آيات خمرمتذكر شده اند. درمورد حجاب هم همين گونه است؛ بدين معنا نيست كه با وجود تاريخ شروع حجاب ونزول آيات نور بر وجوب حجاب بركل نساء مومنين، بگوييم قبل ازاسلام، حجابى دركار نبوده  است؛ بلكه حجاب يكى از ثوابت اديان الهى بوده كه شواهد آن بسيار است؛ در فيلم هاى قديمى مثل جنگ جهانى اول نيز زنان مليت هاى مختلف با حجاب نشان داده مى شود. با توجه به اين كه مسلمان هم نيستند؛ ولى بعد از جنگ جهانى اول كه چند ميليون از مردان آلمانى در جنگ از بين رفته بودند و جمعيت زنان زياد شده بود و براى اين كه زنان را به كارخانجات بكشانند تا بتوانند پيشرفت كنند، مساله دست و پاگير بودن حجاب را مطرح كردند كه تاريخ بى حجابى از همان زمان شروع شد، شهيد مطهرى در كتاب «حجاب» و آيت الله آصفى در كتاب «نظريه علاقة الجنسى فى القرآن الكريم» به مساله تاريخ شروع بى حجابى اشاره كرده اند.

تمام اين ها روى هم رفته نشان مى دهد كه مساله حجاب يك مساله اصالت داروريشه داردراديان مختلف الهى است. (البته منظورازاديان مختلف به حسب زمان فعلىاست والا بنا برگفته خود قرآن، تمام اديان در وقت خودشان دين واحدى بودند (ان دين عندالله الاسلام) درمورد مساله خم هم به علت اين كه درميان اعراب جاهلى آن زمان مرسوم بوده، دوباره تحريم مجدد شده است. مساله تحريم خمردراسلام، سه مرحله داشته و به طورتدريجى حرام بودن آن بيان شده است. درمورد مساله حجاب، چون اعراب جاهلى تابع اديانى الهى نبوده وازآن فاصله گرفته بودند،احتياج پيدا شده بود كه دوباره به عنوان تجديد حكم بيان شود.
* درمورد فلسفه حجاب يا به تعبيرامروزى، چرايى حجاب كه دراديان سابق هم بوده و يك نوع پوشش خاص براى زنان قايل بودند توضيح دهيد. و چرا انسان به دنبال اين محدوديت و يا به تعبيرى مصونيت مى رود ؟
** شيرازى: همان طور كه آقاى غروى فرمودند، در اسلام به حجاب كيفيت خاصى داده شد؛ و الا در اصل، حجاب بوده است. از اين استفاده مى شود كه حجاب برگشت به طبيعت اختلاف زن و مرد دارد كه در مورد زن، كيفيت خاصى از حجاب است؛ چرا كه طبيعت زن جذابيت است و طبيعت مرد اين است كه ميل به كسى يا چيزى پيدا مى كند. زن به طور طبيعى جنبه خودنمايى دارد ولى مرد طبيعتاً خودنمايى ندارد؛ بنابراين، از همان ابتدا مساله پوشش زن قابل اهميت و طرح بوده است كه به چه كيفيتى عمل كند تا اين جذابيتى كه در شكل طبيعى او وجود دارد، به شكل نامطلوبى در جامعه بروز پيدا نكند. اين مساله منحصر به اديان نيست؛ بازگشت به اختلاف طبيعت زن و مرد و روحيات آن ها دارد. اسلام هم در اين مساله نظر دارد و به جهت اختلاف طبيعتى كه در زن و مرد هست، احكام جداگانه براى زن و مرد قرار داده است.
اولين آيه اى هم كه درباره حجاب نازل شد، ناظر به همين است. در روايات آمده است: جوانى از انصار از كوچه هاى مدينه عبور مى كرد. زن جوانى توجه او را جلب مى كند. جوان بى توجه به اطراف خود، همان طور كه زن را نگاه مى كرد، حركت خود را ادامه مى دهد كه صورت او به ديوار اصابت مى كند و با صورت خون آلود خدمت پيامبر اكرم مى رسد و جريان را خدمت حضرت عرض مى كند كه حضرت مشكل ايشان را حل كند (اين نشان دهنده آن است كه اين جوان روحيه تدين و تقوا را دارا بوده است؛ زيرا اگر اين روحيه را نداشت، هيچ وقت نمى آمد آن را در مسجد و در ملأ عام بگويد) بلافاصله جبرييل نازل شد و آيات سوره نور را نازل كرد و شبيه به اين جريانات در مساله ظهار و ايلاء هم بوده است كه سر يك حادثه شخصى خدمت پيامبر شكايت مى كنند و بعد از آن كه آن شخص شاكى از خدمت رسول اكرم مى روند، آيه ظهار يا ايلاء نازل مى شود.

اين مطلب، خود داراى ظرافتى است كه چرا آيه حجاب بلافاصله درحضورخودهمان جوان نازل شده است، برعكس موارد بالا؟ شايد جهت بلافاصله نازل شدن اين باشد كه درست است كه اين جريان يك مساله شخصى بود، ولى كثيرالابتلاء است وهمه مردم وجوان ها مبتلاى به اين مشكل مى شوند وبه همين دليل بلافاصله آيات نازل شد كه مرد وزن چگونه عمل كنندوخطاب آيات اوليه حجاب، هم به مرداست وهم به زن.
* با توجه اين كه تمام علماى شيعه حجاب را از ضروريات دين اسلام مى دانند و همه اديان و نحل به نحوى آن را پذيرفته اند، در دين اسلام حدود و ثغور آن چيست؟ و تا چه حدى از حجاب لزوم و ضرورت دارد؟ اگر ما بخواهيم از اسلام الگويى را به عنوان حجاب به خانم هاى مسلمان ارايه دهيم، آن حد و حدود در اسلام به چه كيفيت است؟

** غروى: به اين مساله بايد توجه داشت كه نبايد احكام فقهى در اين جا ناديده گرفته شود. در احكام فقهى بيان شده است كه وجوب حجاب از حين بلوغ است و قبل از آن براى تربيت و عادت كردن كودك است. از وقتى كه يك خانم مسلمان به سن بلوغ شرعى رسيده است، با يك زن كامل از جهت احكام حجاب در اسلام، هيچ تفاوتى ندارد. در فقه بيان شده است كه چنين خانمى بايد تمام بدنش پوشيده باشد و اختلاف فقط در پوشش صورت و مچ دست ها به پايين و قدم پاها است. بسيارى از فقها فتواى وجوب ستر وجه داده اند؛ ولى مشهور اين نيست؛ چرا كه آن ها قايل به احتياط وجوبى هستند                                                   .
اگر صورت خانم ها زينت يافته باشد، فتواى تمام فقها است كه بايد پوشيده باشد و اگر از سن اميد به جاذبه هاى جنسى گذشته باشد، مثل پير زنان در آنجا بر حسب ادله شرعى مسامحاتى را نقل كرده اند كه حتى بيرون بودن مقدارى از مو هم اشكالى ندارد؛ ولى در حالت هاى طبيعى احتياط وجوبى به پوشش صورت مى كنند. چون مجتهدين ديگرى هستند كه قايل به جواز كشف وجه و ... هستند. بنابراين، مكلفين مى توانند صورت و دست ها را با توجه به حدود آن نپوشانند. در مقابل، مردان - بنا به تعبير قرآن - موظف به پوشش چشم هستند، (يغمض من ابصارهم) ولى در حد مكالمه و شناسايى عرفى كه طرف مقابل مثل معامله، نظر كردن كه با لذت همراه نباشد، اشكالى ندارد. الگوى حجاب بعد از نزول آيات آن، پيامبر و خاندان او بوده اند؛ با توجه اين كه اول زنان پيامبر مامور به اين امر شدند، اين الگو از پيامبر و خاندان او گرفته شده است.  .
* با توجه به سيره و برخورد زنان پيامبر و يا رفتار حضرت زهرا (س) مى توان اين را فهميد كه پوشش حجابى آن زمان هم چادر بوده با همين رنگ و شكل. و آيا از الگوهاى صدر اسلام و بعد از آن مى توانيم استفاده كنيم كه چادر با كيفيت فعلى آن الگوى برتر است يا خير؟

** غروى: آن چه از متون اسلامى به دست مى آيد، همين طور بود چنان چه استاد مطهرى در اين زمينه بحث هايى كرده اند كه اسلام در صدد فاصله اندازى بين دو جنس براى جلوگيرى از جاذبه هاى خاص دو جنس است. در اين جهت كلى هرچه حجاب و پوشش نزديك تر به اين هدف باشد، طبعاً نزديك تر به مقصد اسلام است؛ بنابراين، در قرآن تعبير به پوشش فراگير است. در اين كه آيا پوشش فراگير از سر تا مچ پا است و يا از سر تا زانوها، اهل لغت اختلافاتى داشته اند.

در مورد رنگ حجاب از لابه لاى متون اسلامى با توجه به الگويى كه از رهبران دينى معرفى كرديد، بر مى آيد كه خانواده هاى آن ها هم از رنگ مشكى استفاده مى كردند. ما در متون اسلامى تصريح به رنگ ديگر نديده ايم. ولى تصريح به رنگ سياه را ديده ايم.

* برداشت بنده اين است كه اگر سيره بزرگان اسلام و فلاسفه حجاب را در نظر بگيريم، مى فهميم كه نه تنها چادر ترجيح بلامرجع نيست بلكه چادر با همين كيفيت امروزى، به هدف مقدس والاى دين اسلام نزديك تر است. به خصوص كه در متون دينى و تاريخ ما، به رنگ آن هم تصريح شده است. با توجه به اين مقدمه، يكى از دلايلى كه امروزه آقايان و خانم ها در مقالات خود در نقد بر چادر و چادرمشكى دارند، اين است كه مى گويند: يكى از ادله كراهت و ناپسند بودن چادر مشكى در ميان زنان ما اين است كه اصلاً سابقه ملى و مذهبى ندارد. و يا مى گويند: اين نحوه چادر، در روايات و فتاواى علماى ما، كراهت فقهى دارد؛ بنابراين خانم ها دوست ندارند كه از چادر، به خصوص چادر مشكى استفاده كنند.
** مهدى زاده: سوال شما داراى دو قسمت است: اول، اين كه آيا چادر ارتباطى با دين و مذهب دارد؟

دوم، اين كه آيا از ادله كراهت پوشش و چادر مشكى براى زنان استفاده مى شود يا نه؟
در ابتدا، به طور قاطع مى توان ادعا كرد كه پوشش چادر ارتباط وسيع و محكمى با دين دارد. بحث ما در مورد چادر، لفظ و الفاظ آن نيست؛ به دليل اين كه چادر يك حقيقت و پوشش گسترده اى است كه خانم ها از آن براى پوشش از سر تا مچ پا استفاده مى كنند و اين كه اصل كلمه چادر، چهار دور بوده؛ يعنى چهار دور بدن را پوشش مى دهد، در لغت عرب هم به اين حقيقت تصريح شده است، كه از الفاظ مختلفى تعبير شده است، مثل عبا، ملحفه، ملاء كه ما در فارسى از آن تعبير به چادرمى كنيم.

حال آيا چادر، ارتباطى با دين و مذهب دارد يا خير؟ در جواب اين سوال دو مقدمه مطرح مى شود: اولاً ، ما بپذيريم كه حجاب يكى از احكام مسلم و از ضروريات اديان خصوصاً دين اسلام است؛ ثانياً، حداقل چادر يكى از مصاديق بارز فعلى است كه همان حجابى كه دين و شرع مقدس گفته را براى ما تامين مى كند. از اين دو مقدمه نتيجه مى گيريم كه پوشش چادر مى تواند ارتباط وسيع و مستحكمى با دين داشته باشد. بنده در مطالعات خود مقايسه اى داشتم بين جلباب كه در آيه ۵۹ سوره احزاب به آن تصريح شده است. جلباب را از چهار جهت مورد توجه قرار داده ايم.يا ايها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المومنين يدنين عليهن من جلبيبهن   ….
وقتى ما بين چادر و جلباب در اين چهار بعد مقايسه اى انجام دهيم، روشن مى شود كه آيا چادر ارتباطى با دين دارد يا خير؟ كه ما ادعا مى كنيم ارتباط مستحكم  و وسيعى با دين دارد.                  

اما مفهوم جلباب با پوشش گسترده و وسيعى گفته مى شود كه زن ها از آن در صدراسلام استفاده مى كردند و لغويين دارند كه جلباب لباس گسترده اى است كه از مقنعه وسيع تر بوده ولى كم تر از عبا نيست و حتى بعضى از لغويين تعابيرى دارند كه استفاده مى شود حد آن از اين هم بيش تر بوده است. اين گونه تعبير كرده اند: ثوبى كه مشتمل و در بر گيرنده تمام بدن است كه بر روى لباس هاى ديگر پوشيده مى شود.
اين مطالبى را كه عرض كردم در كتاب هاى لغت معتبر عرب مثل لسان العرب، معجم مباحث اللغه، و معجم الوسيط و ... موجود است. پس معلوم شد كه از لحاظ لغت، چادر ارتباط با دين دارد. از لحاظ تفسيرى هم، تفسير فخر رازى، و الميزان و تفسير محمد جواد مقنيه همين مفهوم را تصريح كرده اند.
از لحاظ اندازه كه بين لغويين اختلاف است، به سه ديدگاه مى توان اشاره كرد:

۱- پوششى از بالاى سر تا قدم ها بوده است ۲- پوششى بود از بالاى سرتا موازات زانوها ۳- بعضى هم مى گويند به معناى خمار و مقنعه است  .

ما در جست وجوهاى خودمان به اين نتيجه رسيديم كه دو قول آخر مخدوش است به دليل اين كه در سيره فاطمه زهرا (س) مى بينيم كه وقتى ايشان مى خواستند جهت دفاع از فدك به مسجد بروند، در تاريخ مى گويد: «لافد فلالها على رأسها، و الشتملت جلبابها و تتع ديولها)؛ يعنى روسرى خود را محكم به سر بستند و جلباب خود را پوشيدند. بنده از واژه «والشتملت» استفاده مى كنم كه پوشش حضرت، شمول داشته و فراگير بوده است. از قسمت آخر گفتار هم استفاده مى شود كه تا روى قدم ها مى آمده است. از نظر كاركرد هم تفسير كشاف تصريح كرده كه كاركرد آن اين گونه بوده كه جلباب را بالاى ابروها قرار مى دادند. بعد اطراف آن را جمع مى كردند و روى بينى مى گذاشتند؛ (دقيقاً مثل كارى كه امروزه زنان محجبه  ما انجام مى دهند) كه فقط چشم ها بيرون بوده است.

از لحاظ رنگ هم قراين و شواهد و كتاب هاى روايى و لغت تصريح كرده اند كه جلبابى كه در قرآن از آن سخن گفته شده، رنگ سياه داشته است. در سنن ابى داود، در بحث لباس دارد كه وقتى زن هاى انصار از خانه هايشان خارج مى شدند، با لباس هاى سياه بودند؛ و از اين استفاده مى شود هنگامى كه آيه ۵۹ سوره احزاب نازل شد، رنگ جلباب سياه بوده است. ما مى توانيم همين تطبيق ها را در چادر هم داشته باشيم كه چادر مفهومى است كه پوشش تمام بدن را فرا مى گيرد. از لحاظ اندازه از سر تا قدم ها است و از لحاظ كاركرد، كاركرد جلباب آن زمان را داشته از لحاظ رنگ هم مشكى است .

آثار و فوايد حجاب در ابعاد مختلف

حجاب و پوشش داراي چه آثار و فوايدي است ؟

حجاب وپوشش درابعاد مختلف داراي آثاروفوايد زيادي ا ست كه بعضي ا زمهم ترين فوايد آ ن عبارت اند :

الف) فايده ي حجاب در بعد فردي  

يكي از فوايد و آثار مهم حجاب در بعد فردي ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه است كه يكي از عوامل ايجاد آن عدم تهييج و تحريك جنسي است , در مقابل فقدان حجاب و آزادي معاشرت هاي بي بندوبار ميان زن و مرد, هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد و تقاضاي سكس را به صورت عطش روحي و يك خواست ا شباع نشدني در مي آورد . غريزه جنسي, غريزه نيرومند , عميق و دريا صفت است كه هر چه بيشتر اطاعت شود بيشتر سركش مي گردد,همچون آتشي كه هر چه هيزم آن زياد تر شود شعله ورتر ميگردد بهترين شاهد بر اين مطلب اين است كه در جهان غرب كه با رواج بي حيايي و برهنگي , اطاعت از غريزه جنسي بيشتر شده است , هجوم مردم به مسئله سكس  نيز زيادتر شده و تيراژ مجلات و كتب سكسي بالاتر رفته است . اين مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادي است كه قايل اند همه گرفتاري هايي كه در كشورهاي اسلامي و شرقي و بر سر غريزه جنسي وجود دارد , ناشي از محدوديت هاست , و اگر به كلي هر گونه محدوديتي برداشته شود و روهبط جنسي آزاد شود , اين حرص و ولعي كه وجود دارد از بين مي رود. البته از اين افراد بايد پرسيد, آيا غرب كه محدوديت روابط زن ومرد و دخترو پسر را برداشته است , حرص و ولع جنسي در بين آنان فروكش كرده است يا افزايش يافته است[12] ؟

پاسخ هر انسان واقع بين و منصفي به اين سوا ل اين است كه نه تنها حرص و ولع جنسي در غرب افزايش يافته است , بلكه هر روز شكل هاي جديدتري از تمتعات و بهره برداري هاي جنسي در آنها رواج و رسميت مي يابد . يكي از زنان غربي منصف , وضعيت جامعه غرب را در مواجه با غريزه جنسي اين گونه توصيف كرده است : كساني مي گويند مسئله غريزه جنسي و مشكل زن و حجاب در جوامع غربي حل شده است , آري , اگر از زن روي گرداندن و به بچه و سگ و يا همجنس روي اوردن حل مسئله است , البته مدتي است اين راه حل صورت گرفته است[13] .

ب) فايده حجاب در بعد خانوادگي

يكي از فوايد مهم حجاب در بعد خانوادگي, اختصاص يافتن التذاذ هاي جنسي , به محيط خانواده و در كادر ازدواج مشروع است . اختصاص مذكور , باعث پيوند و اتصال قويتر زن و شوهر , و در نتيجه استحكام بيشتر كانون خانواده مي گردد. و بر عكس فقدان حجاب باعث ا نهدام نهاد خانواده است .

يكي از نويسندگان تاثير برهنگي را در ا ضمحلال و خشكيدن درخت تنومند خانواده, اين گونه بيان كرده است: در جامعه اي كه برهنگي بر آن حاكم است , هر زن و مردي همواره در حال مقايسه است , مقايسه آن چه دارد با آنچه ندارد و آنچه ريشه خانواده را مي سوزاند اين است كه اين مقايسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصا در وجود شوهر دامن مي زند. زني كه بيست يا سي سال در كنار شوهر خود زندگي كرده و با مشكلات زندگي جنگيده و در غم و شادي او شريك بوده است پيداست كه اندك اندك بهار چهره اش شكفتگي خود را از دست مي دهد وروي در خزان مي گذارد . در چنين حالي كه سخت محتاج عشق و مهرباني همسر خويش است , ناگهان زن جوان ترا زراه مي رسدو در كوچه وبازار , اداره و مدرسه, با پوشش نامناسب خود , به همسر او فرصت مقايسه اي مي دهد, و اين مقدمه اي مي شود براي ويراني اساس خانواده و بر بادرفتن اميد زني كه جواني خود را برباد داده است , و همه خواهران جوان لابد مي دانند كه اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداي بي طراوتي آنان , باز هم جواناني هستند كه بتوانند براي خانواده ي فرداي آنها , همان خطري را ايجاد كنند كه خود آنان امروز براي خانواده ها ايجاد مي كنند .[14]    

ج) فايده حجاب در بعد اجتماعي

يكي از فوايد مهم حجاب در بعد اجتماعي , حفظ و استيفاي نيروي كار در سطح جامعه است . در مقابل , بي حجابي و بدحجابي باعث كشاندن لذت هاي جنسي از محيط و كادر خانواده به اجتماع و در نتيجه تضعيف نيروي كار افراد جامعه مي گردد. بدون ترديد مردي كه در خيابان , بازار,اداره , كارخانه و ..... همواره با قيافه هاي محرك و مهيج زنان بدحجاب و آرايش كرده مواجه باشد , تمركز نيروي كار او كاهش مي يابد .

بر خلاف نظام ها و كشورهاي غربي كه ميدان كار و فعاليت هاي اجتماعي را با لذت جويي هاي جنسي درهم مي آميزند , اسلام مي خواهد با رعايت حجاب و پوشش , محيط اجتماع از اين گونه لذت ها پاك شده و لذت هاي جنسي فقط در كادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود .[15]

د) فايده حجاب در بعد اقتصادي

استفاده از حجاب و پوشش , به ويژه در شكل چادر مشكي به دليل سادگي و ايجاد يكدستي در پوشش بانوان در بيرون منزل مي تواند از بعد اقتصادي نيز تاثير مثبت در كاهش تقاضاهاي مد پرستي بانوان داشته باشد . البته به شرط اين كه خود چادر مشكي دست خوش اين تقاضاها نگردد.

متاسفانه بعضا مظاهر مدپرستي درچادرهاي مشكي نيز مشاهده مي گردد , به گونه اي كه برخي از بانوان به جاي استفاده از چادرهاي مشكي , توري , نازك و داراي طرحهاي جلف و سبك كه با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبي ندارند روي مي آورند.

علاوه بر فوايد ياد شده , به طور فهرست وار فوايد و آثار ديگري نيز براي حجاب و پوشش مي توان نام برد كه مهمترين آنها عبارتند از :

- حفظ ارزشهاي انساني , مانند عفت وحيا و متانت در جامعه و كاهش مفاسد اجتماعي .

- هدايت , كنترل و بهره مندي صحيح و مطلوب از اميال و غرايز انساني .

- تامين و تضمين سلامت و پاكي نسل افراد جامعه .

انواع و علل بدحجابي

در سالهاي پس از پيروزي انقلاب هم دهها راهپيمائي از سوي زنان با عفاف و پاكدامن شهرهاي مختلف كشورمان در مخالفت با بي حجابي و بدحجابي و مفاسد اجتماعي برگزار شده است . همه اينها نشان دهنده اين است كه دشمن با همه تلاشها و با همه سرمايه گذاريها نتوانسته است درباره اكثر زنان و دختران كشورمان به هدف خود برسد . سوال مهم اينجاست كه چرا عده اي از زنان و دختران اكنون در جامعه ما با حجاب بيگانه اند و چه شد كع توطئه ها و نقسه هاي شيطاني دشمن در مورد اين عده كار ساز شد؟

اهميت اين سوال وقتي آشكار تر مي شود كه توجه داشته باشيم هيجده سال است كه از انقلاب ما مي گذرد و دختران هيجده ساله بدحجاب در سال پيروزي انقلاب اسلامي به دنيا آمده اند و انهايي كه كمتر از هيجده سال دارند پس از انقلاب اسلامي و برچيده شدن بسياري از مظاهر مفاسد در كشور به دنيا آمده اند و بدحجابهايي كه سنشان تا سي سال هم مي رسد در زمان انقلاب حداكثر دوازده ساله بوده اند . يعني در آن زمان سالهاي معصوم بودن خود را كه قلب و روحشان پاك و بي آلا يش بوده مي گذرانده اند . پس چطور شد كه اين انسانهاي پاك و معصوم امروز تبديل به سنگرهاي دشمن و شيطان ده اند و به جاي حركت در مسير رشد و كمال و حركت به سوي قرب و رضاي خداوند و درجات رفيع انسانيت در راه شيطان و غضب خدا و ارزشهاي غير الهي قدم مي گذارند, راهي كه اگر آن را ادامه دهند و به خود نيايند و با خداي مهربانشان آشتي نكنند قطعا به بهشت ختم نمي شود؟ به هر حال براي بدحجابي كنوني دلائل و علل متعددي را مي توان نام برد كه ما بعضي از آنها را در اينجا مي آوريم .اما قبل از ذكر دلائل بايد انونع بدحجابي را تفكيك كنيم و تا اين تفكيك صورت نگيرد نمي توان به درستي دلايل انها را ذكر كرد چرا كه ريشه انواع مختلف بدحجابي يكي نيست .  بدحجاب ها چند گروه هستند :

گروه اول كساني هستند كه از زمان رژيم گذشتهبي حجابي را پذيرفته بودند و پس از انقلاب نيز همان فرهنگ را به فرزندان خود منتقل نمودند. اينها در اجتماع باحجاب و در محافل خصوصي بي حجابند .

گروه دوم كساني هستند كه پس از انقلاب به چنين دامي افتاده اند و تحت تاثير عوامل مختلف كه بر خواهيم شمرد بد حجابي را پديرفته اند .

گروه سوم بعضي از عشاير و روستائيان هستند كه طبق سنت هاي محلي و بومي خود لباس مي پوشند و قسمتي از مويشان پيداست هر چند لباسهاي آنها كاملا بدنشان را مي پوشانند و هرگز شكل مبتذل پيدا نكرده اند .اين گروه قبل از انقلاب شديدا تحت استضعاف اقتصادي و فرهنگي بوده اند و پس از انقلاب هم كار فرهنگي چشمگيري در مورد حجاب آنها صورت نگرفته است .

براي پذيرش اين فرهنگ از سوي افراد چند علت مي توان ذكر كرد:

الف) جهل و نا اگاهي :

عوامل اصلي و اساسي در پذيرش بي بندو باري , ضعف اعتقادي و ديني است تا دين و احكام آن به درستي براي جوانان ما تفهيم نشود و تا اين فهم درست با قلب آنها پيوند نخورد زمينه پذيرش هر نوع بيماري روحي را دارند . به جرات مي توان گفت علت العلل بدحجابي و ساير مفاسد , جهل و ناداني است : جهل به خدا , جهل به دين و فلسفه احكام آن , جهل به خود و ارزشها و استعدادهاي ذاتي خود . امام علي (ع) در اين باره مي فرمايند :" جهل معدن بديهاست ." و نيز" جهل ريشه هر شري است ."

تمام بدبختيها و نكبت ها زماني برسر ما مي آيد كه قدر خود را نشناسيم و ندانيم كه هستيم و براي چه افريده شده ايم و به كجا مي رويم . كسي كه خود را نشناسد به هر شري تن در مي دهد . همين نادانيهاست كه خود تبديل به علتي تربيتي براي بدحجاب شدن بسياري از دختران نسل انقلاب شده است .

خانواده ها و مادراني كه در قيدو بند حجاب و ساير مسائل شرعي نبوده اند هرگز نمي توانند حجاب را به عنوان يك ارزش و يك واجب الهي براي فرزندان معصوم خود جا بيندازند .لذا به آنها خيانت مي كنند و آنها را با همان فرهنگي كه خود گرفتار آن بوده اند, پرورش مي دهند . بنابر اين بسياري از بدحجابيها و بي بندوباريها ي دختران جوان امروزي ناشي از محروميت آنان از تربيت ديني است . قرآن كريم به همه پدرها و مادرها چنين دستور داده است:" خود و خانواده خود را از آتش جهنم محافظت كنيد ." بديهي است محافظت از جهنم جز با تربيت صحيح ممكن نيست .

البته پدر و مادراني هم هستند كه خود نسبت به نماز و حجاب و ساير واجبات مقيدند ولي نسبت به فرزندانشان و تربيت صحيح آنان غافل و نا اگاهند و همين غفلت و بي توجهي سبب انحراف فرزندان و مايه رنج روحي والدين مي شوند .

 

 

 

ب) علل سياسي :

با توضيحاتي كه در مورد تهاجم فرهنگي داديم هيچ شكلي باقي نمي ماند كه عده اي از بد حجابيها و ساير جلوه هاي فحشا و منكرات جنبه سياسي دارد . يعني عده اي مخصوصا براي مبارزه با نظام و ارزشهاي حاكم بر آن عملا به گسترش بي بندوباري و فحشا اقدام كرده و مي كنند .

اينها زمينه هاي عمده و اصلي بدحجابي و بي بندوباري را براي سايرين فراهم مي سازند .

ج) غلبه روحيه راحت طلبي و بي قيدي و فرار از مسئوليت :

عده كثيري از افراد لا ابالي و بي توجه به حلالها و حرامهاي الهي , اعم از مرد و زن , دختر و پسر تن در دادن به مقررات شرعي و قبول محدوديتهاي ديني برايشان سخت است و با بهانه ها و توجيه هاي مختلف از زير بار قبول مسئوليت هاي شرعي و رعايت احكام دين شانه خالي مي كنند , مي گويند : حجاب ويا هر واجب ديگري ما را به زحمت مي اندازد و براي ما سخت است كه آن را رعايت كنيم .

در پاسخ به اين گونه افراد چند نكته را بايد متذكر شد:

1- انسان با شرايط و با تربيت خاصي انسات است و فقط تحت تربيت ويژه اي مي تواند از سطح زندگي حيواني به زندگي انساني ترقي نمايد.

2-همانطور كه قبلا نيز كفتيم محدوذيت لازمه هر نوع تربيتي است .

بي قيد ترين ولاآبالي ترين و نا اگاه ترين مردم اصل لزوم محدوديت و رعايت دستورالعملها در تربيت را قبول دارند.

كدام شخص عاقل است كه قبول كندمحدوديت و داشتن قيدوبند و رعايت دستورالعملها را در مورد داشتن يك بدن سالم انكار كند. كساني كه به علت غلبه تنبلي و سستي اراده نتوانسته اند جلوي شكم خود را بگيرند و آزادانه هر چه خواسته اند خورده اند به بيماريهاي مختلفي دچار شده اند كه پزشك اعلام خطر كرده و آنها را از خوردن بعضي خوراكها منع نموده است و به اصطلاح به آنها رژيم غذايي داده است , رژيمهاي دائم يا موقت . رژيم غذايي يعني محدوديت و محروميت كه در بسياري از موارد به علت زياده رويهاي اشخاص در استفاده از مواد خوراكي,  تجويز شده است .

كدام زياده روي انسان را به سمت محدوديت و محرويت نمي كشاند؟ و كدام بي قيدي بي ضرر است؟

كسي كه به بيماري قند يا چربي خون يا بيماري كليه و غيره دچار شد و پزشك او را از خوردن چربي , گوشت, شيريني و ......... محروم كرد, براي رسيدن به سلامتي و يا جلو گيري از پيشرفت بيماري چاره اي جز قبول محدوديت ندارد.

نه فقط بدن بلكه هر نظام قانونمندي چنين است . هر كجا بشردر برخورد با نظام هاي مختلف , بي احتياطي و هوسراني و افراط و تفريط كرده با مشكل روبرو شده است مثلا آب و هوا و دريا و زمين و...

روح انسان پيچيده ترين مخلوق خداوند است و قطعا يك سلسله نيازهايي دارد و از طرفي يك رشته امور براي سلامتآن مضرند و خداوند كه خالق جسم و روح بشر است آنچه را كه روح براي سلامت به آنها نياز دارد نموده است . روح تحت پيچيده ترين نظام ها و قانون ها فعاليت مي كند و با سهل انگاري تنبلي و كسالت , غلبه هوي وهوس نمي توان سلامت آن را حفظ كرد يا بيماري آن را رفع كرد .

كسي كه راحت طلبي و بي قيدو بندي را شعار خود كرده و نمي خواهد حقايق را درباره روح خود و ساختار آن بپذيرد حتما به خودش لطمه مي زند و روح خود را بيمار مي كند .

1- بي قيدي و راحت طلبي و شانه خالي كردن از احكام الهي واقعا آسايش نمي آوردو فرار از مقررات ديني براي آسايش , خيالي بيش نيست به چند دليل :

اول اينكه احكام ديني مبتني بر انسان شناسي ديني است. دين براي سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت مردم آمده است . دستورهاي ديني غذاي روح براي كسب اين سلامت و سعادت هستند. كنار گذاردن آنها و عدم رعايتشان موجب بيماري و عكس العمل شديد روحي مي شود .

خداوند اين طور اراده كرده كسي كه از ياد او و اجراي دستورهايش سرباز زند, به فشارهاي مختلف روحي و تنگناههاي روحي دچار شود و بر عكس كساني كه با خدا پيوند دارند و مطيع دستورهاي او هستند آرامش و نشاط خاصي دارند كه اين آرامش همان خواسته روحشان است .

فطرت انسان با گناه و انحراف سازگاري ندارد و اگر كسي آن را به آلودگي بكشاند روح كه يك ساختار منظم پيچيده است عكس العمل نشان مي دهد .

بسيار ديده ايم كساني را كه پس از گذراندن يك دوره آلودگي و فشارهاي مختلف رواني و افسردگي ها و ... پس از توبه با آشتي با خدا ودين و پيوند با معنويت واحكام ديني به چه آرامش و قدرتي رسيده اند و چگونه استعدادهاي خود را در پرتو آرامش قلبي حاصل از پيوند با خدا شكوفا كرده اند .

دوم اينكه كسالت و تنبلي در برابر مقررات الهي و ترك واجبات موجب گرفتاري انسان به خشم الهي و عذاب او مي شود . كسي كه حجاب را براي راحتي كنار مي گذارد بايد بداند سختي و عذابي طولاني و دردناك در انتظارش است . در زمان پيامبر (ص) جنگي پيش امد كه حضرت دستور جهاد دادند ولي منافقان با پيامبر به جهاد نرفتند و در شهر ماندند و به سايرين كه قصد ياري پيامبر را داشتند , مي گفتند هوا گرم است و در گرما به جنگ نرويد كه اين آيه نازل شد:" گفتند كه در اين گرما بيرون نرويد. به انها بگو كه گرماي جهنم شديدتر است اگر مي فهميدند."

اين خطاب الهي به كساني است كه به بهانه سختي در نمازو روزه وحجاب و غيره فرار مي كنند كه " گرماي آتش جهنم شديدتر و سخت تر است ."

سوم آنكه كساني كه ازچادروحجاب و پوشش بدون تحريك به بهانه سختي سرباز مي زنند عملا به سختي بيشترمي افتند زيرا ظاهرا بايد درقيدو بند ظاهرباشند. آنهااسيروگرفتارمد و ظاهر مي شوند و دچار تكلف ها و سختگيري هاي زيادي درباره ظاهر و لباس و آرايش خود مي شوندو امتيازات زيادي در زمينه هاي مادي و معنوي از دست مي دهند چرا كه مي خواهند به هر قيمتي كه شده ظاهر را حفظ كنند. دغدغه هاي روحي چنين افرادي عملا آنها را به سختيهايي به مراتب بالاتر و بيشتر از سختي رعايت حدود الهي مي اندازد.

4- احساس حقارت و كمبود شخصيت : اصولا فقر در هر صورتي انسان را به ذلت مي اندازد و به گدايي و التماس وا مي دارد , چه فقر مادي و چه فقر معنوي .از ميان انواع فقرها هيچ فقري به سختي و زشتي فقر روحي و معنوي نيست . به فرمايش حضرت علي(ع) " هيچ فقري مانند فقر قلب و هيچ ثروتي مانند ثروت روح نيست " و همچنين مي فرمود: " بزرگترين بلا فقر روح است " .

كسيكه روحش وشخصيتش فقيراست محتاج بيرون ازخوداست.اوهميشه گدايي شخصيت مي كند وراستي كه بدفقري است. كسي كه استعدادهاي روحيش را شكوفا نكرده وكمالات روحي وحقيقي را تحصيل نكرده هميشه درفشاردروني است ودائما درحالت التماس ودرخواست دارد.او بدنبال چيزي درخارج ازوجودش مي گرددكه با بدست آوردن آن,احساس شخصيت وآرامش مي كند. روح اومحتاج است واو بدنبال دارايي مي گردد .

او نمي داند كه روح او مادي نيست و با امور مادي آرامش نمي يابد. چنين افرادي فقر روحي دارند . در درونشان چيزي نيست كه آنها را سرپا نگه دارد و خيلي زود به اشياء دل مي بندد و خيلي زود رنجيده مي شوند. آنها دائما در حال عوض كردن معشوق و محبوب هستند . معشوق آنها گاهي افراد است و گاهي اشياء.    

 فقر روحي انسان را دچار وحشت و فرار از خود مي كند و هميشه براي آرامش نياز دارد كه با كسي يا چيزي باشد . او به توجه و تعريف و تاييد ديگران سخت محتاج است و بايد كاري كند كه نظرها به سوي او جلب شود . حال اگر كسي از كمال و زيبايي باطن محروم بود و كسي توجهي به او (به خاطر اين فقر دروني ) نكرد, ناچار است از ظاهربراي جلب توجه ديگران كمك بگيرد . از اموري از قبيل پول, ثروت , خانه, اتومبيل, لباس و .....................

چه بسيارندافرادي كه گمان مي كنند ديگران بايد به خاطرثروت يا سايرجهات مادي شان به آنها احترام و تعظيم كنند . بدحجابي و بي حجابي , اسارت گدايي نگاه و توجه ديگران است . كسي كه از شخصيت و كمالات روحي حقيقي محروم شود, مسلم است كه شخصيت را در به رخ كشيدن زيبايي چهره, لباس, كيف و كفش و يا ساير امور مادي بداند .

به نظر شما كسي كه تشنه و محتاج نگاه ديگران است ودائما بدنبال چيزي خارج از وجودش مي گردد كه با آن احساس آرامش و شخصيت كند, آزاد است ؟

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود                 زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است[16]

 در مقابل كساني كه نياز حقيقي روح را شناخته اند و غذاي مناسبي را به او داده اند چون احساس غناي دروني وحقيقي مي كنند هرگز محتاج و تشنه بيرون نيستند و هرگز دچار فرارو دلزدگي از خود نمي شوند .

آنها نيازي به عرضه خود و خودنمايي و خود فروشي ندارند چرا كه ديكران آنها را به خاطر غناي روحشان و زيبايي باطنشان دوست دارند نه به خاطر داشتن اشياء مادي يا امور ظاهري .

نگاهي اجمالي به شكل هاي حجاب قرآني بانوان

شبهه : بعضي با طرح اين پرسش كه " چه اشكا لي دارد در چهار چوب شرعي هركس هرجور كه خواست لباس بپوشد ؟"[17] خواسته اند اين شبهه را القا كنند كه اسلام ,فقط چار چوب كلي براي پوشش بيان كرده است و به صورت جزيي,شكل خاصي از حجاب و پوشش در متون ديني اسلام ذكر نشده است . آيا ادعاي مذكور صحيح است ؟

پاسخ: از نظراسلام چارچوب واجب پوشش و حجاب زنان - كه بيش تر مورد چالش و سوال است- پوشاندن تمام بدن در مقابل نا محرم است ,به استثناي صورت و مچ دست ها به پايين , كه طبق نظر مشهور فقها پوشاندن آنها واجب نيست ; البته بعضي از فقهاي فعلي , به طور احتياط وجوبي , پوشاندن صورت و دست ها را نيز لازم مي دانند ; ولي  حتي افرادي كه پوشاندن آن را واجب نمي دانند , در اصل مطلوبيت و استحباب آن بحثي ندارند .[18]

علاوه بر پوشش لباس هاي معمولي  مثل پيراهن و شلوار كه زنان و مردان در داخل منزل استفاده مي كنند , براي حجاب بيرون از منزل و در مقابل نامحرم در قرآن و احاديث براي تامين حجاب واجب زنان از چند نوع پوشش خاص نام برده شده است كه دو نوع معروف آن " خمار " و " جلباب " است .

الف) خمار

و ليضربن يخمرهن علي جيوبهن ; [19] زنان بايد سر و سينه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند .

خمر جمع خمار و مراد از آن پوشش مخصوص سر و اطراف سر بانوان مثل مقنعه است .

در بعضي تفاسير در ذيل آيه شريفه , از عايشه نقل شده است :

زناني بهتر از زنان انصار نديدم . وقتي اين آيه شريفه نازل شد, هر يك از آنها به سمت لباس هاي مخصوص خود رفتند و از آن تكه اي جدا كردند و خمار و مقنعه اي مشكي پوشيدند گويي بالاي سر آنها كلاغ نشسته است .

از قضيه ذكر شده استفاده مي شود كه رنگ خمار ومقنعه در زمان صدور آيه مشكي بوده است . براي اين قضيه از كتاب هاي لغت نيز مي توان مويداتي ذكر كرد ; مثلا از بعضي كتاب هاي لغت استفاده مي شود در ريشه ي لغوي خمار ( خ- م- ر ) سياهي اخذ شده است . به مشروبات الكلي نيز از آن جهت "خمر" اطلاق مي گردد . مخفي نماند كه در آيه ي شريفه خمار, نكات تفسيري و ادبي و لغوي فراواني وجود دارد كه مقاله ي مستقلي را مي طلبد .

ب) جلباب

يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المومنين يدين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يودين و كان الله غفورا رحيما ; [20]اي پيغمبر به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو كه خويش را به چادر فرو پو شند, كه اين كار براي اينكه آنها به عفت و حريت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوس رانان آزار نكشند , بر آنان بسيار بهتر است و خدا در خلق آمرزنده و مهربان است .

جلابيب در آيه ي شريفه جمع جلباب است و جلباب به معناي پوشش گسترده و فراگير تمام بدن است كه زنان برروي لباس هاي ديگر مي پوشند , امروزه در زبان فارسي به چنين پوششي چادر گفته مي شود . بر اساس تحقيقي كه نگارنده انجام داده , بين جلباب قرآني و چادرهاي رايج , از نظر مفهوم و اندازه و كاركرد و حتي رنگ , همگرايي و شباهت هاي بسيار نزديكي وجود دارد .

علاوه بر قرآن كه دو شكل خاص از پوشش فوق را براي زنان در مقابل نامحرم توصيه كرده است , در برخي احاديث نيز چهار پوشش ويژه براتي زنان در مقابل نامحرم به نام پيراهن , مقنعه , چادر, و ازار معرفي شده است .

عن النبي ( ص) : و لغير ذي محرم اربعه اثواب :درع و خمارو جلباب و ازار .[21]

فلسفه تفاوت پوشش زن و مرد

شبهه: چرا حجاب  زن و مرد تفاوت دارد و چرا بايد مقدار پوشش بدن زنان بيش تر از زنان  باشد ؟ آيا اين  تفاوت غيد عاقلانه و تبعيض آميز نيست ؟[22]

پاسخ : احكام تشريعي اسلام , متناسب با ويژگي هاي تكويني و به منظور تامين مصالح و دفع مفاسدي است كه افراد را تهديد مي كند . تفاوت زن و مرد در بسياري از احكام تشريعي , از جمله حجاب نيز نشات گرفته از تفاوت هاي تكويني آنهاست .

تحقيقات علمي در فيزيولوژي و روان شناسي , در باب تفاوت هاي جسمي و روحي زن ومرد , ثابت كرده است كه مردان نسبت به محرك هاي چشمي حساس تر از زنان اند و برعكس , زنان در مقابل محرك هاي لمسي حساسيت بيشتري دارند.[23]

تحقيقات و تجربه هاي علمي نشان مي دهد كه آن  اندازه كه مرد از نگاه كردن به تن و اندام زن تحريك مي شود , زن از مشاهده ي مرد تحريك نمي شود . در روان شناسي جنسي نيز ثابت شده است كه تمامي سطح بدن زن براي مرد محرك است, اما در مرد چنين نيست .[24]

مردان از مفاسد ناشي از حساسيت بيشتر آنان نسبت به محرك هاي چشمي شهوت انگيز , آنها را به مراقبت و كنترل بيش تر چشم در مواجه با نا محرم مامور كرده است . در حديثي از امام رضا ( ع) نقل شده است : حرم النظر الي شعور النساء المحجوبات باالازواج و الي غيرهن من النساء لما فيهه من تهييج الرجال و ما يدعو اليه التهييج من الفساد:[25]خداوند نگاه كردن به موهاي زنان ازدواج كرده ي محجوبه و غير آنها را حرام كرده است , زيرا نگاه شهوت انگيز مردان , باعث تهييج جنسي , و تهييج جنسي باعث فساد است .

در مقابل , به دليل لطافت و حساسيت بيش تر زنان نسبت به محرك هاي لمسي , براي حفاظت آنان از مفاسد ناشي از اين ويژگي آنها را به حجاب و پوشش بيش تر در مواجه با مردان نامحرم دستور داده است , به گونه اي كه طبق فتواي مشهور فقها , زنان بايد در مقابل نامحرم همه ي بدن , به استثناي وجه و كفين را بپوشانند , ولي اين مقدار پوشش براي مردان واجب نيست , و اين حكم اسلام غير عاقلانه و تبعيزآميز نيست, زيرا متناسب با ويژگي هاي متفاوت زن ومرد است .

نكته ي ديگري كه تبيين كننده ي تفاوت حكم حجاب و پوشش زن ومرد از نظر اسلام مي تواند باشد , تفاوت تكويني و فطري آنها از نظر مقدار حيا وشرم است . در روايتي تصريح شده است : " الحياء عشره اجزاء فتسعه في النساء و واحد في الرجال "[26]حيا و شرم ده قسمت است كه نه قسمت آن در زنان و يك قسمت آن در مردان است . آثار و شواهد تاريخ گذشته و حال پوشش زن ومرد نيز حاكي از اين است كه معمولا پوشش زنان بيش تر از مردان بوده است , [27]

استثناء در حجاب

در آيه 60 سوره مباركه نور مي فرمايد:

" زنان سالخورده كه( از ولادت بچه و عادت ماهانه) باز نشسته اند و اميد به ازدواج ندارند, بر آنان باكي نيست كه لباسهاي خود بر زمين نهند مشروط  براينكه  خودنمايي و خود آرايي نكنند و اگر جانب عفاف را رعايت كنند و خود را پوشيده دارند بهتر است و خداوند شنوا و داناست ."

در روايات اسلامي حدود برداشتن پوشش براي زنان سالخورده تعيين شده كه جايز است روسري خود را بردارند . اين ايه كه استثناء در حجاب را بيان مي كند و ان مربوط به زنان سالخورده اي است كه اميدي به ازدواجشان نيست, چند نكته آموزنده داردكه به بعضي از آن نكات اشاره مي كنيم .

1- استثنا درحجاب زنان سالخورده نشانه اين است كه دختران وزنان جوان كه به اين مرحله نرسيده اند, نمي توا نند روسري خود را در برابر نامحرم بردارند و برآنان واجب است تمام سرو گردن خود را بپوشانند .

2- اين ا ستثناء و تخفيف تا جايي است كه زنان سالخورده اقدام به آرا يش و زينت نكنند بنابر اين حتما جوانان نيز مجاز به آرايش و زينت آشكار نيستند.

3- اينك آيه مي فرمايد اگر زنان سالخورده با وجود اجازه اي كه دارند عفت پيشه كنند و سر خود را بپوشانند بهتر است نشان دهنده اين است كه نپوشانند سر و موهها از ته بزنند و دختران جوان عملي خلاف عفت است و بايد اين فكر شيطاني و جاهلانه را كه حجاب و چادر مخصوص پير زنان است كنار بگذارند.

حجاب صحيح و اسلامي

اسلام بنا بر مصالح زيادي كه تا حدودي به آن اشاره شد مخالف هر گونه تحريك و تهييج جنسي در خارج از خانواده و خارج از روابط زناشويي مي باشد.البته همان طور كه در بخش نخست بيان شد اين مصالح مربوط به خود انسان است نه مربوط به چيزي خارج از وجود او , و همه مفاسدي كه از كشيده شدن تحريكها و تهييجهاي جنسي به اجتماع و خارج از خانواده به وجود مي آيد دامنگير خود انسان مي شود .

حجاب اسلامي و كامل حجابي است كه در آن هيچ نوع جلب توجه و تحريكي وجود ندارد . در رساله هاي علمي چنين مي خوانيم :" بر زنان واجب است تمام بدن خود را به استثناي وجه و كفين از نامحرم بپوشانند."

وجه يعني صورت , كفين يعني دستها تا مچ . پوشش دستها و صورت در صورتي واجب نيست كه آرايش و زينت نشده باشد و نگاه به ان موجب مفسده نباشد .

اينك به چند نمونه  از حجاب هاي غير اسلامي كه بنابه نظر فقها جايز نيست اشاره مي كنيم .

اما قبل از بيان نمونه ها , ذكر نكته اي لازم است تا علت غير جايز بودن بعضي از حجابها روشن شود .

خانمها در ارتباطشان با نامحرم در حالتهايي قرار مي گيرند كه اگر از پوشش مناسب برخوردار نباشند ارتباط آن موجب مفسده و گناه مي شود . بعضي از اين حالات عبارت اند از :

- دادن چيزي به نامحرم يا گرفتن چيزي از آن :

- كاركردن در مقابل نامحرم در منزل يا خارج از منزل :

- مرتب كردن چادر , سوار شدن به اتومبيل يا خارج شدن از آن :

- حمل كردن چيزي :

- غذا خوردن در مقابل نامحرم و ............

در اين قبيل موارد , احتمال نمايان شدن بدن زن در صورتي كه حجاب مناسب نباشد وجود دارد.

براي سهولت يادگيري حجابها را به سه دسته همراه با چند مثال تقسيم مي نماييم:

الف)  حجاب هاي غير جايز با چادر :

1-    پوشيدن لباس آستين كوتاه زير چادر ,

2-    پوشيدن چادر بدون روسري يا مقنعه اي كه موهها و نيز سر و گردن را بپوشاند ,

3-    پوشيدن چادرهاي نازكي كه موهها يا دستها و اندامها از پشت آن نمايان است ,

4-    پوشيدن چادري كه داراي رنگ تند و مهيج باشد به طوري كه توجه به نامحرم را جلب كند .

ب) حجاب هاي غير جايز بدون چادر:

    1-  پوشيدن مانتو يا لباس كه حجم بدن يا برجستگيهاي آن را نپوشاند به طوريكه ايجاد تهييج و تحريك كند,

    2- پوشيدن مانتو با آستينهاي گشاد  به طوري كه در بعضي ارتباط ها بالاتر از مچ را نپوشاند ,

    3- پوشيدن مانتو يا لباسي كه رنگ تند و مهيج دارد,

    4-  پوشيدن مكانتو كه طوري دوخته يا تزيين شده كه توجه را به خود جلب  مي كند . مثلا روي سينه يا پشت آن چيزي از قبيل دكمه يا گل و ......قرار داده شده , به خصوص كه زن از پايين تنه و زير آن پوشش مناسبي نداشته باشد .

ج) پوشش مربوط به پا وسر :

    1- پوشيدن جورابهاي نازكي كه پوست پا را نمي پوشاند ,

    2-  پوشيدن روسري يا مقنعه اي كه تمامي مو را نپوشاند يا استفاده از روسري و مقنعه به طوري كه تمامي مو را پنهان نكند .

   3-  بستن مو و جمع كردن آن در پشت سر به نحوي كه برآمدگي آن مشهود باشد و جلب نظر كند ,

   4-  پوشيدن كفشهاي صدادار به نحوي كه جلب نظر نامحرم كند و مفسده ايجاد نمايد ,

   5- استفاده از روسري يا مقنعه به طوري كه زير چانه , گردن, گوش و سينه نمايان باشد ,

   6- نمايان شدن موي مصنوعي كه به موي خانمها وصا است . همچنين نمايان شدن كلاه گيس نيز جايز نمي باشد حتي  اگر موي وصل شده از جنس موي مرد باشد .

د) با حجابهايي بي حجاب :

حال كه به بحث حجابهاي  غير جايز رسيديم خالي از لطف نيست حديثي از پيامبر(ص) درباره زنهايي كه در عين پوشش بي حجابند ذكر نماييم . اين حديث  حقيقتا از پيشگوييها و معجزات  پيامبر(ص) مي باشد :

" دو گروهند كه اهل آتش هستند و نمي خواهم كه آنها را ببينم : گروهي كه تازيانه در دست دارند و مردم را با آنها مي زنند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‍‍[ ظالمان] و ديگر زنهايي كه پوشيده اند ولي برهنه اند[لباس نازك بر تن دارند] به شهوات متمايل هستند و مردان را به سوي خود جذب مي كنند , موهاي سرشان همچون كوهان شتر[28] برآمدگي دارد، اينها وارد بهشت نمي شوند و با اينكه بوي بهشت از مسافتهاي دور به مشام مي رسد بوي آن را استشمام نمي كنند ." كساني كه وضيت زنان در قبل از انقلاب و نيز وضعيت آنها در ساير كشورها را ديده اند بهتر به جنبه اعجاب برانگيز اين روايت پي مي برند.

 

ريشه انحرافات جنسي در فرهنگ غرب

اگر به اوضاع حجاب در دو سه قرن قبل نگاهي كنيم خواهيم ديد كه تقريبا در همه نقاط جهان و از جمله غرب، رنها داراي پوشش هاي نسبتا مناسبي بودند و هرگز نمونه هاي مبتذل امروزي در شكل لباس و حجاب آنها ديده نمي شود .

پيدايش نظرات فلسفي و مكاتب جذيذ كه عمدتا رابطه انسان را با ماوراء طبيعت قطع و يا ضعيف كردند و بعد شيوع نظريات روان شناسانه و جامعه شناسانه پيروان روابط آزاد زن و مرد موجب تغييرات اساسي در جهان بيني و فرهنگ مردم ( از جمله چگونگي پوشش زنان و نحوه ارتباط مردو زن) شد .

همه انحرافها و بدبختيها زماني شروع شد كه بشر قوانين كامل و حياتبخش الهي را ، كه متضمن سعادت او در همه زمينه هاست ، كنار زد و دست به دامان كشفيات ، و تجارب و اطلاعات ناقص بشري براي تنظيم برنامه زندگي شد ، تا آنجا كه اكنون همين علم زدگي و اصالت قائل شدن براي علم در مقابل مذهب و قوانين ديني سبب شده كه در مسئله روابط زن ومرد چنان اشتباهي را مرتكب شود كه قرنهاست بشريت از تبعات سوء آن در رنج است.

وقتي بشر از پذيرفتن قوانين الهي سرباز زد و اسير هواهاي نفساني و انحرافات فكري خود گشت و حاضر نشد به دستورهاي خدا تن در دهد بايد حكومت قوانين غير الهي را بپذيرد، يعني قوانيني كه بدون احاطه كامل بر جنبه هاي وجودي انسان وضع شده و آميختگي زيادي با جهل داردو مسلم است كه نتيجه طبيعي هر حركت جاهلانه اي افراط و تفريط است . به فرموده امام علي(ع) " جاهل ديده نمي شود مگر در حال افراط و تفريط "[29] يعني هيچ وقت شخص جاهل متعادل نيست و هر وقت او را ببيني يا در حال كوتاهي و تقصير است و يا در حال زياده روي و افراط.

در خصوص مسائل جنسي و روابط بين زن و مرد نيز قوانين بشري از اين خصوصيت يعني افراط و تفريط خالي و مبرا نيست ، عده اي مانند اعضاي كليساي كاتوليك ، غريزه جنسي را پليد شمردند [30] و علو و تعالي بشر را در عدم ازدواج و سركوبي اين غريزه انگاشتند و ازدواج را به قدري زشت داشتند كه وقتي بعضي كشيشها در اثر فشار جنسي مجبور به همجنس بازي شدند و اين موضوع در سراسر جهان افشا و علني گرديد  روساي كليسا اعلام كردند كه همجنس بازي گناه صغيره است ولي ازدواج گناه كبيره مي باشد.

عده اي ديگر كه به اصطلاح روان شناس يا روانكاو يا جامعه شناس يا فيلسوف و در واقع اسير هواهاي نفساني و عقده ها و تعصبات مختلف بودند در معرفي قوه شهوت سهوا و يا عمدا دچار اشتباه شدند و اعلام كردند كه تمام بدبختيهاي انسان ، از محدوديت قواي جنسي است چرا كه اين محدوديت باعث ايجاد عقده هاي رواني مي شود و در ثاني اگر افراد از كودكي با مسائل جنسي آشنا نباشند نمي توانند در آينده به خوبي نقش همسر را ايفا كنند و در نهايت اگر شهوت جنسي آزادانه و بدون محدوديت ارضا شد ديگر مزاحمتي براي آنان ايجاد نخواهد كرد و انسان مي تواند بدون دغدغه و تشويش به امور ديگر زندگي خويش بپردازد .

اصرار آنها به آموزش مسائل جنسي توسط معلمان و والدين در مدارس و خانواده ها ، داير شدن مراكز سقط جنين در كنار مدارس ، مختلط شدن مدارس در تمام مراحل تحصيل،نمايش فيلمهاي مبتذل در تلوزيون و سينما ، چاپ عكسهاي جنسي در مجلات و روزنامه ها و در يك كلام رفع هر گونه محدوديت در زمينه مسائل جنسي، از اين طرز تلقيشان از قواي جنسي ناشي مي شود .[31] اين آزادي بي قيدو بند سبب پيدايش مشكلات و نابسامانيهاي فراواني در زندگي فردي و اجتماعي شد كه وضعيت كنوني دنياي غرب و كشورهاي پيرو آن در شرق، خود گويا ترين سند است .به طور مثال سقط جنين دختران قبل از ازدواج به قدري زياداست كه به صورت يك واقعيت عادي در آمده به طوري كه ديوان عالي كشور آمريكا قانوني تصويب نموده كه طبق آن، دختران ازدواج نكرده زير 18 سال، براي سقط جنين بايد با اجازه يكي از والدين به چنين كاري مبادرت كنند .

 

علل و گسترش فرهنگ بي حجابي در ايران و ساير كشورها

در بيان رابطه جهان بيني و فرهنگ ، گفتيم كه جهان بيني و انسان شناسي يك جامعه بيشترين تاثير بر روي  شئون اجتماعي از جمله حجاب و روابط بين زن ومرد دارد ، و در مورد فرهنگ غرب و كشورهاي پيرو آن گفتيم كه جهان بيني آنها مبتني بر انسان مداري و اصالت ميل و اراده انسان به عنوان سرچشمه همه ارزشها مي باشد . با اين طرز تفكر، انساني خوشبخت است كه بدون هيچ گونه محدوديتي و با آزادي كامل به ارضاي اميال و خواستهاي خويش نائل شود و در نتيجه ، رفاه بيشتر و لذت بيشتر از زندگي دنيا اساس فعاليتهاي انساني قرار مي گيرد. آنچه كه اين رفاه و لذت را تامين مي كندو به همه خواسته هاي بشرجامه عمل مي پوشاند سرمايه و ثروت است . پس تهيه سرمايه اصل مي باشد و براي رسيدن به آن هر راهي مشروع و بلا اشكال است . با اين طرز تفكر بود كه نظامهاي سرمايه داري ، استفاده از كليه راهها و امكانات ممكن جهت رسيدن به مقاصد خويش را جايز بلكه لازم دانستند و همه ارزشها را در جهت رشد اقتصادي استخدام كردند .

از جمله اين جهان بيني زن بود زيرا سرمايه داران با توجه به جاذبه ظاهري و جنسي او مي توانستند از او در جهت تبليغ و ايجاد بازارهاي مختلف استفاده كنند ، يعني هم مي خواستند از او و جاذبه هاي جنسي اش در تبليغ كالاهاي مختلف استفاده نمايند و هم براي كالايي كه مربوط به جنبه هاي ظاهري و حسي و خودنمايي او مثل لوازم آرايش و لباس و..... بود بازار مصرف بيشتري ايجاد كنند . علاوه بر آن براي افزايش بازار كار نيروي كار زن به عنوان يك نيروي ارزان براي آنان بسيار مطلوب بود . ولي براي استفاده از اين نيروي كار ارزان بي حجاب شدن زنان ضرورت داشت چرا كه حجاب زن مانع بزرگي براي استفاده و بهره كشي از وي بود . لذا اول مي بايست حيا و حجاب او و محدوديت روابط زن و مرد را از بين برد و براي اين كار چه دستاويزي بهتر از شعار عوام فريب و زيباي حمايت از حقوق و آزادي زن ؟

زنها نيز از همه جا بي خبر و بدون توجه به اينكه چه آينده شومي در انتظارشان است، خود نيز در اجراي اين نقشه به ياري مردان و سرمايه داران هوسباز شتافتند و نتيجه همين بود كه مي بينيم .عطش سيري ناپذير سرمايه داران و نياز به بازارهاي جديد كار و مصرف از يك طرف و محدوديت كشورهاي سرمايه داري به لحاظ مواد اوليه از سوي ديگر ، آنها را به غارت و استثمار ديگر كشورها دعوت مي كرد . لذا نقشه تهاجم نظامي به كشورها يكي پس از ديگري تهيه شد و در اين ميان كشورهاي اسلامي كه از نظر منابع اوليه اقتصادي داراي موقعيت بسيار خوبي بوده و هستند در نوك پيكان اين تهاجم قرار گرفتند .

تهاجم نظامي

سابقه تهاجم نظامي به منظوراستعمار، بسيارطولاني است. شايد بتوان گفت حمله استعماري به اندازه قدمت تمدنهاي  بشري سابقه  دارد.ازآن زماني كه كشورهاي اسلامي با سرمايه ها و منابع سرشارشان مورد طمع استعمارگران قرارگرفتند همواره به بهانه هاي مختلف آماج حملات نظامي وحشيانه وجنايات بي شمارآنان بوده اند .

اين منابع و سرمايه ها هميشه در طول آن حمله ها به غارت رفته است . ولي اين نحوه غارت در نتيجه دلاوريها و شجاعتهاي مسلمين ، كه اغلب به شكست استعماچيان منجر شد، نتوانست عطش سيري ناپذير آنان را فرو نشاند و بهتر آن ديدند كه دست از تهاجم نظامي بردارند و به شيوه بهتري جريان غارت و استعمار را ادامه دهند. اين شيوه ، استعمار نو يا استعمار جديد نام گرفت .

البته استفاده از قدرت و تجاوز نظامي انگيزه هاي ديگري غير از منافع اقتصادي نيز مي تواندداشته باشد ، كمترين سودي كه كشورهاي تجاوزگر از حمله و استعمار مي برند اين است كه فرهنگ خود را از تاثير عناصر ناهمگون فرهنگ هاي بيگانه با فرهنگ خويش- به خصوص فرهنگ كشورهاي اسلامي كه با فرهنگ آنها تضاد كامل دارد – ايمن نگه دارند. براي اين منظور ابتدا دست به تجاوز نظامي زده متوسل به زور شدند .

 

 

تهاجم فرهنگي

استعمارچيان پس از آنكه استعمار نظامي را براي رسيدن به مقاصد شوم خود كافي ندانستند ، ضمن اينكه از فكر غلبه نظامي و تهديدهاي نظامي به عنوان يك اهرم رواني غفلت نكردند ، دست به استعمار جديد كه هسته مركزي و محور اصلي آن همان تهاجم فرهنگي است زدند هر چند در تهاجمات نظامي نيز انتقال فرهنگ كم و بيش صورت مي گيرد.

يكي از بهترين روشها براي اجراي اين توطئه وابسته كردن آن كشورها به كالاي مصرفي و غير ضروري خود بود و اين مسير نمي شد مگر با صدور فرهنگ مادي منحط و مصرفي خود به كشورهاي مورد نظر كه البته اين فرآيند نيز به نوبه خود مسخ و استحاله فرهنگي كشورهاي مقصد و وارد كننده را دربه دنبال داشت.

شرح توطئه دشمنيهاي آنان نسبت به ملل مسلمان از راههاي مختلف فرهنگي از حوصله اين كتاب خارج است و ما ناگريز به بعضي از برنامه هاي مهم آنان فهرست وار اشاره مي كنيم :

الف) مبارزه مستقيم با اعتقادات ، اخلاقيات و مقدسات فرهنگي مردم و به طور كلي تمامي مظاهر ديني و الهي و در راس آن مبارزه با قرآن كريم به طرق مختلف از قبيل تمسخريا تحقير، ايجاد شك و ترديد ، انحراف و........

ب) اعزام مبلغان مذهبي به كشورهاي اسلامي با شعارهاي عوام فريبانه .

ج) ايجاد مدارس و دانشگاههاي مختلف براي تسريع در روند انحراف و ابتذال فرهنگي و ديني ملل مسلمان.

د) نفوذ و در نهايت تسلط بر نظام آموزشي مسلمانان از مقطع تحصيلي ابتدايي تا دانشگاه .

ه) ايجاد تفرقه بين ملتها و دولتها و نيز بين قوميتهاي مختلف ازقبيل ترك،فارس،كرد،بلوچ،لرو غيره به طرق مختلف  حتي در قالب طنز و شوخي .

و) تلقين فكر جدايي دين از سياست .

ز) اشاعه فساد و فحشا ميان ملل مسلمان ، به خصوص جوانان و بسياري از توطئه هاي فرهنگي ديگر.

دشمنان اسلام علاوه بر توطئه و طرحهاي فرهنگي از ترفندها و توطئه هاي اقتصادي و سياسي ( و حتي در پاره اي موارد نظامي ) غفلت نكردند كه در اينجا مجال پرداختن به آن نيست .

حجاب زن حكم قرآني است.

... حجاب زن و وجود يك محدوديت در رابطه زن و مرد ، حكم قرآني است . مربوط به چند خبر واحد و حديث نيست كه بشود خدشه اي درآن وارد كرد. وقتي قرآن ، قرار شد پياده شود ، بايد حجاب رعايت شود. حالا درست است كه در سطح دنياي اسلام يك كساني بودند كه گاهي حرف را زدند و شعاري دادند. در كشور خودمان هم بوده اند كساني كه يك چيزي را گفته اند از روي بي توجهي كه هم مي خواهند مسلمان باشند و هم مي خواهند يك حكم صريح و روشن قرآن را زيرپا بگذارند مگر چنين چيزي ممكن است ؟ حكم قرآن بايد عمل بشود.

اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد.

حجاب به معناي متداول ميان ما، كه اسمش حجاب اسلامي است ،با آزادي مخالفتي ندارد. اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت داردو ما آن را دعوت مي كنيم كه به حجاب اسلامي رو آورند. و رنان شجاع ما ديگر از بلاهايي كه غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است به ستوه آمده اند و به اسلام پناهنده شده اند .[32]

حجابي كه اسلام قرار داده است براي حفظ ارزشهاست.

...و البته بايد توجه داشته باشيد كه حجابي كه اسلام قرار داده است ، براي حفط آن ارزشهاي شماست. هر چه را كه خدا دستور فرموده است چه براي زن و چه براي مرد- براي اين است كه آن ارزشهاي واقعي كه اينها دارند و ممكن است به واسطه وسوسه هاي شيطاني يا دست هاي فاسد استعمار و عمال استعمار پايمال مي شدند اينها ، اين ارزشها زنده بشود .

هنر و حجاب

اين قسمت را به بهانه شيفتگي بعضي از خانمها به حضور در مقابل دوربين سينما و تلويزيون و به اصطلاح حضور در صحنه هنر مي آوريم . همان طور كه خود اين گونه افراد مي گويند بزرگترين آرزويشان اين بود كه روزي بتوانند جلوي دوربين قرار گيرند و ايفاي نقش هاي هنري كنند . نمي دانم تعريف آنها از هنر چيست ؟ و كدام رسالت را براي هنر قائلند ؟ و آيا خودشان با آن رسالت پيوند و سنخيتي دارنديا خير؟

" تنها هنري مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام ناب محمدي(ص) ، اسلام ائمه هدي(ع) ، اسلام فقري ودردمندان، اسلام پابرهنگان ، اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميت ها باشد.

هنري زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط ، اسلام سازش و فرومايگي ، اسلام مرفهين بيدرد و در يك كلمه اسلام آمريكايي باشد.

هنردر مدرسه عشق نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعي ، اقتصادي، سياسي و نظامي است. هنر در عرفان اسلامي ترسيم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسيم تلخكامي گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جايگاه واقعي خود تصوير زالوصفتاني است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامي، فرهنگ عدالت و صفا لذت مي برند"

هنري كه با هدف خلقت انسان و با رشد و تعالي او منافات داشته باشدفقط اسمي از هنر دارد . هنري كه مانع حركت در مسير ويژه انسان به سوي كمالات بي نهايت و ابدي است شهوتي است به اسم هنر. هنري كه در استخدام ارزشهاي متعالي و معنوي و در استخدام كمالات و شئون فوق حيواني نيست هنر مبتذل است . هنري كه براي روحهاي تشنه حقيقت و شيفتگان سعادت ابدي پيامي ندارد، عقيم است و تلف كننده عمر. هنري كه هيچ گونه گرما و نشاط و حركتي به سوي محبوب حقيقي و آيين پاك و محبوبش ايجاد نكند دكاني است براي كاسبي و بهانه اي است براي شهرت طلبي و ...........

وكدام هنرمند است كه هنرش روح تعهد بدمدو اسلام ناب را جلا بدهد ؟ كدام هنرمند است كه هنرش در استخدام ارزشهاي معنوي و حامل پيام براي تشنگان حقيقت باشد؟

هيچ هنرمنذي نمي تواند چنين هنري داشته باشدو هنر مورد قبول قرآن را ارائه دهد مگر اينكه خود در انديشه و عمل ، با ارزشهاي قرآني و الهي و انساني پيوند خورده باشد، يعني هنر را در استخدام اين ارزشها در آورد ، نه اينكه هنر را براي هنر ، يا هنر را براي مقاصد ديگر بخواهد . كسي كه به خاطر هنر حاضر است احكام الهي را زير پا بگذارد بنده هنر است نه بنده خدا . زني كه به خاطر اقتضاي هنر موهها و گردن و يا ساير اندامش را در معرض ديد ميليونها نفر قرار مي دهد هنرمند متعهد نيست و هنرش نتنها روشنايي ندارد بلكه چون موجب مخالفتش با خدا و دستورهاي اوست تاريكي بيشتر در پي خواهد داشت . هنري كه در ان با خداوند مخالفت شود موجب گمراهي است نه رشد. هنوز بسيارند كساني كه در تلويزيون و سينماي ما كه براي هنر آن قدر عظمت قائلند كه آنرا به جاي دين نشانده اند و مقتضيات و دستورهاي آن را بي چند و چون اطاعت مي كنند و آنجايي كه بين دين و هنر تعارضي ايجاد مي شود به راحتي دين را كنار مي گذارند تا مبادا در مقام شامخ و مقدس هنر خللي وارد شود! براي آنها هيچ باكي نيست كه زني حيا و حجاب خود را در پاي هنر قرباني كند و يا هر مصلحت و حكم الهي ديگري كنار زده شود . آنچه حرف آخر را ميزند هنر است . اين مرگ هنر است كه دستورهاي حيات بخش الهي به پاي آن قرباني شود .

تمثيل هايي درباره حجاب

ديوار و سيم خاردار:شما چرا به دور خانه هايتان ديوار مي كشيدو برروي ديوارها سيم خاردار نصب مي كنيد؟ اگر دربهاي خانه تان چوبي باشد، چرا آهني مي كنيد ؟ و اگر ديوارها كوتاه باشد چرا بلند مي كنيد؟ آيا اين همه براي راحتي شماست ، ياناراحتي؟ حجاب همچون ديوار خانه و همچون سيم خاردار است، حال اگر ديوار خانه هايتان بلند بودو كوتاه كرديد ، يا سيم خاردار داشت، برداشتيد يا درب، بسته بود،باز كرديد،اين موجب راحتي آرامش و آسايش شما خواهد بود يا موجب ناآرامي؟ اگر دربها ، ديوارها و... براي راحتي خانه ها باشد حجاب هم براي راحتي و آسودگي بانوان است پس اگر اسلام براي زن حجاب آورده ، براي راحتي است نه مشقت، مشقت در بي حجابي و بدحجابي است.[33]

غنچه: غنچه تا غنچه است در حجاب است، هيچ كس هوس چيدن آنرا نمي كند. اما همينكه حجاب را كنار نهاد و باز شد ، آنرا چيد. وقتي كه چيدند چند روزي هم ممكن است در جاي مناسب قرارش دهند ، اما ديري نمي پايد كه پژمرده و پرپر مي شودو آن را در سطل زباله مي ريزند.

خواهران هم تا در حجابند ، همچو غنچه اند، هيچ كس دست طمع و تصرف به سمت آنها دراز نمي كند. اما همينكه اين حجاب را كنار گذارند، مورد طمع ديگران واقع خواهند شد.[34]

شيشه عطر و سر آن:تا زماني كه سر شيشه عطر بسته است ، عطر داخل ان هم محفوظ خواهد بود. ولي به محض اينكه چند ساعتي سر شيشه عطر برداشته شود ، عطر داخل آن مي پردو تنها شيشه خالي بدون عطر مي ماند كه كسي بدان ميل ندارد.

حجاب همانند سر شيشه عطر است كه بوي خوش و زيبايي وحلاوت و طراوت زنها را حفظ مي كند و با برداشتن حجاب آن زيبايي و حلاوت از بين مي رود . رمز زيبايي زنهاي مسلمان هم همين حجاب است.[35]

غنچه وگل : گل تا باز نشده است ، معطر است، وقتي كه باز شد ، عطر خود رااز دست مي دهد. زن تا با حجاب است، زيبا است، وقتي كه اين حجاب را كنار زد، آن زيبايي وطراوت خود را از دست مي دهد .[36]

سيمهاي برق: هنگامي كه روابط زن يا مرد فاقد ارتباطات جنسي باشد، بايد حفاظ و حجابي در بين باشد. سيمهاي مثبت و منفي برق را درنظر بگيريد كه هيچگونه اتصال و اصطكاك با هم نمي كنند ، چرا؟ چون پوششي از پلاستيك آنها را پوشانده است و بين دو دسته ازسيمهاي مثبت و منفي حجاب ايجاد كرده است اگر صدها سيم از سيمهاي مثبت كنار هم قرار بگيرند نيازمند به پوشش نمي باشد اما اگر پاي يك سيم منفي در ميان باشد، بايد پوششي بين اين سيم منفي و ان سيمهاي مثبت ايجاد شود . آيا حجاب زندان است براي زن؟ من از شما سوال مي كنم . ايا اين پوشش ها براي اين سيمها زندان است يا حفاظ ؟ شما دفترتان را كه جلد مي گيريد ، اين جلد براي دفتر زندان است ؟[37]

ميوه پوست كنده: تا ميوه اي پوست بر تن دارد، مدتهاي زيادي دوام خواهد داشت. ولي وقتي پوست ميوه اي گرفته شد ، بيش از دقايقي دوام نخواهد داشت و حتي بر احترامي به ميهمان است كه قبلا ميوه اي مثلا سيب را پوست بكنند بعد در مقابل ميهمان بگذارند. حجاب همانند پوست ميوه است كه حافظ تازگي و سلامت ميوه است و تا زماني كه زنها اين حجاب و عفت را دارند ، از طراوت و زيبايي و تازگي و سلامت بهره مندند ، ولي برداشتن حجاب همان و از بين رفتن سلامت و زيبايي هم همان .[38]

كيفيت حجاب و پوشش فاطمه زهرا(س)

حضرت فاطمه زهرا (س) به عنوان بهترين الگوي تربيتي زن مسلمان , در بيرون منزل و در مواجه با نامحرم , چه نوع حجاب و پوششي داشته اند؟

درتاريخ نقل شده است كه حضرت فاطمه ي زهرا (س) وقتي مي خواستند به بيرون منزل و نزد پيامبر اكرم (ص) بروند, از پوشش هاي خاصي , مثل جلباب (چادر) و برقع(روپوش صورت) استفاده مي كردند, [39]

علاوه بر اين , يكي از حوادثي كه بيانگر مقدار حجاب حضرت فاطمه ي زهرا (س) در بيرون منزل و در مواجه با نامحرم است , آمدن ايشان به مسجد براي دفاع از قضيه ي فدك است . در داستان غم انگيز غضب فدك  آمده است : وقتي ابوبكر و عمرتصميم گرفتند كه حضرت را از فدك محروم نمايند , ايشان با شكل خاصي از حجاب و پوشش, براي دفاع از حق خويش از منزل به مسجد آمدند. راوي داستان , شكل خاص حجاب حضرت را اين گونه توصيف نموده است :

لاثت خمارهاعلي راسها واشتملت بجلبابها واقبلت في لمه من حفدتها ونساء قومها تطا ذيولها :[40]

حضرت زهرا(س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محكم بر سر بستند و جلباب و چادر را , به گونه اي كه تمام بدن آن حضرت را مي پوشاند و گوشه هاي آن به زمين مي رسيد , به تن كردند و به همراه گروهي از نزديكان و زنان قوم خود به سوي مسجد حركت نمودند .

قضيه فوق گوياي آن است كه پوشش بيرون از منزل حضرت " خمار" و" جلباب " بوده كه قرآن به عنوان حجاب زنان در بيرون منزل و در مواجه با نامحرم ار آن ياد كرده است .

حجاب هويت زنان مسلمان فرانسه

منع حجاب در مدارس و دانشگاه هاي دولتي فرانسه، مدتي است كه موجب بحث و جدل هاي فراواني در مجامع ديني و مدني جوامع مختلف شده است.

اين بحث از زماني آغاز شد كه يك هيئت تحقيق دولت فرانسه در ماه گذشته توصيه كرد «نبايد نمادهاي شاخص مذهبي در مدارس و دانشگاه ها مجاز باشد.»

بدنبال آن رييس جمهوري اين كشور دستور منع استفاده نمادهاي مذهبي را (كه حجاب زنان مسلمان يكي از جنبه هاي بارز اين قانون است) صادر كرد.

قانون اساسي فرانسه بر «لائيك بودن نظام سياسي آن كشور و جدايي دين از سياست» تأكيد دارد و دولت پاريس تصميم خود را به «دفاع از روح قانون اساسي» مستند كرده است.

از اظهارنظر دولتمردان فرانسه، اين گونه برمي آيد كه پاريس مي خواهد به نوعي اين موضوع را توجيه كرده و در عين حال ميل به رفع سوءتفاهم و خشم ملت هاي مسلمان بخصوص مسلمانان فرانسه دارد.
دومينيك دو ويلپن وزير امور خارجه فرانسه در اين باره گفته است: «همان گونه كه ژاك شيراك بارها تأكيد كرده است، قانون منع حجاب در فرانسه به هيچ وجه به معناي مخالفت با اسلام نيست.»
در پي اين طرح دولت فرانسه و ابراز نظرات دولتمردان اين كشور، موجي از اعتراض در سراسر عالم اسلام برخاست.

مسلمانان اعتراض خود را نسبت به اين قانون و طرح دولت فرانسه اعلام داشته و آن را محكوم كرده و اين طرح را مغاير با دموكراسي و حقوق بشر دانسته اند.

اين موج عظيم اعتراض در سراسر جهان مؤيد اين مطلب است كه حجاب براي زنان مسلمان يك انتخاب و يك حركت كاملا خودخواسته است.

«ژان ماري لوستيژيه» رهبر كاتوليك هاي فرانسه ضمن اعتراض به طرح منع حجاب گفت: «دولت پاريس ممكن است با تصويب قانون منع علايم مذهبي در مدارس جنگي مذهبي در اين كشور به راه اندازد. با تصويب اين قانون، به جايگاه مذهب در فرانسه خدشه وارد مي شود. اين موج ضدمذهبي كه دولت فرانسه به راه انداخته، كاتوليك هاي كشور را نگران ساخته است.»

در كنار موج اعتراضات مسلمانان شخصيت هاي برجسته جهان اسلام در اظهاراتي منع حجاب در مدارس و دانشگاه هاي فرانسه را مغاير با حقوق فردي دانستند.

از ديد علماي اسلام حجاب يك اصل و يك فريضه واجب است كه در قرآن كريم به آن به صراحت تأكيد شده است.

طرح قانون منع حجاب زنان در فرانسه حاكي از ناآگاهي و ناآشنايي دولت فرانسه با فلسفه حجاب و بطور كل تعاليم اسلامي است و دولت فرانسه اين مطلب را ناديده انگاشته است كه اسلام، آيين گفت وگو، درك متقابل، همكاري و هدايت است.

هيچ يك از تعاليم اسلام مغاير با زندگي طبيعي بشر و غرايز او نيست و سنت هاي الهي و قوانين اسلامي همه و همه براي تسهيل زندگي بشر است. بايد به دولت فرانسه يادآوري كرد كه حجاب اسلامي يك امر نمادين يا نمايشي نيست، بلكه يك فريضه براي زنان مسلمان است.

حجاب شناساننده زن مسلمان است و در واقع دولت فرانسه با تصويب اين طرح، هويت زن مسلمان را ناديده انگاشته است. حجاب در كليه مذاهب الهي به نوعي وجود دارد. آيا دولت فرانسه مي تواند از ورود راهبه هاي مسيحي كه به نوعي حجاب دارند، به مدارس و دانشگاه هاي دولتي جلوگيري كند؟
دولت فرانسه بايد بداند كه هر فرانسوي داراي يك مسلك و مذهبي است و همه مذاهب داراي هويت و مناسك مربوط به خود هستند. اگر فرايض و نمادها و نشانه هاي مذاهب گوناگون از اجتماع فرانسه حذف شود، آيا از زندگي واقعي فرانسويان هم حذف خواهد شد. آيا دولت فرانسه مي خواهد با هويت مذهبي ملت خود اعم از مسلمان، مسيحي، يهودي و... مبارزه كند؟

كشور فرانسه از نظر فرهنگ و گسترش دموكراسي و قانونمداري و احترام به حقوق بشر آزادي بيان و آزادي انديشه از سرآمدان اروپا بوده است. آيا به راستي دولت فرانسه تصميم دارد اين نظر مثبت را كه جهانيان به فرانسه دارند، خدشه دار سازد؟

دولت فرانسه براي حفظ و تقويت روابط خود با ملت هاي مسلمان بايد از تصويب طرح ياد شده در مجلس نمايندگان اين كشور جلوگيري كند.

حجاب درعرفان و روح سياسي سهروردي

در دومين روز از همايش «عرفان، اسلام، ايران و انسان معاصر- بزرگداشت شهاب الدين سهروردي» دكتر سعيد بيناي مطلق استاد فلسفه دانشگاه اصفهان درباره حجاب در عرفان و ريشه هاي آن در بي نهايت الهي سخنراني كرد.

وي با تأكيد بر آن كه حجاب، آشكار كردن و پنهان كردن ذات الهي است، گفت: يعني حجاب علاوه بر آن كه پوشاننده ذات الهي است، آن را آشكار نيز مي سازد.

بيناي مطلق، حجاب را به سه بخش «نيت الهي بر وجود»، «جلوه گري وجود آفريننده» و «آفرينش هستي» تقسيم كرد و خاطرنشان كرد: در زماني كه حجاب به عنوان پوشاننده ذات الهي است، وجه قهار بودن مطلق الهي ظهور مي يابد و هنگامي كه بر جلوه ذات حق مي رسد به وجه رحمانيت مطلق الهي دلالت دارد.
وي يادآور شد: خداوند در قرآن با استفاده از كلماتي چون «سماوات» و «ارض» بر وجه آشكاركننده حجاب تأكيد كرده و «دنيا» را وجه دور كننده و پوشاننده حجاب ميداند.

دكتر محمدعلي موحد يكي ديگر از سخنرانان با اشاره به روح سياست در آثار سهروردي، در سخناني با عنوان «نسبت شيخ اشراق و شمس تبريزي» قرون 6 و 7 هجري قمري را به لحاظ وجود متفكراني چون برادران غزالي، عين القضات همداني، نجم كبري، نجم رازي، شيخ اشراق، ابن عربي، شمس تبريزي، مولانا و حتي در ساحت هاي غيرعرفاني كساني چون طوسي، ياقوت حموي و رشيدالدين فضل الله، از بارورترين و پررونق ترين دوره هاي ايران دانست.

وي گفت: در اين ميان اگر بخواهيم بزرگي اشخاص را با تأثيرشان بسنجيم بي ترديد سهروردي، ابن عربي  وشمس تبريزي را بايد در درجه نخست قرار داد.

دكتر موحد با اشاره به ارتباط ابن عربي و شيخ اشراق، زندگي شيخ اشراق را متأثر از ابن عربي دانست. وي همچنين به نقل از شمس تبريزي درباره سهروردي گفت: آن شهاب را آشكارا كافر مي گفتند آن سگان. و از اين گفته چنين استنباط مي شود كه در آن زمان هنوز شيخ اشراق را بي دين مي دانستند.
موحد با تأكيد بر آن كه ابن عربي و شيخ اشراق به شاخه عرفان نظري تعلق دارند، نام نبردن ابن عربي از سهروردي را تأمل برانگيز دانست و ادامه داد: شمس در اشاراتي كه دارد صريحاً مي گويد كه سهروردي كشته راه سياست است.

وي در پايان پيشنهاد كرد: آثار سهروردي بازخواني شود تا گستره فكر او براي همگان معلوم شود.

{  تدوين و تنظيم :مينا خاني به راهنمايي دكتر قبولي }

منابع:

1- تاريخ تمدّن ، صفحه 552 ، جلد 1

2-  جوهري ,  صحاح اللغه ,  الحجاب: الستر; فيومي ,  المصباح المنير , حجبه حجبا من باب قتل

3- استاد مطهري ,  مسئله حجاب ,

4- علامه سيد محمد حسين فضل الله ,  مجله پيام زن , " جوانان ,  ورزش و حجاب "  شماره 74 ,

5- مجلسي , بحار الانوار , ج 104 , ص 34 .

6- احمد صبوري اردوباري , آيين بهزيستي اسلام , ج 3 , ص 302

7- غلامعلي حداد عادل , فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي , ص 69- 70 .

8- سه بعد قبل , از كتاب مسئله ي حجاب , استاد مطهري , ص 84 – 94

9- كتايون مير شفيعي , روزنامه نوروز , 18/4/80 ,  ص 8 , ستون سوم .

10-  مرتضي مطهري ,  پاسخ هاي استاد به نقدهايي بر كتاب  مسئله ي  حجاب ,  ص 13 .

11- مقاله" آزادي و برابري زن  در  اسلام " نشريه  آواي  زن , شماره  21

12- غلامعلي حداد عادل , فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي , ص 63 , به نقل از : " تفاوت هاي زن 13ومرد از نظر فيزيولوژي و روانشناسي " ,  دكتر محمود بهزاد ,  مجله ي نگين ,  شماره ي 134 , تيرماه

14- غلامعلي حداد عادل, همان , ص 64 , به نقل از كتاب : the psycholojy of  clothes , ص 107 .

15- حر عاملي , وسائل شيعه , ج 14,  ص 140 , روايت 12 .

16- محمدي ري شهري , ميزان الحكمه , ج 2 , ص 570 , واژه ي حيا .

17- سيد مهدي قانع , " انسان , پوشش و ريشه هاي تاريخي " , مجله ي پيام زن , شماره ي 19  , ص 68 .

18-" لايري الجاهل الا مفرطا او مفرطا " ( ميزان الحكمه ، ج2، ص 155)

19- تمثيلات ، ج 1 ، ص 143، آيت الله حائري شيرازي .

20- صدوق,  علل الشرايع , ج 1 , ص 163: " فتجلبيت بجلبابها و تبرقعت ببرقعها و ارادت النبي(ص) ."

21- طبرسي , الاحتجاج , ج 1 , ص 98 .

22- تفسیر المیزان جلد  4 , ص 541

23- تفسیر الحکمه ج 3 , ص 57



[1] - تاريخ تمدّن ، صفحه 35 ، جلد 12

[2] - تاريخ تمدّن ، صفحه 552 ، جلد 1

[3] - تاريخ تمدّن ، صفحه 111 ، جلد 1

[4] - آيه ي 31

[5] -  جوهري ,  صحاح اللغه ,  الحجاب: الستر; فيومي ,  المصباح المنير , حجبه حجبا من باب قتل

[6] - در قرآن اين كلمه در هشت مورد به كار رفته كه بيشتر به معناي حاجز ,  مانع ,  حايل و پرده است .

[7] - استاد مطهري ,  مسئله حجاب ,  ص 78 .

[8] - علامه سيد محمد حسين فضل الله ,  مجله پيام زن , " جوانان ,  ورزش و حجاب "  شماره 74 , ص 19 .

[9] - سوره ي حجرات ( 49 ) , آيه 13 .

[10] - سوره ي احزاب ( 33 ) , آيه ي 59 .

[11] - مجلسي , بحار الانوار , ج 104 , ص 34 .

[12] - براي اگاهي از ابعاد گسترش اين حرص و ولع ر.ك : جلال رفيع,  يادداشت ها و رهآوردهاي سفر نيويورك , در بهشت شداد امريكاي متمدن ,  امريكاي متوحش .

[13] - احمد صبوري اردوباري , آيين بهزيستي اسلام , ج 3 , ص 302

[14] - غلامعلي حداد عادل , فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي , ص 69- 70 .

[15] - سه بعد قبل , از كتاب مسئله ي حجاب , استاد مطهري , ص 84 – 94 , ( با دخل و تصرف) اقتباس  شده است .

[16] - ديوان حافظ, غزل 37.

[17] - كتايون مير شفيعي , روزنامه نوروز , 18/4/80 ,  ص 8 , ستون سوم .

[18] -  مرتضي مطهري ,  پاسخ هاي استاد به نقدهايي بر كتاب  مسئله ي  حجاب ,  ص 13 .

[19] - سوره ي نور )  24 ) ,  آيه 31 .

[20] -  سوره ي احزاب ( 33 ) آيه ي 59 .

[21] - طبرسي , مجمع البيان , ج 7 ,  ص 155 .

[22] - مقاله" آزادي و برابري زن  در  اسلام " نشريه  آواي  زن , شماره  21

[23] - غلامعلي حداد عادل , فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي , ص 63 , به نقل از : " تفاوت هاي زن ومرد از نظر فيزيولوژي و روانشناسي " ,  دكتر محمود بهزاد ,  مجله ي نگين ,  شماره ي 134 , تيرماه 1355 .

[24] - غلامعلي حداد عادل, همان , ص 64 , به نقل از كتاب : the psycholojy of  clothes , ص 107 .

[25] - حر عاملي , وسائل شيعه , ج 14,  ص 140 , روايت 12 .

[26] - محمدي ري شهري , ميزان الحكمه , ج 2 , ص 570 , واژه ي حيا .

[27] - سيد مهدي قانع , " انسان , پوشش و ريشه هاي تاريخي " , مجله ي پيام زن , شماره ي 19  , ص 68 .

[28] - در بعضي از روايات آمده كه موههاي خود را مانند اسب مي كنند .

[29] - " لايري الجاهل الا مفرطا او مفرطا " ( ميزان الحكمه ، ج2، ص 155)

[30] - اينكه نظر كليسا را به عنوان قوانين بشري آورده ايم بدين دليل است كه ريشه ديني و الهي براي منع ازدواج قائا نيستيم .

[31] - البته اين يكي از دلايل است .

[32] - در پاسخ به سوالي كه خبر نگار پرسيده بود :

 برخي از رسوم اسلامي مانند حجاب اجباري ، رها شده است ، آيا در جمهوري اسلامي از نو اجباري خواهد شد؟

[33] - تمثيلات ،ج 1، ص 139 ، آيه الله حائري شيرازي .

[34] - تمثيلات ، ج 2، ص121، آيت الله حائري شيرازي.

[35] - تمثيلات ، ج 1، ص 139، آيت الله حائري شيرازي .

[36] - تمثيلات ، ج 1، ص 140، آيت الله حائري  شيرازي .

[37] - تمثيلات ، ج 1، ص 152، ايت الله حائري شيرازي .

[38] - تمثيلات ، ج 1 ، ص 143، آيت الله حائري شيرازي .

[39] - صدوق,  علل الشرايع , ج 1 , ص 163: " فتجلبيت بجلبابها و تبرقعت ببرقعها و ارادت النبي(ص) ."

[40] - طبرسي , الاحتجاج , ج 1 , ص 98 .